دریافت مجموعه پوستر از دانشمند فرهیخته استاد بزرگوار برادر مهدی گلشنی حفظه الله

0
513
۵
(۱)

بسم الله الرحمن الرحیم. استاد مهدی گلشنی حفظه الله از اساتید بزرگوار دانشگاه صنعتی شریف هستند که در عرصه سیاست گذاری علمی و مبارزه با جهت گیری سکولار در فضای علمی و سوق دادن رشد علمی کشور به سمت تحقق تمدن نوین اسلامی حق بزرگی بر گردن جامعه علمی و ملت عزیز ایران دارند. در ادامه پوسترهایی از برخی بیانات زیبای ایشان تقدیم می گردد:

پوستر شماره یک: دوباره طرد شدند….

رشد علم، فرهنگ مناسب می طلبد. در دوران تمدن اسلامی مانند دوران سامانیان و دوران آل بویه و در زمانی که روحیه تسامح و تضارب آراء وجود داشت، رشد علم پیشرفت زیادی داشته است. اما متاسفانه بعد از آن مکتب اشعری حاکم شد که علوم عقلی را به کناری گذاشت و صرفا به سراغ قرآن و سنت رفت. شیعیان در مقابل اشاعره ایستادند. حکومت اشاعره به نفع خلفای عباسی بود، زیرا در مکتب اشعری هر اتفاقی رخ بدهد خواست خدا است پس هر شخصی که به حکومت برسد، خواست خدا بوده است. در نتیجه چنین اندیشه ای حاکم شد و افرادی مانند غزالی از آن حمایت کردند. به تدریج علوم طبیعی از مدارس رسمی نظامیه خارج و علوم دینی خاص حاکم شد، بعد از مدتی کسانی مانند خواجه نصیر بودند که طبیعیات و ریاضیات را ادامه دادند و با اینکه خودشان در مدارس غیر رسمی این درس را خوانده بودند آن را در مدارس رسمی حاکم کردند. اما بعد از خواجه نصیر فلسفه الهی باقی ماند و علوم دیگر مثل طبیعیات و ریاضیات دوباره طرد شدند. در دوران صفویه هم با اینکه وضعیت خوبی از نظر اقتصادی حاکم بود، ولی علوم طبیعی و ریاضی محل توجه نبودند و این همزمان با آمدن دکارت و گالیله در غرب بود. خلاصه در جهان اسلام پیشرفت علم تا زمان قاجاریه متوقف شد… کشور ما در دوران قاجاریه در پی وقوع جنگ با روسیه متوجه کمبود علمی شد و دانشجو به خارج فرستاد و امیرکبیر دارالفنون را تاسیس کرد. با تاسیس دانشگاه تهران و ایجاد مدارس به تعلیم علوم پرداخته شد (سخنرانی عمومی گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف با سخنرانی دکتر مهدی گلشنی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مدیرگروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف- آبان ۹۶)

 

پوستر شماره دو: مورد تحقیر بود…

مسلمانان از دنیای قدیم چیزی را نجات دادند که ارسطو علیرغم نبوغش کاملاً در آن ناقص بود: علم ریاضی و مکانیکی. آن ها دانش ریاضی و طبی یونانیان را جذب کردند؛ چیزی که مورد تحقیر رومیان و بی توجهی مسیحیان بود. آن ها صبورانه به یک فرآیند طولانی توسعه تدریجی و تطبیق عملی که یونانیان آن را در بهترین شرایط خود محقر شمرده بودند، پرداختند. آنان از هند، علامت گذاری ضروری «عربی» و صورت بندی جبری را که بدون آن متجددین نمی توانستند بر کار یونانیان بیفزایند گرفتند و در اسپانیای قرن دهم، تمدنی را به وجود آوردند که دانش صرف نبود؛ بلکه در مورد هنرها و فنون حیات علمی به کار گرفته می شد. به طور خلاصه، آنان در قرون وسطی نوعی تفکر علمی و حیات علمی صنعتی را که ما به آلمان جدید نسبت می دهیم، دارا بودند. به نظر می رسد آنان برخلاف یونانیان، آزمایشگاه و آزمایشگریِ صبورانه را تحقیر نکردند و در طب، مکانیک، و در واقع، تمامی هنرها، علم را در خدمت بدون واسطه زندگی قرار دادند؛ به جای این که آن را به عنوان یک هدف نهایی حفظ کنند. اروپا از آن ها چیزی را که ما دوست داریم «روحیه بیکنی» بنامیم، به میراث برد؛ روحیه ای که در مقام توسعه دادن کرانه های امپراتوری انسان بر طبیعت است. ( نقلی در کتاب علم سکولار تا علم دینی از جان برنال، مهدی گلشنی، ص۹۸.)

