بسم الله الرحمن الرحیم … حضرت علامه سید محمد حسین طهرانی رحمه الله از شیرمجتهدهای انقلابی کم ظهوری بود که حریت علمی و حریت سیاسی خود را به زیبایی در عملکردش می توان به نظاره نشست. هم در بحث رویت هلال و هم در بحث تحدید نسل و هم در بحث تاریخ هجری قمری و هم در بحث اوقات خمسه صلاتیه و هم در رساله نسائیه و هم در رساله فقه الرقاق و هم در رساله وجوب نماز جمعه و هم رساله ولایت فقیه و هم پاسخ طوفانی ایشان به قبض و بسط سروش و … خدایش رحمت کناد … البته هم در زمان حیات و هم بعد از حیات مبارکش ایشان مظلوم بود. در ادامه برخی از بیانات ناب ایشان در کنار پوسترهایی از این عزیز تقدیم می گردد:
پوستر شماره یک: رسیدن به فقه الله الاکبر …
ایشان از جمله فرزانگان معدودی بودند که مراتب برجستهی علمی را با درجات والای معنویت و سلوک، توأماً دارا بودند و در کنار فقاهت فنی و اجتهادی، به فقه الله الاکبر نیز که از مقولهی شهود و محصول تجربهی حسی و مجاهدت معنوی است، نائل گشته بودند. (پیام حضرت امام سیّدعلی خامنهای حفظه الله در تسلیت رحلت علامه طهرانی رحمه الله ۱۸ تیر ۱۳۷۴)
پوستر شماره دو : در این صورت با لبوفروشی امرار معاش نمایید….
روزى یکى از اصدقاء و رفقاى خصوصى ایشان گفته بود که اگر با بانک معامله نکنیم، نمى توانیم تجارت کنیم و معاملاتمان به رکود و ورشکستگى مى انجامد. مرحوم علّامه بدون هیچگونه ملاحظه و در نظر گرفتن موقعیّت و حیثیّات و شؤون آن شخص، در حضور دیگران مى فرمایند: در این صورت با لبو فروشى در سر چهار راهها امرار معاش نمائید! در روزهاى ماه مبارک رمضان، بین نماز ظهر و عصر حدود یک ربع ساعت براى مردم مسائل شرعیّه مبتلا بِها، چون مسائل روزه بجهت خصوصیّت زمان و معاملات و غیره را بیان مىنمودند. و بخصوص مردم را از مراجعه به بانکها و اختلاط با اموال ربوى بشدّت برحذر مى داشتند، و چه بسا با اعتراض مردم روبرو مى شدند؛ ولى ابداً به یچوجه از بیان احکام شرعیّه تنازل و عدول نمى نمودند. روزى یکى از معروفین تجّار در بازار به ایشان برخورد مى کند و مى گوید: آقا شنیدم شما در مسجد قائم مردم را از معامله با بانکها و استقراض از بانک منع نمودید؟ ایشان در جواب مى فرمایند: همین طور است! او مى گوید: آقا شما این را بدانید که در تمام طهران فقط شما قائل به حرمت مشارکت با بانک هستید، و هیچیک از آقایان در این زمینه منعى ندارند؛ و با وجوهى مسأله را براى مردم بلا اشکال مى نمایند، و تمحّلى جهت حلّ معضلات و گرفتاریهاى آنان فراهم مى آورند. ایشان مى فرمایند: «هر کس متعهّد و مسؤول گفتار خودش است. من نمى توانم از آنچه تشخیص داده ام ذرّه اى تنازل و عقب نشینى نمایم؛ دیگران به هر چه تشخیص مى دهند عمل نمایند.» (مهر فروزان، ص: ۵۴)
پوستر شماره سه: اصیل ترین پایه…
تمام علماى عربيّت اجماع دارند بر آنكه قرآن كريم اصيلترين پايه براى قواعد زبان عرب، و اساسىترين ركن نحو و صرف و لغت و معانى و بيان و اشتقاق و سائر فنون عربيّت است. (نور ملكوت قرآن، ج۴، ص: ۴۳۹)
پوستر شماره چهار: عباپوش شدن مامومین مسجد قائم و کمیته کاریکاتور و تئاتر…
به زودی…
پوستر شماره پنج: داستان چنگال…
