بسم الله الرحمن الرحیم… ملا احمد نراقی رحمه الله را عموما به کتاب اخلاقی شریف معراج السعاده می شناسند. کتابی که بسیاری از عرفا همچون آیت الله بهجت رحمه الله مطالعه آن را برای خودسازی توصیه می فرمودند. اما مرحوم ملا احمد در جهاد و مبارزه هم ید طولایی داشته اند و ایشان از اساتید شیخ اعظم انصاری رحمه الله هم بوده اند.
پوستر شماره یک : از تمام علما افضل بود…
پنجاه رساله در ضرورت جهاد با روس توسط علماء نوشته شده بود. در ترسيم اوضاع هجوم روس در عصر قاجار نوشته اند: «افكار مردم به حدّ بالاترى، بر ضدّ روسيّه تهييج شده بود. ملّت و روحانيّون و اغلب زمامداران، تقاضاى اعلان جنگ و جهاد بر ضدّ دولت روسيّه را داشتند. به اين ترتيب در تاريخ ۵ ذىحجه ۱۲۴۱ ه. ق، آية اللّه سيّد محمّد مجتهد، به همراهى يكصد تن از روحانيّون وارد سلطانيّه شدند، و دسته ديگرى از اهالى ايران به سرپرستى ملّا احمد نراقى نزد فتحعلى شاه آمدند، و به تظاهرات پرداختند، و خواستار حلّ سريع دخالت روسها شدند.» سپهر، صاحب كتاب «ناسخ التّواريخ» مىنويسد: «روز دوشنبه هشتم ذي قعدة الحرام ۱۲۴۱ ه. ق، جناب ملّا احمد نراقى كاشانى، فرزند مرحوم ملّا مهدى نراقى، (م ۱۲۰۹ ه. ق) كه از تمامت علماى اثناعشريّه، فضيلتش بر زيادت بود، به اتّفاق جماعت ديگرى از علماء، و حاج ملّا محمّد پسر حاج ملّا احمد، كه او نيز قدوه مجتهدين بود، از راه به رسيد، و تمام شاهزادگان و قاطبه امراء و اعيان نيز به استقبال و پيشواز آنان شتافتند، و جنابش را با تكبير و تهليل و مكانت و محلّ جليل فرود آوردند». و در كتاب «فارسنامه ناصرى» نيز آمده است: «روز هيجدهم همين ماه (مقصود ذي قعدة الحرام) جناب ملّا احمد نراقى كاشانى، كه بر تمام مجتهدين برترى داشت، و جماعتى از علماء نزديك اردو شدند». مردم مسلمان ايران، با رهبرى علماء و روحانيّون، در آغاز امر، براثر مواعظ تشويقآميز، و ايجاد روحيّه حماسه و شجاعت، پيروزمندانه پيش رفتند، و تمام نقاط و سرزمينهاى تصرّف شده، در جنگهاى نخستين را به دست آوردند، ولى طولى نكشيد، كه در اثر ضعف فرماندهى و عدم مديريّت نظامى، و كمبود تجهيزات جنگى، و عدم كارآيى سپاهيگرى نيروها، ايرانيان مجبور به عقبنشينى تا تخليه شهر تبريز مركز آذربايجان شدند، و ناگزير تن، به صلح تحميلى و ترك مخاصمه و پذيرش قطعنامه، يا عهدنامهى ننگين «تركمانچاى»، دادند. (طبقات مفسران شيعه، ص: ۶۹۲ و ۶۹۳)
پوستر شماره دو: همه اش ظاهری بود…
پادشاهان قاجاريه گرچه به ظاهر امر، پيرو شرع مطهّر و مقلّد مراجع عاليقدر تقليد، شمرده مى شدند، و فتحعلى شاه قاجار، از فقيه عصر و مجتهد نامور، مرحوم حاج ملّا احمد نراقى، (م ۱۲۴۵ ه. ق)، رساله درخواست مى نمود، و از سوى او رساله يا كتاب «وسيلة النّجاة»، تأليف، و به او اهداء گرديده بود، يا گاهى استفتائات خود را به محضر مرحوم حاج ميرزا ابو القاسم گيلانى، معروف به ميرزاى قمى صاحب «قوانين الأصول»، مى فرستاد، و از او در مورد مسائل شرعى و احيانا شخصى سؤالاتى را مىنمود، و نذر و نياز خود را به عتبات عاليات گسيل مى دانست، يا امكنه متبرّكه و بقاع مطهّره را تجديد بنا، يا تأسيس و تعمير ساختمان مى نمود، و گاهى با حوزه هاى علميّه نجف و كربلا، ارتباط برقرار مى ساخت، ولى همه اين امور، ظاهر كار مسئله، و يك روى سكّه بود. ولى آنسوى چهره، چيز ديگرى را نشان مى داد، و به نظر مى رسد اين قبيل امور از باب سرپوش گذاردن يا ايجاد سوپاپ اطمينان و حفظ توازن سلطنت و استعمار و استحمار رعايا، چيزى ديگرى نبوده است. در باطن امر، جز به خواسته ها و هوسهاى خويشتن به چيز ديگر نمى انديشيدند.
