بسم الله الرحمن الرحیم … علامه ی حسن زاده دست پرورده و وصی علمی حضرت علامه شعرانی رحمه الله بود. از آن عالم های ذوالفنون و جامع الاطرافی که در عین ملا بودن عارف و انقلابی و شاعر هم بود. درباره ی علامه شعرانی گفته اند که خواجه نصیر زمانه در علمیت بودند و درباره علامه حسن زاده هم می توان این حرف را زد. حقیقتا افتخار حوزه علمیه بود و یاد شیخ بهائی رحمه الله را زنده می کرد. خداوند روح پاکش را غریق رحمت بفرماید. در ادامه پوسترهایی از این بزرگمرد تقدیم می گردد:
پوستر یک : نجات می دهیم …
قبل از پانزده خرداد سال هزار و سیصد و چهل و دو که در تهران مشغول تدریس بودم، شنیدم حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(قدس سـرّه) روحانیانی را که برای ایام محرّم جهت تبلیغ به اطراف و اکناف میروند موظف نموده اند که مسایل اجتماعی و سیاسی عالَم اسلام و مشکلات جـامعه مسلمین و خصوصا اوضاع ایران را به گوش مردم برسانند و مردم را دراین زمینه آگاه نمایند، لذا بنده که برای ایام محرّم عازم آمل بودم احســاس کردم این وظیفه متــوجه من نیز می باشد و باید در انجام آن بکوشم، بدین جهت قبل از آنکه بسوی آمل بروم خود را به قم رسانیدم. قمی که با هیچ یک از خیابانها و کوچه هایش آشنا نبودم، سراغ منزل امام را گرفتم و به حضورشان شرفیاب شدم و به محضرشان عرضه داشتم که بنده حسن حسن زاده آملی هستم و فعلا در حوزه علمیه تهران مشغول تحصیل و تدریسم. اساتید من عبارتند از حضرت علامه میرزا ابوالحسن شعرانی و …شنیدم که حضرت عالی روحانیون را مکلف کرده اید تا مسائل سیاسی و مشکلات اجتماعی مسلمین را برای عموم مردم بیان کنند. لذا من که یکی از طلبه های سرشناس آملم و جهت تبلیغ عازم آن دیارم، آمده ام به شما بگویم من هم مانند دیگران در خدمتم و شما نیز ان شاء الله در اهدافتان موفق خواهید شد و همه با هم دست بدست هم می دهیم و انشاءالله تعالی کشور را از دست فسقه و فجره نجات می دهیم و دین خدا را پیاده می کنیم. («جمال سالکین» صفحه ۱۷۵)
پوستر شماره دو: عالم ربانی و سالک توحیدی ذوالفنون ..
بسم الله الرّحمن الرّحیم. با تأسف خبر درگذشت عالم ربّانی و سالک توحیدی، آیت الله آقای حسنزادهی آملی رحمة الله علیه را دریافت کردم. این روحانی دانشمند و ذوفنون از جملهی چهرههای نادر و فاخری بود که نمونههای معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را مینوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهرهمند میسازد. نوشتهها و منشأت این بزرگوار منبع پر فیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود انشاءالله. (پیام حضرت امام خامنه ای حفظه الله ۴ مهر ۱۴۰۰)
پوستر شماره سه: آیت الله المعظم خامنه ای کبیر …
حضرت امام خامنه ای حفظه الله در تجلیل از مقام والاى علمى ایشان، فرمود: «استادى کسى همچون حضرت آقاى حسن زاده آملى (دامت معالیه) که میان مراتب علمى و مقامات و فتوحات معنوى و روحى جمع کردهاند، براى هر مؤسسه علمى و دانشگاهى و حوزوى مغتنم و موجب افتخار است».. حضرت علامه در پی سفر رهبر معظم انقلاب به شهرستان آمل در سال ۱۳۷۷ کتاب «انسان و عرفان» خود را به ایشان تقدیم کردهاند، که در اول آن آمده است: رهبر عظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران جناب آیت الله المعظم خامنهای کبیر (متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف) قائد