پوستر شماره سه: بگو ابن سینا را ترجمه کنند…

بنده خودم از یک فیلسوف آمریکایی شنیدم و هم در مقاله او دیدم که می گفت: «اگر کیهان شناسی معاصر را از حالا بگیریم و به طرف عقب برویم، از هاوکینگ که به طرف ابن سینا می رویم، از آشفتگی به طرف وضوح می رویم». و به من در آمریکا می گفت: «به ملاها بگو که ابن سینا را ترجمه کنند». و می گفت: «وقتی من مقایسه می کنم وضعیت فعلی را با وضعیت تامس آکویناس، بعد تامس را مقایسه می کنم با ابن سینا، می بینم هر چه به طرف عقب می رویم، وضوح، بیشتر و بیشتر می شود. الآن عمقی که باید باشد، نیست.( گلشنی. مهدی، دین پژوهی (۱)، (موانع، تنگناها و بایسته ها)، جستارهایی…، تهیه و تنظیم: دبیرخانه دین پژوهان کشور/ ص۱۳۴)

پوستر شماره چهار: نامه نوشته بود…

دکتر گلشنی، رئیس گروه فلسفه علم شریف می گویند سال ها پیش نامه ای به مقام معظم رهبری نوشته و از معظم له خواسته دروس علوم جدید مانند ریاضیات و فیزیک در حوزه علمیه تدریس شود و ایشان هم در پاسخ، موافقت خود را اعلام داشته اند و برای اجرا به حوزه فرستاده اند. دکتر گلشنی می گوید دست خط مقام معظم رهبری را هم دارد. (از جملات بیان شده توسط دو مصاحبه کننده مهدی زارعی و کاظم افشین پور در مصاحبه خبرگزاری حوزه نیوز با دکتر کیاشمشکی – همچنین در کتاب فرهنگ و پیشرفت مطلوب استاد گلشنی ص ۴۳۸ و صفحات بعد داستان نامه مفصل آمده است.)

پوستر شماره پنج: علم دینی این است…

علم طبیعی دینی علمی است که در مقام جمع‌بندی‌ها، اصول جهان‌بینی دینی بر آن حاکم است و بر علوم بدون استثنا یک سری اصول متافیزیکی حاکم است. علم تنها یافته‌های تجربی نیست و این یافته‌های تجربی در پرتو بعضی اصول تعبیر می‌شود. کسی مانند «هایزنبرگ» یافته‌های فیزیک اتمی را با حاکمیت شانس در دنیای اتمی تعبیر می‌کند و فردی دیگر هم همان یافته‌های تجربی را براساس اصل علیت، بیست سال پس از هایزنبرگ مطرح می‌کند…علم دینی علمی است که اصول و سرنخ آن متافیزیک دینی و جهان بینی دینی است و برای ما که می‌بینیم محیطمان پر از ترجمه و رواج کتاب‌های ضد دینی است نه تنها امکان علم دینی مطرح است بلکه ترویج علم دینی هم یک ضرورت به شمار می‌رود. علم دینی نمی‌گوید تجربه را انجام ندهید و نظریه‌پردازی نکنید، اما می‌گوید همه این کارها را که کردید و خواستید جمع‌بندی کنید، آنجا که دسترسی به تجربه ندارید چه فرضی یا اصلی را انتخاب می‌‌کنید. اصولی که الآن بر فیزیک، زیست‌شناسی و علم امروز حاکم است با خداباوری نمی‌خواند، معنی علم دینی این نیست که تجربه کنار رود اما آنجایی که می‌خواهید چهارچوب انتخاب کنید، باید چهارچوبی باشد که با دین سازگار باشد و اخلاق، ارزش‌ها و زیبایی را در خود جای دهد و تمام تکالیف را معین کند. اگر یک عالم برای بعضی چیزها بیاید یک چهارچوب را انتخاب کند و برای دیگر موارد چهارچوب‌های دیگری را انتخاب کند در یافته‌ها و تصمیماتش تعارض حاکم خواهد بود. بنابراین نتیجه می‌گیریم که بر علم یک عده اصول عام حاکم است و این اصول عام می‌تواند قضیه را دچار تزلزل کند، و علم دینی می‌گوید باید حواس را در انتخاب آن اصول عام جمع کرد. (از بیانات استاد مهدی گلشنی در نخستین کرسی مناظره علم طبیعی دینی، امکان یا امتناع از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی و دانشگاه معارف اسلامی در قم بین حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه و استاد مهدی گلشنی ۵ بهمن ۹۶ – رسانیوز)