پوستر شماره سه: باید مشغول شود به تلاوت قرآن و حدیث…
سزاوار آن است كه طفل را در ابتداى تميز و ادراك، تلقين به ترجمه عقايد مذكوره نمايند تا آنها را حفظ كند و بر صفحه خاطر نقش نمايد. و به تدريج معانى آنها را تعليم نمايند تا معانى آنها را بفهمد و سبب نشو و نماى او بر اين رسوخى در قلب او حاصل مىشود و از براى او اعتقاد به هم مىرسد، اگر چه هيچ دليل و برهانى از براى او نباشد. و اين از فضلهاى غير متناهيه الهيه است كه در ابتداى نشو، دل انسان را محل ايمان مىكند بى دليل و برهان. و ليكن اين اعتقاد در ابتدا خالى از وهن و ضعف نيست و ممكن است به سبب شبهات، ازاله شود و بايد آن را در دل اطفال و ساير عوام به نحوى راسخ نمود كه متزلزل نشوند، و طريق آن اين نيست كه به او مناظره و جدل تعليم شود يا به خواندن و مطالعه كتب كلاميه و حكميّه اشتغال نمايد، بلكه بايد مشغول شود به تلاوت قرآن و تفسير قرآن و خواندن احاديث و فهميدن معانى آنها و مواظبت كند به وظايف عبادات و طاعات، و به اين سبب روز به روز اعتقاد او قوىتر مىگردد، و به سبب آنچه از ادله قرآنيه و حجتهاى معصوميّه گوشزد او مىشود و به واسطه نورى كه به تدريج از عبادات بر دل او مىتابد…پس ابتدا تلقين عقايد، مثل انداختن تخم است در زمين سينه و ساير امور، شبيه به آب دادن و تربيت كردن است تا نمو كند و قوّت گيرد و درختى حاصل شود كه ميوه آن رسيدن به قرب خداوند احد و سعادت ابد است. (معراج السعادة، ص: ۱۰۶)
پوستر شماره چهار: شمشیر امت …
«سيف الامة و برهان المله» کتابی است در «رد پادرى نصرانى» که مرحوم ملا احمد نراقی به نام فتحعلى شاه و دستور او نوشته است. انجام تأليف آن روز شنبه ۱۷ صفر سنه ۱۲۳۳ بوده، و فرزندش حاجى ملا محمد فهرستى مبسوط در اول آن به أمر پدر بزرگوار بر آن نوشته است. در «قصص العلماء: ۱۰۴» و بعضى از مواضع ديگر نوشته كه هنرى مارتین پادرى مردى بود نصرانى و چند سال با لباس مبدل در نزد آخوند ملا على نورى درس خواند و سپس شبهاتى در دين اسلام وارد كرد و علما كتابها در رد او نوشته اند كه در «قصص» فرمايد: در آنها سه كتاب از همه بهتر است: يكى «مفتاح النبوه»حاجى ميرزا محمد رضاء همدانى، ديگر «حجة الاسلام» آخوند ملا على نورى، سيم همين «سيف الامه» ملا احمد نراقی (مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار، ج۴، ص: ۱۲۳۶ و ۱۲۳۷)





















