ولیّ وفیّ، و رائد سائس حفیّ، مصداق بارز «نرفع درجات من نشاء» میباشد. عزّت و شکوت روز افزون آن قائد اُسوهی زمان را همواره از حقیقة الحقائق مسئلت دارم و امیدوارم دادار عالم و آدم همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد. .. جمله زیبای دیگری که از وی مشهور ومعروف شده بسیار قابل تامل است: گوشتان به دهان رهبر باشد، چون ایشان گوششان به دهان حجةبنالحسن (عجل الله فرجه) است…رهبر عظیمالشأنتان را دوست بدارید، عالمی، رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه، کسی که دنیا شکارش نکرده، من جایی [سراغ] ندارم که عرض کنم. (نقل از سایت خبرگزاری تسنیم و شبستان)
پوستر شماره چهار: تازه طلیعه کار است …
طرفدار حقوق بشر، قرآنست كه منطق وحى است، شما ملّت مسلمان به حق قيام كرده ايد كه هدف مقدّس شما إعلاى منطق وحى است. امروز در روى زمين جز كشور جمهورى اسلامى كشورى ايران ادعاى طرفدارى حقوق بشر بنمايد دروغ گفته است، به دين خدا افتراء بسته است، چيزى كه عيانست چه حاجت به بيانست… اين انقلاب، نعمت عظيمى است كه بما روى آورده است، قدر اين انقلاب را بدانيم، قدر اين جمهورى اسلامى را بدانيم، اين تازه طليعه كار است كه الحمد للّه استعدادها بكار افتاده است و خفته ها بيدار شدند. اين هنوز اول آذار جهان افروز است*** باش تا خيمه زند دولت نيسان و ايار … ما تازه براه افتاده ايم، ما هنوز از دورادور، سايه طلعت قرآن را مى بينيم، هنوز طلعت دلآراى آن را از نزديك آنچنانكه بايد زيارت بكنيم و لمس بنمائيم و بچشيم و بيابيم و در جان خودمان بنشانيم و اعتلاى وجودى پيدا كنيم و قرآنى بشويم، بدست نياورده ايم، ما تازه گفته ايم الف، خوش باش كه عاقبت بخير است تو را، ايران بهشت مى شود و «مدينه فاضله» مى گردد و كشور نمونه و انسان ساز و سرمشق كشورهاى ديگر خواهد شد، در ايران اسلام راستين و به حق دارد خودش را ارائه مى دهد، قرآن كه منطق وحى است، دارد در متن اين اجتماع پياده مى گردد… خداوند متعال اين ملت اسلامى ما را، و اين كشور جمهورى اسلامى ما را، و اين انقلاب عظيم اسلامى ما را، و رهبر بزرگوار و روحانيت عزيز و رزمندگان سلحشور ما را در كنف عنايت خويش و حمايت ولى اللّه اعظم ارواحنا فداه حفظ بفرمايد. ( مجموعه مقالات حضرت علامه حسن زاده آملی رحمه الله، ص: ۱۰۸)
پوستر شماره پنج: شکسته است …
علامه حسن زاده رحمه الله از جانبازی خود در مبارزات انقلاب اسلامی چنین نقل می فرمایند: در بحبوحه انقلاب در مسجد اعظم مشغول افاده و افاضه به طلاب حوزه علمیه بودیم که مورد هجوم عوامل رژیم منحوس شاه قرار گرفته و از ناحیه قفسه سینه شدیدا مورد آسیب قرار گرفتم. در آن موقع وقتی به خود آمدم فکر کردم به دلیل هجوم یاغیان ساعتم که در جیبم بوده شکسته است ولی دیدم نه، دنده ها آسیب دیده و شکسته و به طرف قلبم خم شده است… (نقل از سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی)
پوستر شماره شش: همین گونه که بوده اند…