این مطلب هم خواندنیه:  بیان جنس و فصل انسان از زبان استاد جوادی آملی برگرفته از صحیفه سجادیه + پوستر

پوستر شماره شش: ما را به نگاه توام با حکمت باز می گرداند…

مسئله میان رشتگی بسیار برکت زاست و افق ها را باز کرده است، چرا که دانشمندان حرف های یکدیگر را می شنوند و این افق فکر را گسترش می دهد.علت جدا شدن علوم از هم و مخصوصاً علوم از فلسفه این بود که احساس کردند همه چیز با علوم طبیعی حل می شود و هیچ نیازی به علوم انسانی و فلسفه و… نیست. بنابراین شأن خاصی برای علوم تجربی قائل شدند. یک بُعد علوم تجربی هم کاربردهای آن بود که اسم آن را مهندسی می گذاریم. برای اینها نیز شأن قائل شدند ولی به بقیۀ حوزه های معرفت اهمیتی ندادند. اما تجربه نشان داد که مثلا جامعه شناسی بر فیزیک تاثیر دارد و جامعه شناسی باعث شد که برخی از مکاتب فیزیکی رواج بیشتری پیدا کنند.
قبل از رنسانس همۀ علوم طبیعت تحت فلسفه طبیعی قرار می گرفتند. اینها همگی بخشی از فلسفه بودند و بخش الهی فلسفه بر آنها حاکم بود. این نگاه در قرون وسطی و دورۀ تمدن اسلامی وجود داشت. مثلا ابن هیثم یک فیلسوف و یک فیزیکدان بود. ابوریحان نیز مورخ، منجم، معدن شناس و فیلسوف بود. اما در دروۀ رنسانس رشته ها از هم تفکیک شدند و علتش هم این بود که فکر می کردند علوم تجربی حلال تمام مشکلات است. به قرن بیستم که رسیدیم، نهرو نخست وزیر هند در دهۀ ۱۹۵۰ گفت هر مساله ای که علم –منظورش علم تجربی بود- به آن پاسخ ندهد، برایش جوابی وجود ندارد. در نیمۀ دوم قرن بیستم وضعیت عوض شد و فهمیدند جواب بعضی از سؤالات را از خود علم تجربی نمی توانند بگیرند. لذا حتی برخی از شخصیت های درجه اول علم که جایزۀ نوبل هم گرفتند، از محدویت های علم سخن گفتند. یعنی اینکه سوالاتی وجود دارند که ما نمی توانیم با علم تجربی به آنها پاسخ دهیم و باید به سراغ منابع دیگر برویم. لذا وسعت بینشی در نیمۀ دوم قرن بیستم حاصل شد، اما متاسفانه این وسعت بینش به جهان اسلام منتقل نشده است، در حالی که در دورۀ تمدن اسلامی این وسعت بینش وجود داشت. در آن دوران همۀ علوم مثل شاخه های یک درخت تلقی می شدند و یک جهان بینی بر همۀ آنها حاکم بود…میان رشتگی ما را به نگاه توأم با حکمت باز می گرداند.باید یک نگاه عمیق و بینش وسیع تری در مورد علم حاصل شود. نقطه ضعف ما این است که نگرش ما نسبت به علم یک نگرش کاملاً تفکیکی است. نگرش فعلی این است که جهان را متشکل از اجزای منفک از هم می داند. پزشک، فیزیکدان، زیست شناس و… هر کدام کار خود را می کنند و هیچ ربطی به هم ندارند. اما در واقع پزشکی و فیزیک با هم رابطه دارند. بینشی که لازم است حاکم شود این است که قدری کل نگر باشیم. ما نباید جزئی نگر باشیم که فقط به یک حیطه جزئی بپردازیم و فقط یک جنبه از یک موضوع را ببینیم. الان کسی نمی تواند همه رشته ها را بیاموزد و متخصص شود ولی باید اطلاعات کلی در مورد بقیه رشته ها را کسب کند. در آن موقع برخوردش با بقیه آدم ها و با بقیه رشته ها متفاوت خواهد بود. ابن سینا انسان را با یک بُعد وسیع تری از علوم صرفاً تجربی می دید. بنابراین بینش ابن سینایی می تواند به پزشک کمک کند. الان در غرب مشهور شده است که می گویند باید به بدن و به انسان به صورت یک کل نگاه کرد. این بینش وسیع تر باید از اول و از سطوح پایین آموزشی تعلیم داده شود.متاسفانه الان در ایران بعضی از حوزه های میان رشته ای وجود دارند ، ولی جامع نیستند که همۀ ابعاد ذی ربط را در نظر بگیرند. اینها باید جامع تر شوند. میان رشتگی باید در جاهایی راه بیفتد که افراد مرتبط با آن وجود داشته باشند. این مسئله نباید از بالا و به صورت فرمایشی پیگیری شود. در این صورت شما رشته ای را در دانشگاهی راه می اندازید ولی مقدمات ولوازم آن را رعایت نمی کنید (گفتگوی ایبنا با استاد مهدی گلشنی ۷ خرداد ۹۶)