سید محسن طهرانی فرزند ایشان درباره پدر می نویسد: حضرت آقاى انصارى همدانى رضواناللهعليه هنگام غذاخوردن، چنگال استفاده نمىكردند و حضرت علامه والد یعنی علامه طهرانی رحمه الله نيز به تبعيّت از ايشان چنگالها را در منزل جمع كرده و ما نيز ديگر استفاده نمىكرديم. و مىفرمودند: بنده در عمل به اين سنّت به مرحوم آقاى انصارى همدانى اقتداء مىكنم. وقتى بعضى علّت اين امر را جويا شده بودند، فرموده بودند: بنده خودم شخصا از چنگال استفاده نمىكنم و به كسى هم نمىگويم كه استفاده نكن. ولى رفقاى ما كه با ما هستند چون ديدهاند كه ما از چنگال استفاده نمىكنيم ايشان نيز استفاده نمىكنند. اما بنده كه استفاده نمىكنم بدينجهت است كه پيغمبر خدا و أئمّه عليهمالسّلام استفاده نمىكردند. نقل شده است كه در زمان خلافت أميرالمؤمنين عليهالسّلام ظرفى از حلوا براى حضرت هديه آوردند. حضرت انگشت مباركشان را در ظرف فرو بردند ولى از آن چيزى برنداشتند و تناول نفرمودند. از علّت آن از حضرت سؤال كردند. فرمودند: اين غذا طيّب و پاكيزه است و حرام نيست. ولى إنّى ذَكَرتُ أنَّ رَسولَاللَـهِ صلّىاللـهعليهوءَالهوسلّم لَم يَأْكُلهُ فَكَرِهتُ أَكلَهُ. به يادم آمد كه رسولخدا صلّىاللـهعليهوآلهوسلّم در تمام مدّت عمرش از اين حلوا تناول ننموده بود و دوست نداشتم از حلوايى كه رسولخدا نخورده است بخورم.» حضرت اين مطلب را در حالى ميفرمايد كه بيست و چند سال از رحلت رسولخدا گذشته است. آيا واقعا اين كار حضرت مطابق منطق عقل است؟ آيا كسى نمىتواند بگويد: اين كار خطاست؛ اين شخص زحمت كشيده و حلوا طبخ نموده و هديه آورده و حلوا نيز كه مفيد و حلال و طيّب است، به چه جهت انسان از آن تناول نكند در حالى كه سالها از رحلت رسولخدا گذشته است؟… بنده چنگال استفاده نمىكنم و نمىگويم حرام يا مكروه است. امّا نعمت خدا را بين دو آهن قرار دادن و خوردن خلاف ادب است. اگر انسان از سنّتهاى رسولخدا صلّىاللـه عليهوآلهوسلّم دور شد؛ روى صندلى نشست و پشت ميز غذا خورد و چنگال در دست گرفت، آرام آرام از آن اصل و مبدأ فاصله مىگيرد و اين امور دست به دست هم داده او را از آن حقيقت دور ميكند… امّا توضيح اين حقيقت كه فرمودند: نعمت خدا را بين دو آهن قرار دادن و خوردن خلاف ادب است اينكه: از ديد مؤمن حقيقى و سالك إلىاللـه همه موجودات زنده و باشعور مىباشند و سالك إلىاللـه در ارتباط با همه موجودات چون آنها را از سوئى زنده مىبيند و از سوئى مرتبط با خداوند مىيابد، نسبت به همگى نوعى أدب لحاظ كرده و در ارتباط با آنها آدابى را رعايت مىنمايد و تلاش ميكند حقّ هر موجودى حتّى جمادات را أدا نمايد….در بين اين مخلوقات نگاه سالك إلىاللـه، به أطعمه و أشربه نگاهى خاصّ است. زيرا ظهور إنعام و لطف إلهى هم در قوس نزول و هم در قوس صعود، در آن بيشتر است و انسان مؤمن مىبيند كه سلسله أسباب سماوى و أرضى به دست خداوند به جريان افتاده تا او لقمهاى به كف آرد و تناول كند. و علاوه بر آن؛ انسان به بركت همين مأكولات قوّت و قدرت بر عبادت خداوند و سير به سوى محبوب حقيقى پيدا ميكند و روى همين جهت أدعيه مختلفى از أهلبيت عليهمالسّلام براى شكر بر نعمت غذا وارد شده است كه همگى حكايت از همين نگاه توحيدى مؤمن در هنگام تناول غذا دارد. روى همين جهت است كه از بريدن نان با چاقو نهى شده و آن را خلاف ادب نسبت به نعمت إلهى شمردهاند و از زيرپارفتن نان يا گذاشتن چيزى بر آن منع فرمودهاند. و در شرع مقدّس سفارش شدهاست كه انسان هنگام غذا با ياد خدا، همچون عبد و بنده بر روى زمين نشسته و براى رعايت أدب در محضر خداوند حتّى از تكيهدادن هنگام غذا اجتناب نمايد. و دستور دادهاند كه با غذا انس بگيرد و با محبّت با آن برخورد كند، غذا را با سه انگشت يا بيشتر بخورد. و اگر دستش به غذا آغشته شد با دستمال پاك ننمايد بلكه براى احترام به غذا انگشتان خود را در دهان كرده و پاك نمايد، به طورى كه هيچ أثرى از غذا در آن نماند و ته ظرف خود را نيز بليسد و از غذا خوردن با دو انگشت نهى فرموده و آن را فعل جبّاران شمردهاند. بارى با چنين أدب و تربيتى كه