ما هدفمان چیست؟ هدف ما رسیدن به منطق وحی و دستورالعمل مدینه فاضله الهی است و آن دستور، قرآن و سنت است. جوامع روائی ما شعب قرآن هستند و از آن نشات می گیرند و به تعبیر من ، قرآن متنزّل هستند. از شما می پرسم آیا قرآن و جوامع روائی ما چگونه هستند ؟ آیا اختصاصی هستند ؟ یا همه چیز در آنها هست؟ چگونه ممکن است که آخوند فقط یک رشته بداند؟ او ادبیات می خواهد، منطق و فلسفه می خواهد، عرفان لازم دارد. یک آخوند باید آنچه را از ائمه معصومین علیهم السلام در زمینه عرفان وجود دارد که از بیان هر عارفی سنگین تر است بفهمد. همینطور آخوند فقه می خواهد، اصول می خواهد و … دین ما یک مجموعه دائرة المعارف الهی است که باید آخوند ما این دائره المعارف را حل کند و به زبانش آشنا باشد، طلبه اگر حقیقتا بخواهد درس بخواند، به خوبی این دائره المعارف را فرا می گیرد و در هر فن هم ، مرد آن فن می شود! همانگونه که بزرگانی را داریم. مرحوم فاضل تونی رحمه الله نقل می فرمود که آدم وقتی که به کتاب ارث جواهر می رسد، می بیند که صاحب جواهر یک ریاضی دان توانائی بوده که خوب از عهده تقسیم بندیها و محاسبات برآمده است . مگر می شود یک فقیه ریاضیات نداند؟ هیات و نجوم نداند؟ لمعه را ببینید! مستند مرحوم نراقی را ببیند که در بحث قبله چگونه بحث کرده اند؟ جناب شیخ بهائی رحمه الله در مفتاح الفلاح که بحث صبح صادق و صبح کاذب را مطرح می کند،وقتی می خواهد بحث ریاضی اش را مطرح کند،با آنکه خود خرّیت فن است اما از کتاب تذکره علامه حلی رحمه الله که کتاب فقهی است بحث ریاضی را نقل کرده است.. ادامه آورده شود
پوستر شماره هفت: کاری مهمتر از آن نداریم …
ما در عالم کاری مهمتر از خودسازی نداریم . تمام این درس و بحث برای آن است که خودمان را درست بسازیم. در حکمت متعالیه مبرهن است که بالهای علم و عمل انسان سازند و انسان ابدی است، برای ما «الی» و «حتی» و «متی» راه ندارد. برای طیران به قله معارف و سعادت به هر دو بال لازم داریم . کتب اخلاقی هم بزرگان ما زیاد نوشته اند. مانند «احیاء الاحیاء» مرحوم فیض و «جامع السعادة» مرحوم نراقی و … که این کتابهای اخلاقی بطون آیات و روایات اند که برای انسان سازی اند . تمام درسهایی که خوانده می شود و حوزه هایی که تشکیل می شود و بحث و تحقیقی که می شود همه برای این است که انسان بتواند نهال وجود خودش را از قوه به فعلیت برساند و از نقص به کمال بکشاند و انسان سعادتمند بشود. (عارف ذوالفنون، تالیف برادر قادر فاضلی ص ۸۲)
پوستر شماره هشت: تحصّن علّامه ها…
در پی چاپ کاریکاتوری از علامه ی مصباح یزدی در تاریخ دهم بهمن ماه سال ۷۸ در روزنامه ی آزاد بسیاری از علمای قم در مسجد اعظم برای دفاع از ایشان تحصن فرمودند و دروس حوزه در تاریخ ۱۶ بهمن تعطیل گردید. از جمله ی بزرگان شرکت کننده در این تحصن می توان به علامه حسن زاده آملی، علامه جوادی آملی، آیت عظام نوری همدانی، علوی گرگانی مشکینی، یزدی، احمدی میانجی و ممدوحی اشاره کرد. (کتاب گفتمان مصباح نشر مرکز اسناد انقلاب اسلامی ص ۶۸۴)
پوستر شماره نه: با هم جمع نمی شوند …
با دو قبله در ره معبود نتوان زد قدم *** یا رضای دوست باید یا هوای خویشتن… طلبه معشوقش درس و کتاب و استاد است و محضر استاد… به هوس راست نیاید به تمنّی نشود *** کاندرین راه ، بسی خون جگر باید خورد… باید با عزم و اراده و استقامت پیش رفت . با تن پروری و تجملاتِ زندگی و پریشان خاطری نمی شود. امکان ندارد انسان بخواهد درس بخواند و دنبال آبادی و عمران دنیا هم باشد، این دو با هم جمع نمی شوند. جناب شیخ الرئیس ابوعلی سینا در یکی از رسائل خود، به نام رساله سعادت حدیثی را از پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند: ان الحکمه لتنزل من السماء فلا تدخل قلبا فیه همّ غد. حکمت از آسمان