پوستر شماره هفت: برکت زاست…

در آمریکا که قبلا رشته‌های مهندسی یا علوم‌پایه فقط دروس تخصصی خودشان را داشتند، ولی از سی، چهل سال پیش، دانشگاه‌های مهم آمریکا، مخصوصا بعضی دانشگاه‌های مهم در تکنولوژی (مثل ام‌آی‌تی یا انستیتوی تکنولوژی کالیفرنیا)، فلسفه و فلسفه علم را وارد کردند و اهمیت زیادی به آن دادند. در انگلیس هم بخشهای فلسهه علم، در بعضی دانشگاه‌ها (مثل کمبریج و غیره) دایر شده است و بسیار هم فعال هستند. به نظر من فلسفه علم می‌تواند نقش بسیار روشنگرانه داشته باشد؛ مخصوصاً‌ در زمان ما که متوجه نقش فلسفه در علوم شده‌اند. به همین دلیل می‌بینیم که ائتلاف‌هایی در انگلیس و آمریکا برای مطالعات فلسفی علم در حوزه‌های کیهان‌شناسی و فیزیک کوانتوم و غیره ایجاد شده و این برکت‌زاست؛ ولی متأسفانه این نسیم بسیار مثبت که در غرب وزیده، به دانشگاه‌های ما نرسیده است. به همین دلیل ما با انواع و اقسام کارشکنی‌ها و تنگ‌نظری‌ها روبرو بوده‌ایم…  بعضی از علمای تراز اول در شروع علم جدید، مثل لایبنیتس، فیلسوف تمام عیاری هم بودند؛ ولی کم‌کم به علت رواج بعضی مکاتب تجربه‌گرا که فقط به آزمایش و تجربه اهمیت می‌دادند، فلسفه از علوم جدا شد و علما گرچه دانسته یا ندانسته اصول فلسفی را در علمشان به کار می‌بردند، دیگر نیازی به فلسفه نمی‌دیدند. حتی در بعضی جاها بحثهای فلسفی باعث بدنامی بود. وقتی بنده در آمریکا درس می‌خواندم (حدود پنجاه سال پیش) بحثهای فلسفی اصلا در کلاس‌ها مطرح نبود؛ ولی کم‌کم به علت رشد دانشکده‌های فلسفه علم و تأمل خود علما، معلوم شد فلسفه نقش مهمی در علم ایفا می‌کند و بسیاری از اصولی که دانسته یا ندانسته در علم به کار می‌روند، اصول عام فلسفی هستند. به همین دلیل در دو دهه اخیر، تعامل بین عالمان علوم تجربی و فلاسفه در بعضی از دانشگاه‌های غرب رونق گرفته است؛ چون متوجه شده‌اند که علمْ فارغ از فلسفه نیست. دانشمندان در دوران طولانی از کتاب مکانیک نیوتن استفاده می‌کردند، بدون اینکه توجه کنند این کتاب پر از مفروضات فلسفی است. فلسفه علم می‌گوید چه اجزایی در علم وارد می‌شود، چه چیزهایی حاکم بر علم است، و محدودیت‌ها در کجا وجود دارد. (گفتگوی فصل نامه صدرا با استاد مهدی گلشنی ۶ آذر ۹۷ روزنامه اطلاعات)

پوستر شماره هشت: شکاف از اینجا کلید خورد..