سالك إلىاللـه را بدان دعوت نمودهاند، طبيعةً سالك، قرار دادن نعمت و لطفى كه از جانب محبوب و پروردگارش به او رسيدهاست، در بين دو فلزّ و بيگانه گشتن با آن را خلاف أدب عبوديّت احساس نموده و از آن اجتناب مىنمايد، خصوصا اگر هيئت ظاهرى آن نيز همچون چنگال باشد. و البتّه تفطّن و توجّه به اين ظرائف و دقائق أدب عبوديّت مختصّ به كسانىاستكه همچون مرحوم آيتالله أنصارى و علاّمه والد، در تمام حالات و حركات و سكنات حال خضوع و خشوع و تواضع و محبّت خود نسبت به خداوند متعال را حفظ نموده باشند (سید محمد صادق حسینی طهرانی، نور مجرد، ص ۶۹۶ تا ۷۰۱)
پوستر شماره شش: بلعیدن تمام جهان با لقمه واحده است…
علامه طهرانی می گفت: بانکها و رباخواران دنیا، جهان را بصورت استثمار و استعمار و استهلاک و استعباد در آورده است. و هزار درجه از زمان رِقّیّت و عبودیّت، و خرید و فروش غلام و کنیز شخصى شدیدتر نموده است. زیرا آن در مواردى خاصّ و افرادى مخصوص صورت میگرفت؛ و این بلعیدن تمام جهان با دسترنج پیر و جوان، زن و مرد، آمر و مأمور، رئیس و مرؤوس، کارفرما و کارمند؛ با لقمه واحده است. (نور ملکوت قرآن، ج ۲، ص: ۴۸۵)
پوستر شماره هفت: مثل راهی است که از جاده پرت بیفتد…
حضرت علامه طباطبایی رحمه الله در نامه ای به مرحوم علامه طهرانی چنین توصیه هایی دارند: یک: پيوسته موضوع مسكن و خوراك را خيلى اهميت داده و البته هيچ غفلت نكنيد.. دو: از درسها درسى كه موافق ذوق و سليقهتان مىباشد اختيار فرماييد، اگرچه استاد به حسب ظاهر از حيث ابّهت و شهرت عقبتر بوده باشد. و اگر ناچار شويد، ممكن است به يكى از درسهاى با عنوان حاضر شده و يكى دو تا درس حقيقى داشته باشيد. بيشتر از سه درس هم مجوّز ندارد. سه: با بعضى از اشخاص مهذّب و مردان خدا نيز رابطه داشته باشيد. درس و تحصيل بىخدا مثل راهى است كه از جادّه پرت بيفتند، لا يزيدٌ السِّيرٌ فيه إلا بُعدا. [حركت در آن جز دورى چيزى نمىافزايد.]( نامه علامه طباطبایی به علامه طهرانی رحمهما الله، رساله لب اللباب ( طبع جديد )، ص: ۱۸ و ۱۹)
پوستر شماره هشت:
پوستر شماره نه:
پوستر شماره ده:
پوستر شماره یازده: رجوعشان به اوست …
قُرّاء سبعه همگى رجوعشان در قرائت به اميرالمؤمنين عليه السّلام است. امّا حمزه و كسائى، آنها بر قرائت على عليه السّلام و ابن مسعود اتّكاء و اعتماد دارند و مصحف آنها مصحف ابن مسعود نيست. بنابر اين آنها رجوع به على عليه السّلام دارند و با ابن مسعود در آن چيزى كه جارى مجراى اعراب است موافق هستند. ابن مسعود گفته است: مَا رَأيتُ أَحَداً أقْرَأ مِنْ عَلِى بْنِ أبِىطَالِبٍ لِلْقُرْآنِ «من هيچكس را در قرائت قرآن، استادتر و ماهرتر از علىّ بن ابى طالب نديدهام». و امّا نافع و ابن كثير و أبو عمرو، قسمت عمده قرائتهاى آنان به قرائت ابن عبّاس بر مىگردد، و ابن عبّاس نزد ابىّ بن كعب و على عليه السّلام قرائت نموده است. و آنچه از قرائت اين جماعت قرّاء مخالف قرائت ابَىّ مىباشد از قرائت على عليه السّلام گرفته شده است. و امّا عاصم، او در نزد أبوعبد الرّحمن سُلَمى قرائت كرده است، و أبو عبد الرحمن گفته است: من تمام قرآن را پيش علىّ بن ابى طالب قرائت نمودهام. و گفتهاند كه فصيحترين قرائتها قرائت عاصم است چون اصل در قرائت را ادا كرده است. (کتاب امام شناسی حضرت آیت الله علامه طهرانی رحمه الله ج ۱۲ ص ۲۳۵)
بیست پیشنهادی حیاتی ایشان به حضرت امام خمینی در اول انقلاب را هم اینجا ملاحظه فرمایید.
ماجرای تشکیلات مخفی انقلابی علامه طهرانی رحمه الله را هم اینجا ببینید.






























