نازل می شود، پس بر قلبی که در آن همّ و غم و غصه فردا هست، داخل نمی شود. نفس مطمئنه است که علوم و معارف را می گیرد. نفس مضطربه به جائی نمی رسد. شخص پریشان خاطر عالم نمی شود. همّ واحد می خواهد. اصولا تعقل با تعلق جمع نمی شود. کتابهای تذکره احوال علما را بخوانید، با شرح حال بزرگان آشنا شوید و ببنید که در راه معشوقشان – که تحصیل علم و کمال است – مشتهیات نفسانی را زیر پا گذاشتند. این بود که شیخ طوسی شدند، علامه حلی شدند، محقق طوسی شدند، فارابی شدند، ملاصدرا شدند، صاحب جواهر شدند و … (کتاب گفتگو با علامه حسن زاده آملی رحمه الله به اهتمام محمد بدیعی ص ۱۰۴ و ۱۰۵)
پوستر شماره ده: هر دو باید باشد…
پرسیدند از ناحیه استاد موفقیت به دست می آید یا شاگرد؟ جواب این است که هم استاد، باید پخته ، کتابی ،اخلاقی و مربی باشد و از جانب شاگرد هم باید جدیت به تمام معنی وجود داشته باشد.. هم کوشش و هم کشش می خواهد. صبر می خواهد . انسان جویای علم و معرفت ، همه چیز را باید زیر پا بگذارد مگر خدا و راه استکمال را. با پریشان خاطری و کثرت تعلقات و همّ گوناگون داشتن و عدم استقامت ، نمی توان به جائی رسید.استاد باید قوی باشد، اما شاگرد هم بایداستقامت داشته باشد. تااستقامت نباشد، کسی به جائی نمی رسد ( ان الذین قالوا ربناالله ثم استقامو، تتزل علیهم الملائکه …)(کتاب گفتگو با علامه حسن زاده آملی رحمه الله به اهتمام محمد بدیعی ص ۱۰۴ و ۱۰۵)
پوستر شماره یازده: پشیمان می شوند….
بنده عرضم این است که ره چنان رو که رهروان رفتند. بهترین روش را روش پیشینیان خودمان می دانم. از حذف بعضی از کتابها که امروزه حذف شده راضی نیستم . مثلا قوانین و فصول برداشته شد، حیف است. قوانین و عده الاصول – شیخ طوسی – غیراز مسائل رائج اصولی، مباحثی ارزنده دارند. مثلا در عده و قوانین این بحث را طرح فرموده اند که جناب رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلّم ) پیش از بعثت ، به چه دینی بوده اند؟ در آخرین قانون از کتاب قوانین مطرح می کنند: الحق ان نبینا (صلی الله علیه و آله و سلم ) کان قبل بعثته علی دینه. چرا اینها را طلبه نشنود؟ چرا بحث نشود؟ طلبه باید مطول بخواند، کشاف ببیند، تفسیر مجمع البیان بخواند، یکی از توفیقاتی که داشتیم این بود که نزد مرحوم علامه شعرانی رحمه الله ، کتاب شرح شاطبی خواندیم . این کتاب هزار و خرده ای بیت شعراست در تجوید استدلالی قرآن. استاد شعرانی می فرمود، این کتاب در زمان ما درسی بود. مجمع البیان را نزد ایشان از اول تا آخر خواندیم. مجمع یک کتاب سنگین علمی و اساسی است .طلبه چگونه ملا بشود؟ ما با اینکه این کتابها را خواندیم و مباحثه کردیم و گفتیم این دو کلمه را بلدیم ! اگراینها خوانده نشود، طلبه به کجا می خواهد برسد؟! این شتابزدگی ما درست نیست و حیف است. با شتابزدگی کسی به جائی نمی رسد. بنده ، قصد تعییر کسی را ندارم اما می بینم بعضی از عزیزان، خیلی در تحصیل شتابزده اند. و در صحبتها از کتبی صحبت به میان می آید که طبق متعارف نباید مشغول به آن کتب باشند. معلوم است که خیلی زود بالا آمدند و با شتاب درس خواندند ، این گونه انسان ملا نمی شود! مگر کسی بخواهد یک سری اطلاعات داشته باشد و الا با این گونه شتاب و بدون تامل کافی، کسی به جائی نمی رسد. راه ملا شدن این نیست . باید مقدمات کار، قوی و محکم باشد، در بسیاری یک نحوه عجله وجود دارد که اینها بعدا پشیمان می شوند – واین حیف است – رسم و روش تحصیل این نیست . با تانی بالا بیایند همانطور که رسم پیشینیان بود که حتی درسها را پیش مطالعه می کردند – تا چه رسد به مباحثه و مذاکره . (کتاب گفتگو با علامه حسن زاده آملی رحمه الله به اهتمام محمد بدیعی ص ۱۱۱ و ۱۱۲)