چگونگی تعامل علم و دین و تأثیر این رابطه بر ارتقا یا انحطاط کشور، به تلقی ما از دین و انتظاراتی که از آن داریم بستگی دارد. در ابتدای تمدن اسلامی دانشمندان کار علمی را نوعی عبادت تعبیر می‌کردند و معتقد بودند بررسی آنچه در طبیعت می‌گذرد خود نوعی عبادت است و آن را از مواردی که همواره مورد تأکید اسلام بود، می‌انگاشتند. علم نیز در آن زمان در بستر چنین تفکری به سرعت مسیر تعالی را پیمود.اما از آن زمان که علم و دین دو امر جدا ازهم پنداشته ‌شدند و افراد بعضی امور را از دین و بعضی دیگر را از علم طلب می‌کردند، این موازنه به هم خورد. این در حالی است که در عالم همه چیز به هم مرتبط است و علم به تنهایی نمی‌تواند تکلیف همه امور را تعیین کند.متأسفانه امروز جامعه ما تلقی درستی از علم ندارد و برداشت ما بیشتر وارداتی است و چون غرب، اروپا و امریکا را جلوتر از خود می دانیم به وارد کردن علم بدون کوچکترین مشارکتی در توسعه آن بسنده کرده‌ایم، در حالی که این امر خلاف شرع است و اسلام همواره از ما خواسته تا به خود متکی بوده و جامعه‌ای متعالی را سامان دهیم… در زمان فتحعلی شاه که روس‌ها به کشورمان حمله کردند، دولتمردان ما دریافتند که سلاح ندارند. از این رو در صدد وارد کردن سلاح برآمدند بتدریج این شیوه گسترده‌تر شد تا آنجا که نیازشان به صنعت، تکنولوژی، ابزارها و… را با وارد کردن از غرب تأمین ‌کردند، اما آنچه در این واردات مورد غفلت واقع شد، ریشه صنایع یعنی علم بود. از این رو فراگرفتن علوم و سپس مشارکت در تولید آن از جمله اموری بود که از سوی جامعه اسلامی به فراموشی سپرده شد، تا آنجا که به جایگاهی رسیدیم که علوم در جامعه ما اکثراً وارداتی شد. البته اگر روی آنها کار می‌کردیم و به نوآوری می‌رسیدیم، اشکالی نداشت. اما متأسفانه به علت آن سابقه عقب‌افتادگی متوجه نبودیم که باید به خودکفایی برسیم. برخی بزرگان با وارد کردن جنبه‌های سخت افزاری از غرب در جهت رفع آن عقب ماندگی برآمدند اما کافی نبود و ما باید در تولید تکنولوژی‌های جدید مشارکت می‌کردیم. این در حالی است که استعمار نیز تا حد زیادی به این غفلت در اکثر کشورهای اسلامی دامن زد و این شد که ما امروز خودباوری کمتری داریم. اگر خود باوری می‌داشتیم وضعیت ما این چنین نمی‌بود. اینجا بود که سیل علوم وارداتی به کشور آموزه‌های فرهنگ‌ساز را به انزوا برد و شکاف بین مبانی فکری و متافیزیکی ما در این برهه کلید خورد. ( گفتگوی روزنامه ایران با استاد مهدی گلشنی ۲۷ آذر ۹۳ )

این مطلب هم خواندنیه:  دانلود مجموعه پوستر از شهید آیت الله سید اسدالله مدنی رحمه الله

پوستر شماره نه: نامه به رهبری

نامه های زیادی به رهبری می نویسم….

پوستر شماره ده : در این موضوع با آقای گلشنی مشورت شود…

پوستر شماره یازده: عاشق خواجه نصیر….

 

پوستر شماره دوازده : درس سحری در حوزه جده بزرگ و کوچک …

پوستر شماره سیزده : دیدار با امام روح الله…

 

پوستر شماره چهارده : از ایده عبدالسلام تا آی پی ام …

 

پوستر شماره پانزده: در حق پروفسور حسابی جفا شده است…

 

پوستر شماره شانزده: اصلا کافی نیست….
استاد گلشنی در پاسخ به این پرسش که آیا هدف علم دينى اين بود كه اخلاق به علم جديد اضافه شودتا
مشكلات حل شود می فرمایند: نه! اتفاقاً اضافه شدن اخلاق به علم جديد اصلاً كافى نيست. اخلاق، بُعد
كاربردى مشكل را حل مى كند، يعنى اينكه علم به ضرر بشر، نابودى محيط زيست و … به كار نرود، اما برخى تفكرات الحادى وجود دارد كه اخلاق عهده دار پاسخ به آنها نيست. اكثر علما وفيزيک دانان دين دار وغيردين دار قبول دارند كه بحث ارزشها بايد به علم اضافه شود، اما اين كافى نيست، زيرا در برخى موارد علم صريحاً در مسير غيردينى پيش مى رود. اگر افراد در مسائل نظرى علم وارد شوند، محدوديت هاى علم را مى فهمند ومن معتقدم ابعاد نظرى براى درازمدت مهم تر است. اخلاق را همه قبول دارند وكسى منكر آن نيست، مى توان اخلاق را بسيار راحت جا داد. اينكه در برخى جوامع اخلاق حاكم نيست، دليل بر اين امر نيست كه اخلاق ارزش ندارد، بلکه برای نمونه مهربان بودن همه جاى دنيا امرى پسنديده است ودروغ گويى امرى قبيح است وكسى انجام اين كونه اعمال را تأييد نمى كند. برخى از دانشمندان آلمانى به صدراعظم آلمان نامه نوشتند كه بايد تسليحات هسته اى وآزمايش هاى مرتبط با آنها سريعاً جمع شود. اين گونه امور به پافشارى از طرف علما و دانشمندان نياز دارد؛ درصورتى كه دانشمندان خود را به سياست هاى حكومتها ودولتها نفروشند ودر ساختن سلاح هاى مخرب شركت نكنند وآن قدر جو ضد اين اعمال قوى شود كه افراد جرئت مشاركت در اين كارها را نداشته باشند، اين كار ميسر خواهد شد. امرى كه در دراز مدت اثر مى گذارد، تصحيح تفكر است. اين اعتقاد كه افرادى كه تفكر اين چنينى دارند علمشان عقب تر از بقيه است، درست نيست. كسانى را سراغ دارم كه جايزه نوبل هم گرفتند، ولى معتقد بودند فعاليت علمى نوعى از عبادت است. در محيط ما علم دينى بد فهميده شده ولذا با مقاومت افراد در مقابل اين امر روبه رو هستيم. هر چيزى كه بد مطرح شود نابود می شود.(فرهنگ و پیشرفت مطلوب، استاد مهدی گلشنی ص ۲۹۱ و ۲۹۲)

 

پوستر شماره هفده: این ویژگی شهید مطهری عجیب بود …

 

پوستر شماره هجده:  ز تحت الارض تا فوق الثرى علم…

به نظر من اگر خود استادان معارف مقدارى در علوم روز وارد نشوند و به مباحث ورخنه هاى خود علوم آگاهى پيدا نكنند، درس معارفشان لنگ خواهد بود. علتش هم اين است كه بهترين راهى كه شما مى توانيد خدشه در استدلال علمى بكنيد، اين است كه از خود آن علم استفاده كنيد. طرف مقابل كه نمى آيد مبانى فلسفى شما را قبول كند، ولى با آن مبانى كه خودش دارد مى توانيد او راسر جايش بنشانيد. اين است كه مهم است. اين مستلزم آگاهى از علوم روز است. استادان معارف بايد حداقل مقدارى با رياضيات وفيزيک آشنا باشند كه اقلاً رخنه هايى و مشكلاتى راكه هست ببينند. آن وقت حرفشان خيلى مؤثر خواهد بود. يکى از معاريف از شخصيت هاى معروف انقلاب كه درس اخلاق مى داده، در كلاس اخلاق خود، جريان خون در بدن را برمبناى نظرى كه هزار سال پيش اطبا فكر می كردند مى گويد. اين باعث مسخره كردن وى شد! آن وقت، طبيعى بود كه حرفهایی را هم كه او درباره اخلاق زده بود جدى نگيرند. استادان معارف بايد سطح معلوماتشان را از حوزه دروس خود وسيع تر بكنند. جهان مسيحيت الآن همين كار را كرده است، يعنى بسيارى از كشيش هاى جهان مسيحيت الآن دريكى از حوزه هاى علوم تخصص دارند؛ فيزيك، زیست شناسی یا ریاضی و غیره.  استادان معارف نمى توانند فقط اکتفا به فلسفه و معارف دينى كنند. آنها اگر بخواهند جوابگوى شبهه ها باشند، بايد مقدار زيادى راجع به علم روز بدانند. به نظرم روى اين مسئله نبايد شك كرد مى شود اين كار را كرد…دست اندركاران نظام آموزشى بايد كلاس بگذارند واستادان معارف رابه این چيزها مجهز كنند. اخيراً دانشگاهى در قم تأسيس شده، به نام دانشگاه معارف وكارش تربيت استادان معارف است. به نظرم بايد برنامه خودشان را در آنجا وسيع تر كنند وكلاس هايى بگذارند كه كه ديدگاههاى كلى راجع به رياضيات و فلسفه رياضيات و ديدگاههاى كلى راجع به فيزيك، زيست شناسى و فلسفه زيست شناسى ارائه بدهند، چه اگر اينها راندانند، واقعاً سر كلاس ها گير مى افتند. بحثى ندارد! امروز دانشجو تحت تأثير علوم است، نه فلسفه! بنابراين شبهه علمى را فقط با زبان علم والبته با استفاده از فلسفه، مى شود به او جواب داد. اقلاً استاد معارف بداند جواب اين را كجا مى تواند پيدا كند، يا به كجا مى تواند ارجاع دهد. اينكه صرفاً درس معارف دينى وفلسفه بگذارند، اينها موفق نخواهند بود؛ چون امروز تمام محيط ما را سخن علم گرفته. يك وقت شاعر گفته بود: (پيمبر عشق و دين عشق و خدا عشق/ زتحت الارض تافوق الثرى عشق) حالا من مى گويم كه اين طور شده كه: (بيمبر علم و دين علم و خدا علم / زتحت الارض تافوق الثرى علم) براى عده اى واقعاً اين طور شده است وحرف اول وآخر را علم مى زند (فرهنگ و پیشرفت مطلوب، استاد مهدی گلشنی ص ۲۷۶و ۲۷۷)