پوستر شماره دوازده: در ادعیه و مناجات ها…
آن اسرار و لطائفی که در ادعیه و در مناجاتها و در اذکار ائمه علیهم السلام پیدا می شود در روایات پیدا نمی شود و جهتش را هم به عرض رساندیم که در روایات نوعا مخاطبشان اکثری مردم هستند و در آنجا حضرات محکوم هستند به : کلم الناس علی قدر عقولهم، لذا به فراخور فهم مردم با آنها صحبت کرده اند اما درادعیه، دراذکار، در اوراد، نخیر… آنجا در خلوت خانه عشقشان، در آن شبهای تارشان، با محبوب و معشوق حقیقیشان، آنچه که در نهانخانه سرّشان و ذاتشان داشتند، شیرین زبانی کردند و پیاده کردند. آن لطائفی که در کتب ادعیه استفاده می شود در روایات نمی شود. ما ذخائر داریم، ما کتاب داریم، در تمام فنون کتاب داریم، در تمام فنون روایات داریم و حیف است که ما از این ذخائر وسائط فیض خودمان بی بهره بوده باشیم .جناب سیدعلی خان مدنی – رضوان الله تعالی علیه ایشان، صحفیه سجادیه را به نام ریاض السالکین شرح کرده اند. جناب شیخ بهائی بر صحیفه حواشی و تعلیقات دارند. مرحوم فیض هم همینطور. مرحوم سیدجزایری همینطور… و در زمان ما مرحوم استاد آقای قمشه ای ترجمه کرد و جناب استاد آقای شعرانی ترجمه کرد با آن حواشی عجیب و سنگینی که بر صحیفه سجادیه دارد. کتابهای بسیاری که از ائمه اطهار ما روایات عدیده و رسائل گوناگون، اینهمه فیض ها و برکات از آن وسائط فیض الهی به ما رسیده است . طلبه هدفش باید قرآن باشد و روایت باشد. . (کتاب گفتگو با علامه حسن زاده آملی رحمه الله به اهتمام محمد بدیعی ص ۱۲۳و ۱۲۴)
پوستر شماره سیزده: همه از آخوندهای اسلام است…
این آثار قلمی فارسی نویسندگان علمای ما همه برای دیگران سند و شاهدند. کتابهایی را که بزرگان ما نوشته اند مثلا این اوصاف الاشراف خواجه نصیر رحمه الله را می بینید. این اخلاق ناصری او را بینید. آن رساله باباافضل کاشی را که رساله ارسطو را در نفس ایشان ترجمه کرده اند و چه بسیار کتاب نوشته شده. یکی و دو تا و ده تا و صدتا و هزارتا نیست این کتابها. اینها دانشمندان و علمای ما بودند. به نظم و نثر فارسی شیوا و رسا کتابها نوشته اند، اینها آخوند بودند. این نظامی آخوند بود. سنائی آخوند بود. حافظ آشیخ محمد بود. و همینطور سعدی شیخ سعدی بود. اینها ملّا بودند در رشته های گوناگون، در همه فنون اسلامی زحمت کشیده بودند. منتهی ذوق شعری شان خیلی ظریف بود و طعبشان خیلی بلند بود و به شعر و شاعری شناخته شدند خدا رحتمشان کند. اینها کسانی هستند که الان تمام کتابخانه های کره زمین، ارزش کتابخانه هایشان را باید بگویم که علمای اسلام فراهم کرده اند. نسخه هایی که دارند در ظریف کاری شان، و صنعت قلمی شان، جهات دیگرشان، نظم شان، نثرشان، کارهای هنری شان، همه از آخوندهای اسلام است، همه از روحانیت اسلام است. تمام کتابهای ارزنده کره زمین و موزه هایی که در کره زمین هست، اینها همه از آثار قلمی، از هنردستی روحانیون ما در همه ابعاد است این را نمی شود انکار کرد. (کتاب گفتگو با علامه حسن زاده آملی رحمه الله به اهتمام محمد بدیعی ص ۱۲۸و ۱۲۹)
پوستر شماره چهارده: آن وقت حرفهای دیگران را می فهمیم…
این سوال را افراد گوناگون از آقایان طلاب می پرسندکه غیراز متون درسی، روشها و سنتهائی که در بین حوزه های قدیم متداول بوده است و به پیشرفت تحصیل کمک می کند، در مورد آنها ما چه کنیم ؟ به آنها عرض می کنم ، همّ شما به کتابهای درسی باشد. چون کتابهای درسی، کتابهای سنگینی است و عقل، وقتی مطالب سنگین را حل کرد، کتابهای ساده و سبک خود به خود حل می شود. در اینجا باید حرف فهمیدن را آموخت. وقتی حرف فهمیدن را آموختیم، حرفهای دیگر را می فهمیم. چون یک مقدار باید تنوع باشد، طلبه به کتابهای روائی – اخلاقی و … هم بپردازد. تنوع در مطالعات طلبه باید کار روی قرآن، تفسیر، روایت و کتابهای ادبی باشد تا بتواند حوزه را حفظ کند. (گفتگو با علامه حسن زاده آملی رحمه الله به اهتمام محمد بدیعی ص ۱۱۲)
پوستر شماره پانزده: ریشه اش جهل است…
این کشمکشها راجع به افکار اشخاص وادیان هیچگاه به کلی خاتمه نمی پذیرد. اما ریشه بسیاری ازاختلافات و اتهامات، جهل است . شخص استاد ندیده است و یک چیزهائی پیش خودش، می پندارد و به همانها اکتفا می کند و نتیجه می گیرد…. کرده ای تاویل حرف بکر را *** خویش را تاویل کن نی ذکر را… نوع فرمایش مخالفین، برای آنست که پخته نیستند واستاد ندیده اند. فلاسفه الهی و متاله را مقایسه کنید با مخالفان آنان . تا درجه اختلاف علمی، مقامی، اخلاقی و سیر و سلوکی و آثاری آنها مشخص شود..آن شاعر سخن را به آنجا می رساند که : والجاهلون لاهل العلم اعداء ایشان نفرمود والعالمون لاهل الجهل اعداء ( علماء دشمن جاهلانند) از طرف دیگر نفرمود که بین آنها معادات و دشمنی طرفین است . فقط از آن طرف (جهال ) دشمنی است . بالاخره، لکه های ابر به کنار می رود و آفتاب حقیقت، خودش را نشان می دهد که الحمدلله، پله پله نمایان می شود و مشاهده می فرمائید. (کتاب گفتگو با علامه حسن زاده آملی رحمه الله به اهتمام محمد بدیعی ص ۱۱۵و ۱۱۶) .
پوستر شماره شانزده: مگر غیر از این نحوه بوده؟
چون جناب مرحوم استاد الهی قمشه ای حکمت منظومه را شروع به تدریس کرد، به این و آن اطلاع دادیم که هر کس بخواهد از این خرمن خوشه بردارد و از این مخزن توشه بگیرد، مقتضی موجود است و مانع مفقود.ر به مدت قلیلی جمع کثیری در حدود پنجاه تا شصت نفر شرکت کردند، یک هفته دو تا نشد که حسن زاده یکه و تنها شد.نماز مغرب و عشا را به مرحوم الهی اقتدا کردم، بعد از ادای فریضه رو به من کرد و گفت: آقا! منظومه را نیاوردی؟ عرض کردم: چرا ولی کسی نیامد، فرمود: همیشه همین طور بود، محصل کو؟ مگر حوزه درس ما در محضر استاد آقا بزرگ غیر از این نحوه بود؟ منظومه را بده . باز کرد و شروع به تدریس فرمود. تا پس از مدت مدیدی بعضی از یاران با وفا رفیق راه شدند و به همین روش بود، درسهایی که با استاد شعرانی و با دیگر اساتید داشتیم و اکنون که خودمان سمت تدریس را حایزیم، که «هر کسی پنج روزه نوبت اوست» نیز به همین منوال است، در ابتدای شروع ” ید خلون فی دین الله افواجا ” و پس از چند روزی” لولّیت منهم فرارا ” . آری، مگر هر کس موفق است که از ابتدای طلوع فلق تا انتهای غروب شفق، بلکه تا ماورای غسق، دفتر دانش را ورق زند، ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء. (نقل از کتاب جمع پراکنده)
پوستر: امام جمعه ی ذوالفنون …



































