این مطلب هم خواندنیه:  دریافت مجموعه پوستر از شهید مجاهد سید مجتبی نواب صفوی رحمه الله

پوستر شماره نوزده : اختلافی بین آنها نمی بینم…

در موضوع علم دینی بين ديدگاههاى آيت الله جوادى آملى وخودم تفاوتى نمى بينم؛ فقط بيان ايشان حوزوى و بيان من دانشگاهى است، وگرنه اختلافى بين آنها نمى بينم. (فرهنگ و پیشرفت مطلوب، استاد مهدی گلشنی ص ۲۹۴)

 

پوستر شماره بیست: ایراد اساسی به حوزه این است…

از نظر من ايراد اساسى كه به حوزه وارد است اين است كه اگر حوزه بخواهد گفت وگویی با جهان امروز داشته باشد بايد علم جديد را بداند ودر آن متخصص شود و اين بيشنهادى است كه بنده در سال ١٣٧٥ به مقام معظم رهبرى ارانه كردم و ايشان هم بسيار استقبال كردند وحتى از من خواستند برنامه پيشنهادى خودرا بنويسم و من هم برنامه پيشنهادى خود را نوشتم. آن موقع نه از طرف وزارت علوم از اين استقبال شد و نه از طرف حوزه. اگر امروز كسى بخواهد با جهان معاصر مواجه شود لازمه اش اين است كه علم امروز را بداند و به همين دليل است كه بسيارى از كشيشان زمان ما به دنبال كسب درجة علمى در فيزيك، رياضى، زيست شناسى، جامعه شناسى و … مى روند. حوزه تنها فكر مى كند فقط به علوم انسانى امروزى نياز دارد و به همين سبب رشته هايى مانند اقتصاد، جامعه شناسى و … را راه انداخته اند، ولى اولاً علوم انسانى امروز مثل اقتصاد، جامعه شناسى و … شديداً متأثر از علوم تجربى مثل فيزيك و … هستند وحتى مثلاً حوزهاى به اسم فيزيك و اقتصاد تأسيس شده است كه در اقتصاد مدل هاى فيزيک را به كار مى برد؛ بنابراين اينكه فكر مى كنند اگر بخواهند علوم انسانی را ياد بگیرند به علوم دیگر نیازى ندارند برداشت درستى نيست. ثانياً امروز بعضى مسائل بسيار جدى فلسفى در علوم مطرح شده است كه اگر كسى بخواهد با آنها مقابله كند وحرف متقن ومستدل بزند لازم است كه علم روز را بداند؛ بنابراين زمانى كه نقشه جامع علمى كشور در شوراى عالى انقلاب فرهنگى تصويب مى شد، من بيشنهاد كردم اين جمله را اضافه كنند كه در حوزه ها علوم جديد وارد شود… سخن بنده اين است كه حوزويان، يا حداقل تعدادى از آنها، بايد در علوم جديد متخصص شوند، براى اينكه اگر بخواهند مسائل و چالش هاى روز را جواب دهند به آگاهى واطلاعات صحيح نياز دارند واين آگاهى با تسلط بر علوم جديد حاصل مى شود؛ بنابراين گرچه هيج وقت حوزه علوم جديد را دستكم نگرفته است، اما در مورد اين مسئله كه حداقل تعدادى از حوزويان بايد علوم جديد را متخصصانه فرا بگيرند سهل انگارى شده است. از زمان سیدجمال الدین اسدآبادی همواره حوزویان گفته اند که ما باید علوم جدید را دنبال كنيم و حداكثر مخالفت آنها در آنجاهايى بوده كه احساس كرده اند با توحید یا جهان بینی اسلامی تعارض دارد. اگر هم افرادی در حوزه باشند كه با علم جديد مخالفت كنند، اين افراد بسيار نادر هستند وحكم ((النادر كالمعدوم)) جارى است. (فرهنگ و پیشرفت مطلوب، استاد مهدی گلشنی ص ۴۳۸و ۴۳۹)

پوستر شماره بیست و یک: استادی از عربستان آمده بود…

در مدارس اهل سنت به كلى علوم عقلى حذف شد. در سال ١٩٨٢ در مالزی، کنفرانسی بركزار شد که آقای دکتر ماهاتیر محمد و چند نفر ديگراز مسنولان و انديشمندان آنجا جزو بانیان آن بودند. استادی از عربستان آمده بود كه سودانى الاصل بود. ايشان مى گفت من در عربستان وقتى مى خواهم كلام وفلسفه تدريس كنم، آنها را در قالب عنوان درس اصول عقايد تدريس مى كنم، چون تحت عناوين فلسفى نمى توان درس داد. (فرهنگ و پیشرفت مطلوب، استاد مهدی گلشنی ص ۴۴۱و ۴۴۲)

 

پوستر شماره بیست و دو: مشکلاتی که از علوم دیگر نشئت می گیرد…

اكنون بسيارى از حوزويان فكر مى كنند مسائل حداكثر با اقتصاد وفلسفه يا جامعه شناسى حل مى شود، ولى واقعيت اين طور نيست. بسيارى از مشكلات ومسائل مستحدثه اتفاق مى افتد كه از علوم ديگر نشئت مى گيرد؛ مانند سلول هاى بنيادى، توليد مثل انسان وحيوانات به شيوه هاى جديد كه پاسخ به آنها به آگاهى كامل درباره وضعيت جهان وعلم روز نياز دارد. در اين مسائل جديد مراكز علمى وحوزوى ما تحليل بسيار خوب و عالمانه اى كه طى مشورت با متخصصان به دست آمده باشد، نداشته اند. در سال ٢٠٠٣ ميلادى برای شركت در كنفرانسى به پاكستان رفتم؛ كنفرانس بسيار خوبى در آنجا برگزار شده بود. یک بانوى آمريكایى كه همسرش پاكستانی بود، کزارش مفصلى راجع به سلول هاى بنيادى ارائه داد. طبق آن گزارش، در جهان مسيحيت كشيشان زيادى روى اين مسئله كار كرده بودند، اما در جهان اسلام نه! به همين دليل مى بينيد كه بعضى مواقع فتواهايى از برخى از مراجع صادر شده است كه در پى تحليل بيشتر نظر آنها تغيير كرده است… متأسفانه در مسائل مستحدثه فقه ما به روز نیست!. سال كذشته به ديدار يكى از علما در نجف رفته بودم، ايشان سخن بسيار خوبى داشتند: ((ما بايد فرض كنيم كه مخاطب ما جهان است، نبايد فكر كنيم كه مخاطبان ما فقط ساكنين نجف هستند، تا حرف ماكه به مخاطب جهانى مى رسد معنا داشته باشد)). ما بسيار محلى و محدود فكر مى كنيم، درصورتى كه امروزه همه جهان به هم وصل است. فكر ما كلى و جهانى نيست، امروزه جهان داراى ارتباطات وسيعى است واگر در نقطه اى از جهان سخنى بگوييد، چند ثانيه بعد در همه جهان منتشر مى شود، درحالى كه در گذشته اينگونه نبوده است؛ بنابراين ما بايد مقتضيات زمان را بفهميم. در ادامه ایشان اشاره می کنند که البته الحمدلله داریم امثال شهید مطهری و شهید صدر و امام موسی صدر رحمهم الله را که به روز بودند.(فرهنگ و پیشرفت مطلوب، استاد مهدی گلشنی ص ۴۴۳و ۴۴۴)

این مطلب رو پسندیدید؟

برای امتیازدهی روی یک ستاره کلیک فرمایید

میانگین امتیاز ۵ / ۵. تعداد رای: ۱

هنوز این مطلب امتیادهی نشده. شما می تونید اولین نفر باشید!

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها