بسم الله الرحمن الرحیم …
حضرت آت الله حائری شیرازی رحمه الله هم متفکر بود و هم مجاهد بود و هم عمیقا قائل بود به این که نظامات و سیستم های حاکمیتی باید از قرآن و روایات استخراج شود و حتی ذره ای التقاط از نظامات غربی نباید در آن باشد. خدایش رحمت کناد ایشان در کنار حضرت علامه مصباح یزدی دو قطب تولید علوم انسانی اسلامی بودند… رحمهما الله و حشرهما الله مع النبیین و المجاهدین…
در ادامه پوسترهایی از این مجاهد متفکر عزیز که احتمال داده اند که با شیطنت هایی به شهادت هم رسیده باشد تقدیم می گردد.
پوستر شماره یک : دل به دریا بزنیم …
ما باید خودمان را در استخر پول اسلام بیاندازیم و در آن شنا کنیم. ما باید دل به دریا بزنیم و در دریای پول اسلام شنا کنیم. چهل سال است. آنان که در مبارزه با طاغوت و تبدیل ولایت طاغوت به ولایت الله جهاد کردند، کجایند؟ آنها که در مقابل همه دنیا دل به دریا زدند کجایند؟ (بیان منتشر شده از آیت الله حائری شیرازی رحمه الله در مقاله مقایسه اخذ وام با پول اعتباری و پول اسلام ۲۱ شهريور ۱۳۹۶ باشگاه خبرنگاران پویا تسنیم)
پوستر شماره دو: منتظر نظر موافق آنها نباشید…
پول اسلام «مال» است؛ اما پول رایج جهانی مال نیست بلکه «اعتبار» است. قرض بی بهره در پولی که مال است میسر است. پولی که اعتبار است امکان قرض بدون بهره در آن نیست؛ چون وقتی از اعتبار کم می شود از مالیّت کم شده است و به قرض دهنده ظلم شده است. ولی وقتی پول، مال باشد اگرچه آن مال در بازار گران تر یا ارزان تر شده باشد، از مالیّت کم نشده است. اگر مالی را ده ساله و صد ساله و بیشتر قرض دهید نیز از مالیت کم نمی شود. صد سال قبل یک تن برنج قرض کرده اید و امسال پس می دهید؛ نه به شما ظلم شده است و نه به طرف مقابل. قرآن می گوید: «لکم رئوس اموالکم لا تظلمون و لا تظلمون». چون این برنج، مال است، در طی این صد سال فرق نکرده است. ما نمی گوییم پشتوانه ی پول، طلا باشد؛ ما می گوییم پشتوانه ی پول، کالا باشد، اما مقدار پشتوانه کالا با طلا وزن شود. وقتی مقدار کالای پشتوانه را روی پول ننوشته اید، پول مال نمی شود بلکه اعتبار است. ولی وقتی روی پول، مقدار پشتوانه کالا را می نویسید، پول، کالا می شود. شما در مقابل اسکناس، کالا تعهد کرده اید، اما مقدار کالا را با طلا مشخص می کنید. طلا پشتوانه ی پول اسلامی نیست. طلا، سنگ وزنه است نه پشتوانه. لذا لازم نیست به اندازه اسکناس، طلا در خزانه انبار کنیم. لازم نیست اگر کسی اسکناس آورد طلا دریافت کند. به او می گویید ما تعهد کرده ایم به این اندازه طلا به شما کالا بدهیم. اگر شما بخواهید دینار اسلام را احیاء کنید، روی پول این جمله را می نویسید: «ما در مقابل این اسکناس، به مراجعه کننده، به اندازه ارزش سه دهم گرم طلا، کالا می دهیم». در این صورت اسکناس شما دینار است. هزار دینار به کسی قرض می دهید و او ده سال دیگر هزار دینار می دهد. این می شود قرض الحسنه. اما حجم اسکناسِ مُجاز، به اندازه تولید ناخالص ملی شما است. دارایی کشور را بر ارزش اسکناس تقسیم می کنیم تا حجم اسکناس مجاز مشخص شود. چه بانک ها تعطیل شود و این پول رایج، از گردش خارج شده باشد، چه نشده باشد، شما می توانید کارتان را شروع کنید. اعلام کنید مقدار کالای مورد تعهد در اسکناس، به قیمت طلای رایج جهانی اندازه گیری می شود. اینکه تاکید می کنم طلای رایج جهانی، برای آن است که پول، قدرت بین المللی پیدا کند و پولِ بین الملل اسلام باشد. بانک مرکزی متولی پول ملی است، شما می توانید متولی پول بین المللی باشید. منتهی پول بین المللی شما، به تدریج پول ملی بانک مرکزی را بدون هیچ زحمتی خارج از گردش می کند. شما طرح جنگتان را به دانشگاه های جنگ عالم و حتی وابسته های نظامی عالم عرضه نکردید. اگر کرده بودید از شما می خندیدند و شما را دست می انداختند. آنها وقتی «خروجی» را دیدند سر تعظیم فرود می آورند. در مسئله پول هم همین اتفاق می افتد، منتظر نظر موافق آنها نباشید. (بیان منتشر شده از آیت الله حائری شیرازی رحمه الله در مقاله تأسیس پول اسلامی و خلاصی از ربا ۰۷ شهريور ۱۳۹۶ –خبرگزاری تسنیم)
پوستر سوم: ما آرزو داریم همه بانکها ورشکست شوند!
قالب این خشت تو بر هم بزن*** خشت نو از قالب دیگر بزن. من امیدوارم بانکهای سپاه هم ورشکسته شوند! من انتظار این روزها را دارم چرا؟ چون خود خداوند از اول فرموده: یمحق الله الربا. یعنی من ربا را نابود میکنم! خدا پشت سر این نابودی نشسته است. وقت خدا می گوید من نابودش می کنم شما چطور می توانید بودش کنید. به سپاه توصیه می کنم خودش بیاید ضمانت بکند من این پول را با این پشتوانه طلا خلق می کنم و اینقدر هم ضمانت می کنم که اینقدر پول در مقابلش بدهم. لازم هم نیست که اگر کسی اسکناس آورد شما طلا بدهید ندهید به اندازه این طلا کالا بدهید طلا نرود از کشور خارج بشود. طلا به عنوان واحد اندازه گیری باشد. نگویید نمی شود سپاه می تواند. سپاه از اول که آمد از صفر شروع کرد سیستم عوض شد با یک سیستم جدید آمد میدان. ارتشی ها هم وقتی داخل اینها شدند و اینها را دیدند اگر از اولش هم اینطور نبودند این طور شدند. ارتشی ها بعضیشان از نظر دیانت و تقوا از سپاه کم نبودند جلوتر هم بودند ولی سیستمشان مشکل داشت و سیستم دولتی مجبورشان می کرد. همه چیز را سپاهی ها تغییر دادند پس می توانند. من به سپاه می گویم شما می توانید بیایید وارد بشوید … (کلیپ منتشر شده از بیانات ایشان در کانال ربا دات آی آر – جنبش ممانعت از جنگ با خدا)
پوستر چهارم: شرط اول این است…
پدر چه کند تا مربی خوبی برای فرزند خود باشد؟ شرط اول این است که دل همسرش را به دست بیاورد. این سنگ اول تربیت اولاد است. هر کس توانست همسر خودش را قانع کند به اینکه خدمتگزار اوست، به او عشق میورزد و برای سعادت او آرزوی توفیق دارد؛ آن وقت است که میتواند نقشۀ تربیتی فرزندان خودش را ترسیم کند. هر جا پدری در تربیت موفق نشد، مشکل در عدم همکاری با مادر بود! (کانال ایتای بیانات حضرت آیتالله حائری شیرازی(رحمه الله)
پوستر پنجم: طب شما را منقرض کردند…
از دانشگاه در قسمت علوم تجربی (مثلاً پزشکی) باید استفاده کنیم اما نه به صورت وابستگی. «اعلم الناس من جمع علم الناس الی علمه». انسان باید علمی برای خودش داشته باشد، بعد از علم دیگران تغذیه کند. مثل مادری که شیرِ گاو می خورد و شیرِ انسان به بچه اش می دهد. آنچه می گیرد شیرگاو است، اما آنچه می دهد شیرانسان است. شیر انسان با شیر گاو، عیارش متفاوت است. باید در علوم تجربی هم این طوری باشیم. در دوره پهلوی، طب شما را منقرض کردند. در چین و هندوستان، حکّامشان مثل حُکّام پهلوی نبودند. جلو انقراض علم خودشان را گرفتند. آن قدر این طب سوزنی چین مسخره شد و چینی ها اعتناء نکردند تا اینکه الآن دانشجو از اروپا میفرستند که طب سوزنی یاد بگیرد و برگردد! آنقدر به طب هندوستان طب علفی، یونجه ای و کاهی گفتند و مسخره کردند؛ اما اینها اعتناء نکردند. الآن دانشجو می فرستند تا این طب سنتی آنها را یاد بگیرد و بعضی از امور را به وسیله ی آنها معالجه می کنند. می گویند: درمان برخی از بیماری ها را در طب جدید نداریم و هندی ها دارند. اما در کشور شما اطبایی بودند که مُردند و هیچ شاگردی را هم اجازه ندادند که از آن ها بماند. (کانال ایتای رسمی بیانات آیت الله حائری شیرازی رحمه الله از بیانات چاپ نشده)
پوستر ششم: طب قدیم را ممنوع کردند…
گفتید مخالفین فلسفه می گویند: فلسفه بیگانه از اسلام است و از سرزمین یونان آمده است و ربطی به اسلام ندارد، پس ما چه اصراری داریم که آن را فرا بگیریم و به آن پای بند باشیم و از آن برای تحکیم مبانی اسلام بهره گیری کنیم، در پاسخ آن می گوییم: هواپیما سوار نشوید، چون مربوط به اسلام نیست و ماشین هم همین طور، این لباسهایی هم که شکلهای تازه ای دارد نباید بپوشید چون در زمان پیغمبر نبوده و بسیاری از آنها هم پارچه اش وهم دوختش مال خارج است: این خانه هایی را هم که با مهندسی جدید ساخته می شود مورد استفاده قرار ندهید، از این نیروی برق واین وسائل برق، این دریچه واین پنجره واین وسایل امروزی نیز بهره نبرید! چگونه انسان با برخی چیزهایی که به بیگانگان بر می گردد- مثلا به تعبیر شما فلسفه – قهر کند و با برخی دیگر – وسایل جدید رفاهی – آشتی داشته باشد؟ کسی با دیگری قهر بود. دیدند سوار ماشین آن آقاست و جایی می رود. گفتند فلانی که با فلانی قهر بود؟ گفتند با فلانی قهر است با ماشینش که قهر نیست؟ حقیقت دیگری را بگویم: این حرف که این مال آنهاست و مال ما نیست غلط است همه چیز مال خداست و خود آن خارجی هم مال خداست. من وقتی از وسائل ساخت او بهره می برم از مال خدا بهره می برم. این دیگر مال او نیست . خدای تعالی او را خلق کرده که هواپیما درست کند و من هم از آن استفاده کنم، به زیارت بروم، به دیدار دوستم بروم، تجارت بکنم، برای معالجه بروم و… وقتی مطلب از این قرار است ، چه اشکالی دارد او یک قواعد منطقی، فلسفی، ریاضی و… را کشف کند و من از آنها استفاده کنم. این چه عیبی دارد؟ شما می گویید او کشف کرده پس نجس است و غلط است شما می توانید بدون او کشف کنید، خوب، بروید کشف کنید و به کشف خودتان عمل کنید. آقا، این امور عقلی مال اجانب نیست، مال خداست. بندگان خدایی بوده اند، رفته اند و زودتر از ما این کار را کرده اند. وظیفه مسلمانها بوده که دست پیش ببرند و پیش از آن که آنها این مسائل را کشف کنند خودشان این کار را انجام دهند، اما آنها رفتند این کار را انجام دادند. شما چه می گویی؟ خوب، شما بیشترش کنید. چرا درها را بر روی خود می بندید؟ و خود را محدود می کنید؟ آیا این دلیل شد که چون او زودتر از من این را کشف کرده پس من آن را قبول ندارم؟ واقعیات را که نمی شود رد کرد. حرفهای آنها یا غلط است و یا صحیح؟ اگر غلط است مال خودت هم که باشد غلط است، و اگر صحیح است، حرف صحیح را باید پذیرفت، و سپاسگزاری کرد که تو پیش از من زحمت کشیدی و این را برای من کشف کردی . مگر ما با کسی لجبازی داریم ویا خدای نخواسته حسودیم؟ از واقعیت می خواهیم قهر کنیم؟ از خلقت می خواهیم قهر کنیم؟ بخواهی او را منزوی کنی خودت را منزوی کرده ای و محدود ساخته ای : چه در امور مادی و چیزهایی که مربوط به آن می شود و آنها آن را اختراع کرده اند، و چه در امور عقلانی از قبیل فلسفه، هندسه و ریاضی و… تو از آنها استفاده نکنی خودشان استفاده می کنند، و سر تو را می برند. تو باید زرنگ باشی و از آنها در ربایی . آنها ممکن است مسائلی یا فرمولهایی داشته باشند که اصلا حاضر نیستند دست دیگران بیفتد و دیگران از آن بهره ببرند. امروز در دنیا چنین است که عده ای جاسوسی می کنند تا بتوانند طرحهایی را که در فلان کشور است در ربایند و بدزدند. مگر بچه ها در دوران جنگ تحمیلی اگر می توانستند فرمول فلان موشک را از خارج بدزدند نمی کردند؟ ویا اگر می توانستند از روی خود موشک کپی کنند نمی کردند. الآن هم می کنند. چرا؟ چون می گفتند: این مال تو نیست مال خداست، تو رفتی و زودتر آن را جستی، اما اکنون من از روی ساخته تو می سازم. به هرحال، آنچه واقعیت است مال کسی نیست ، مال خداست. اینها سنن وقواعدی است که خدا در خلقت گذاشته است هرکه دست پیش برد و کشف کرد، از آن استفاده می کند و راه استفاده به روی دیگران بسته نیست . مگر قرآن توصیه نمی کند که هر چه در توان دارید در برابر دشمن آماده کنید؟ مگر قرآن نمی گوید: «واعدو الهم ما استطعتم من قوة» (انفال/۶۰) یعنی هر نیرویی که می توانید در مقابل کفار تهیه کنید؟ اکنون بفرمائید آیا برهان و دلایل عقلی قوه نیست؟ بیان قوه نیست؟ هنر و هنرمندی قوه نیست؟ چگونه است که امام رشد جوانها را در هنر توصیه می کند و شما آقایان رشد ایشان را در استدلال و برهان توصیه نمی کنید؟ باید به همه چیز مجهز شد. اگر دشمن آمد و از چیزی استفاده کرد که مربوط به خلقت بود و یک پایه واقعی و اصولی داشت و من آن را تحریم کردم در واقع خودم را منزوی و محروم ساخته ام و آن وقت از همان راه چوبش را خواهم خورد؛ مثلا او با همین فلسفه ای که در خدمت می گیرد، از زبان قوی آن با انسانها صحبت می کند و آنان را به هر سوی که بخواهد می برد و شما می مانید با جمودتان، و بعد آنها بر می گردند و می گویند: اینها آدمهای خشک مغزی هستند و به همه چیز می گویند: «حرام است». اسلام در نظر آنها زشت می شود و نتیجه همان «ولایتی ها» می شود که امام تعبیر فرمود. که با افکار خشک خود تیشه به ریشه ولایت می زدند و اسلام را در نظر دیگر زشت و کریه نشان می دادند. ارسطو منطق را تنظیم و مسائل بسیاری را استخراج کرد. اینک آیا این آقایان از این منطق استفاده نمی کنند؟ شما استفاده نمی کنید؟ اینها از لغتنامه المنجد استفاده نمی کنند؟ این کتاب را یک مسیحی نوشته است و موسسه های مسیحی چاپ کرده اند. بیشتر کتابهای ادبی ما را اهل سنت نوشته اند. اینها اهل ولایت نیستند، با این کتابها چه می کنند؟ آقا، مسائل عقلی، عرفی و تقوی و … همه عین هم هستند، و همه را خدای تعالی قرار داده و در معرض فکر بشری گذاشته است. هرکسی رفت و پیدا کرد دیگران می توانند آنرا گرفته و به آن عمل کنند. و آن را به کار ببندند و اگر هم توانستند آن را اصلاح کنند و بدان بیفزایند. شما اگر مرد میدان هستید فلسفه و امثال آن را رد نکنید. بیایید آنرا اصلاح کنید، بارور کنید و در لباسی تازه در آورید و عرضه کنید تا اجانب مجبور شوند از فلسفه شما استفاده کنند. آن طور که ما با علم اجانب قهریم آنها باعلم ما قهر نیستند. کتاب طب الرضا را می برند و روی آن مطالعه می کنند، کتاب شرایع را به چهار زبان ترجمه می کنند. قرآن مرتب مورد مطالعه و ترجمه قرار می گیرد. حتی کتابهای دانشمندان ما که در کتابخانه های ما نیست و گمش کرده ایم، سر از کتابخانه های کشورهای خارج در می آورد و مطالب کتابهای خودمان را با شکلی دیگر و لباسی دیگر به خودمان برمی گردانند. ما بسیاری از تفاسیر را نداریم. تفاسیری که آنها در کتابخانه های خود دارند از کتابخانه های ما غنی تر است. ماکتابهای طبی داشتیم، و زمانی بسیاری از آنها را به خارج بردند و از آنها استفاده کردند و در عوض وقتی که دانشگاههای ما تأسیس شد و کرسی طب دایر گردید تدریس طب قدیم را ممنوع کردند و طب قدیم کم کم منقرض شد. اسرائیل یک نماینده ای در تهران گذاشته بود- یکی از کتابفروشها و کارش این بود که یک سری کتابها را جمع کند برای اسرائیل بفرستد. شاگردش مردی مشهدی بود. آقای دکتر حقی می گفت: من در جوانی در آنجا کار می کردم. هر روز از کتابهای خطی طبی از تمام دست فروشیها جمع آوری و بسته بندی می شد و به اسرائیل می رفت. آنها این قدر برای علوم ما حریصند، و به این وسیله می خواهند بر ما سلطه پیدا کنند، ولی ما به وسوسه های شیطانی چیزهایی را که احیانا آنها کشف کرده و مسلمانهای خودمان آنها را توسعه داده اند- مثلا همین فلسفه را که علمای اسلام آن را گرفتند و آن قسمتهایی را که می خواست در برابر دین بایستد اصلاح کردند و فلسفه اسلامی را درست کردند. کارهای خوبی هم کردند. شمشیری را که آنها بر سر ما می زدند اینها گرفتند و تیز ترش کردند و بر سر خودشان زدند – تحریم بکنیم و بگوییم اینها خارجی است و نباید استفاده کرد، که نکبت دارد. نه آقا، هیچ نکبت ندارد، خوب هم می شود از آن بهره برد و به کارش گرفت. اینها سلاحهایی است که به غنیمت گرفته اید، از آنها استفاده کنید. الحکمة ضالة المؤمن یاخذها حیث وجده»، یعنی :حکمت گمشده مؤمن است و هر کجا آن را یافت می گیرد .در روایت دیگری از امام رضا(علیه السلام) داریم که می فرماید: اعلم الناس من جمع علم الناس الی علمه یعنی: داناترین مردم کسی است که دانایی های مردم را به دانش خود افزاید. کلمه «ناس» (مردم) که در حدیث آمده شامل کافر و مؤمن است، و توای مؤمن که همه علم دین را داری، برهان را هم بر آن بیفزای و این روش عقلی را هم داشته باش .(تحجرگرایی محی الدین حائری شیرازی نشر معارف چاپ جهارم ۱۴۰۰ ص ۱۸۲ تا ۱۸۷)
پوستر هفتم : مدیریت از درون ….
پهلوانی بزغالهای را بغل میکند و صد متر راه میبرد. پس از طی راه، خودش و بزغاله خسته میشوند و کار تعطیل میگردد. حال یک بچه هشت ساله به جای یک پهلوان، دو هزار گوسفند به جای یک بزغاله، همپای آنها از شهری به شهری راه میرود به جای آنکه آنها را بغل کند. بغل کردن یعنی مدیریت از بیرون که دستاورد غرب است. و بهترین مثال آن «حضور و غیاب» است. که امروزه در حوزه، دانشگاه و آموزش و پرورش صورت میگیرد. اگر به آنها بگویند فردا درس تعطیل است، همه خوشحال میشوند. چون حس زندانی بودن میکنند. چون از بیرون مدیریت میشوند. اسلام به مدیریت از درون معتقد است. به همپا راه رفتن نه بغل کردن ( از بیانات منتشر شده از آیت الله حائری شیرازی رحمه الله در کانال ایتای بیانات ایشان)
پوستر هشتم : باید هدفمند باشد…
در مورد جمعیت باید به صورت همزمان کمیت و کیفیت را با هم در نظر داشت. به عنوان مثال در خانواده هایی که سرپرست یا اعضای آن معتاد هستند افزایش جمعیت مایه فخر و مباهات نیست ولی در خانواده هایی که سالم هستند یا برخاسته از افراد نخبه و کارآمدند این افزایش جمعیت مقبول تر است. اگر قرار است پاداشی برای افزایش موالید در خانواده ها در نظر گرفته شود منطقی است که این پاداشها باید به خانواده های خوب و سالم جامعه اعطا شود تا کنترل موالید هدفمند باشد. (حائری شیرازی، محی الدین. بیانات در در مراسم روز جهانی جمعیت ۱۸ تیر ۹۲ ، نشریه همشهری آنلاین)
پوستر نهم: یک صدم بتوانند اولیاء الله بشوند…
«اگر دو تا بروند یکی بیاید، یعنی اگر دو نفر یک اولاد داشته باشند، معنایش این است که جمعیت نصف شود. اگر دو نفر، دو تا فرزند که معمولا می گویند یک پسر و یک دختر، تازه صفر است، این راه انقراض یک جامعه است. می خواهید منقرض بشوید؟ جوجه را آخر پاییز می شمارند، تا این ها تشکیل خانواده بدهند از هر ده تا اولادی معلوم نیست چندتاون صاحب اولاد می شوند. تلفات تا سی سالگی هست، عقیم بودن ها هست، مسایل دیگر هست. سه تا و چهار تا هم نزدیک به صفر است. چون همه ی این چهار تا که به تشکیل خانواده و صاحب اولاد بودن نمی رسند، چهار تا را که بگیری تازه جمعیت شما ثابت شده، مخصوصا این اموری که پیش می آید که عقیم می کند؛ این امواج تقویتی موبایل ها که در گذشته نداشتید، این تشعشعات تاثیرگذار، حتی لباس زیر چسبانی که خانم ها می پوشند و … این ها را در سقط جنین موثر می دانند، غذاهای جدید، ظروف یک بار مصرف، فست فود ها و انواع تغذیه های انی چنینی، این تلفات ناشی از این ها را ملاحظه کنید. خب! شما جنگ دارید، جهاد دارید، تلفات جاده ای آن چنانی دارید، فساد هوا را دارید که گاهی شهر چند میلیونی مثل تهران را تعطیل می کنید و تلف شدن به دلیل این مسائل را دارید. این ها عوارضی است که باید پیش بینی کرد حتی این که اگر در آینده شهید داشتیم، بدل این ها را چگونه باید تامین کنیم؟ اگر خانواده ای یک اولاد داشته باشد، این تک اولاد را چقدر سخت است که به جبهه بفرستد، فکرش راحت است. شارع این مسائل را دیده که گفته: توالدوا، تناسلوا… می گوید تو تکثیر کن ممکن است در میان اینها اولیای خدایی به وجود بیاید که این اولیا برای من مایه ی مباهات است حالا یک درصدش بشود اولیا الله ۹۹ نفر دیگر باید باشند تا یک صدم بتوانند اولیاء الله بشوند؛ چون برایش این انسان های پاک اهمیّت دارد و تنها درصدی هم به این مقام و این رتبه می رسند، مجموع را توصیه می کند تا مطلوبش توسعه پیدا کند. چون این مطلوب در این مجموع هست. اگر مجموع تنزل پیدا کند به مطلوب هم به تناسب او افت می کند.(حائری شیرازی، محی الدین. راه انقراض یک جامعه، ماهنامه خانه خوبان (ویژه نامه جمعیت). اردیبهشت ۹۳، ص ۲۵)
پوستر دهم: در آغوش بگیرید…
مرحوم آیتالله حائری شیرازی وقتی والسلام علیکم و رحمةالله پایان جلسات دعای ندبه و برخی جلسات دیگرشان را میگفتند، خطاب به مستمعین میفرمود: «حالا بلند شید و همدیگه رو در آغوش بگیرید!» «پاشید روی همدیگه رو ببوسید!» ایشان معتقد بود جامعه، مهدوی نمیشود مگر آنکه فضای مومنین پُر از محبّت و عاطفه شود و با یاد کردن از مرحوم شهید بهشتی میفرمود: «شهید بهشتی وقتی وارد صحن فیضیه میشد دو تا دستش رو کاملا از دو طرف باز میکرد (آغوش میگشود) و دوستان رو بغل میکرد!» از شما چه پنهان گاهی توفیق زیارت دوستی را یک یا چندماه ندارم اما پس از تازه شدن دیدار، بر اساس غریزه اولیه و فطرت لری خود، دوست دارم با شوق به سمت او بروم و او را در آغوش بگیرم اما ناگهان عارضه علم و تقوا مانع میشود و مردّد میشوم که آیا مصافحه و روبوسی کنم؟ نکنم؟ نکند اشتیاقم به روبوسی با او باعث شود که در نظر دیگران تحقیر شوم! نکند او دوست نداشته باشد و… همین تعلّل و پیش و پَس شدن، کافی است تا فرصت طلایی مصافحه و روبوسی از دست برود و به دستی بر سینه و لبخندی ساختگی و چندبار خم شدن سر و پِسپِسپِسی خشک و خالی دیدار به پایان برسد! آیا حقّ دوستی و آشنایی چند ساله و اشتراک در درس و بحث و گاه حقّ نان و نمک این است که به سبک چشم بادامیهای شرقی، چندباری از دور برای هم خم شویم و بعد از کنار هم عبور کنیم؟! تمدن امروز دنیا به شکل آهسته و پیوسته انسانها را به سمت فردیّت و جدایی برده است و ما نیز از این قاعده مستثنا نبودهایم؛ این یک معضل فرهنگی_اجتماعی است و ما موظفیم مطابق روایات مستفیضه بابهای مصافحه، معانقه و تقبیل که به علت ترس از تطویل از ذکر آن در این نوشته میگذرم، جلوی این بیعاطفگی را بگیریم. ضمنا تاکید میکنم از جمله خصال نیکویی که در آن مردم عادی، بر ما روحانیون، برتری دارند یکی همین مورد است.( از بیانات منتشر شده از آیت الله حائری شیرازی رحمه الله در کانال ایتای بیانات ایشان)
پوستر یازدهم: هیچ امر فرهنگی بدون اهرم سرهنگی به جایی نمیرسد…
هیچ امر فرهنگی بدون اهرم سرهنگی به جایی نمیرسد. در مالیات و عوارضی که میخواهید از مردم بگیرید، هم کار فرهنگی لازم است و هم کار سرهنگی. هیچکس نمیتواند بگوید مردم بدون کار سرهنگی، عوارض میدهند. نخیر! امکان ندارد. نسبت به همین کمربند ایمنی که برای سلامت انسانها خوب است، شما جریمۀ نیرویانتظامی را بردارید، بعد ببینید چقدر کمربند میبندند! اینکه همه وقتی در خودرو مینشینند کمربندشان را میبندند، آیا واقعاً مسالۀ جریمه دخیل نیست؟! کار سرهنگی اثر دارد؛ چرا ما منکر میشویم؟ کار فرهنگی باید با اقتدار انتظامی، قضایی و امنیتی تکمیل شود وگرنه هرگز به جایی نخواهد رسید!( از بیانات منتشر شده از آیت الله حائری شیرازی رحمه الله در کانال ایتای بیانات ایشان)
پوستر دوازدهم:آن روزی که به ما موشک میزنند، خطرناک نیست بلکه …
در جمع ما هستند کسانی که قبل از انقلاب، گرفتار زندان و شکنجه و اینها بودند و این حرف بنده را خوب متوجه میشوند. بازجو وقتی شلاق به دست میگرفت و میزد، موقع حساس و خطرناکی نبود، اما وقتی دستور میداد چلو کباب برای آقا بیاورید خطرناک بود! وقتی میگفت تلفن در اختیارش بگذارید تا به هرکه میخواهد تلفن کند، آنوقت خطرناک بود. وقتی میگفت نامهای بنویس به خانوادهات، آنوقت خطرناک بود. وقتی نمازخوانهایشان را میآوردند -اگر نمازخوانی داشتند- که بیاید با این زندانی که نمازخوان هست صحبت کند، خطرناک بود. ساعت خطرناک، آن زمانی بود که این فرد با خودش میگفت: «اینها آنطور هم بدذات نیستند که ما فکر میکنیم». گفتنِ این حرف همان، و سقوط کردن همان! یک ذره حسنظن، انسان را ساقط میکرد. افرادی بودند که باآبرو به زندان رفتند، اما بیآبرو از زندان بیرون آمدند! اصلاً عوض شدند. مشیشان تغییر پیدا کرد، اصلاً آخرش ساواکی شدند. فردی بود، مبارزه کرده بود، زندان افتاد، بعد ساواکی شد؛ چون یک ذره به آنها حسن ظن پیدا کرد؛ یک ذره فکر کرد که در آنها رحم و انسانیتی هست. آن روزی که به این مملکت، موشک میزنند، خطرناک نیست. آن روزی که برای صلح میآیند باید دست به دعا برداشت و استغاثه کرد و خود را به خدا سپرد! این ساعتها خطرناکتر است! بمباران شهرها، علامت ضعف آنهاست، چون امت آگاهاند نمیتوانند با صحبت، مردم را تسخیر کنند و لذا چوب میزنند!( از بیانات منتشر شده از آیت الله حائری شیرازی رحمه الله در کانال ایتای بیانات ایشان)
پوستر سیزدهم: به چهره او نگاه کنیم کافی است…
ما اگر بخواهیم انرژی کسب بکنیم، همین که به چهرۀ سید حسن نصرالله نگاه کنیم کافی است. این عکس را هر جوان مسلمان در گوشه و کنار دنیا ببیند، برای او نماد یک احساس دارایی است، نماد احساس خودباوری است، نماد احساس معنویت است. روحیه میدهد. تاریخ سخنرانی: ۲۹ خرداد ۱۳۸۷( از بیانات منتشر شده از آیت الله حائری شیرازی رحمه الله در کانال ایتای بیانات ایشان)
پوستر چهاردهم: به خاطر کلیمیها تعطیل است. ..
کشور اندونزی، بیشترین جمعیت مسلمانان را دارد. در جاکارتا، مسجدی هست به نام «مسجد استقلال» که فقط صحن آن، حدود ۳۰ هزار متر وسعت دارد. شبستان آن هم پنج طبقه است. خیلی بزرگ است. جمعیت نمازگزارانش در روز جمعه، از نماز جمعۀ تهران خیلی بیشتر است! پُرِ پُرِ پُرِ میشود. با این حال، اینها جمعه تعطیل نیستند! از صبح تا ظهر، ادارات باز است، کارخانجات، مغازهها، مدارس، بیمارستانها همگی باز هستند. بازار هم کلاً باز است؛ فقط یکی دو ساعت برای نماز جمعه تعطیل میکنند. اما در عوض، شنبه و یکشنبه تعطیل هستند. #شنبه به احترام یهودیها و #یکشنبه به احترام مسیحیها تعطیل است. جمعه هم به احترام مسلمانها تعطیل نیست! [خندۀ حضار] الان شما در یک روزِ شنبهای از بازار مشیر یا خیابان توحید [شیراز] عبور کنید. میبینید که بازار تَق و لَق است. دیگران هم چون میبینند که در روز شنبه، دکانهای معتبر، تعطیل هستند، اینها هم در آینده شنبه را تعطیل میکنند و شما شاهد تعطیل شدن شنبه در بسیاری از خیابانها خواهید بود. آن مشتریِ مسلمان هم چون میداند که مغازهها بسته است، روز شنبه نمیرود بازار. مغازههای دیگر هم چون میدانند که روز شنبه، این قسمت از بازار، تق و لق است، اگر کاری داشته باشند، میگذارند روز شنبه مغازهشان را تعطیل میکنند.
بعد چه میشود؟ فرهنگ آنها بر فرهنگ دیگران حاکم میشود.( از بیانات منتشر شده از آیت الله حائری شیرازی رحمه الله در کانال ایتای بیانات ایشان)
پوستر پانزدهم: بدون آن هر پیروزیای موقت خواهد بود…
در جنگ احد حضرت به نگهبانان تنگه فرموده بود که اگر ما مشرکین را شکست دادیم و آنها را تا مکه تعقیب کردیم، شما از جای خودتان نباید تکان بخورید و اگر آنها ما را تا مدینه تعقیب کردند، باز شما در جای خودتان استوار باشید. در باب علوم انسانی هم ماجرا از این قرار است. اگر ما همه پیروزیها را از دست بدهیم اما کرسی علوم انسانی دانشگاهها به دست اسلام بیافتد، ما همۀ عقب ماندگیها و ناکامیهای خودمان را جبران میکنیم. اما اگر پیروزیهایی در سطوح مختلف بدست بیاوریم، درحالیکه اسلام نتواند کرسی علوم انسانی را در دانشگاهها تسخیر کند، تمام پیروزیها موقتی است و ما همۀ آنها را در فاصله زمانی کمی از دست خواهیم داد. ملاحظه میکنید که خطر، همان خطرِ تنگۀ احد است. مسأله تهاجم فرهنگی ریشه در مسائل علوم انسانی دارد.( از بیانات منتشر شده از آیت الله حائری شیرازی رحمه الله در کانال ایتای بیانات ایشان)
پوستر شانزدهم: جدی بگیرید…
حضرت معصومه (سلام الله علیها) ویژگی خاصی دارند. مظهر حضرت زهرا (سلام الله علیها) هستند و قبر ایشان، مظهر قبر حضرت زهرا (س) است و به همین دلیل روایت شده که: «إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ لِرَسُولِهِ حَرَماً وَ هُوَ اَلْمَدِينَةُ وَ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ اَلْكُوفَةُ … » * بعد دیگر نگفتند برای امام حسن (ع) حرمی است یا برای امام حسین (ع) هم حرمی است و آن کربلاست. بلکه فرمودند: «وَ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ» یعنی حرم حضرت زهرا و یازده فرزندش، قم است. این که فرمودند: «وَ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ» را جدی بگیرید! کسانی که می خواهند حضرت زهرا (س) را زیارت کنند حضرت معصومه (س) را زیارت کنند؛ همان طوری که در مورد حضرت عبدالعظیم گفته شده: «مَن زارَ عَبدالعَظیمِ الحَسَنی بِرِی کَمَن زارَ الحُسَین بِکَربَلا». این از باب «قبورکم فی القبور» است که در زیارت جامعه آمده. یعنی قبر حضرت زهرا (س) در قبر حضرت معصومه است. «قبورکم فی القبور» یعنی نزدیک ترین قبری که می تواند قبر حضرت زهرا (س) باشد این جاست و هر کسی می خواهد حضرت زهرا (س) را پیدا کند، اینجا دنبال ایشان بگردد.( از بیانات منتشر شده از آیت الله حائری شیرازی رحمه الله در کانال ایتای بیانات ایشان)
پوستر شانزدهم: تعالی روح و دل و فکر و عمل ….
ایشان از جملهی عالمان دینی برجسته و موفقی بودند که عمر با برکت را یکسره در خدمت تربیت نفوس و تعالی بخشیدن به روح و دل و فکر و عمل مخاطبان خود قرار دادند. چه پیش از انقلاب در شیراز و قم و چه پس از پیروزی انقلاب در جایگاه امامت جمعه و پایگاههای برجستهی دیگر، ذهن و اندیشهی فعال و کارآمد این روحانی با اخلاص و اهل معرفت و سلوک، همواره نقشی اثرگذار در ترویج معارف اسلامی و قرآنی و انقلابی داشته و به پرورش نفوس پرداخته است. (بخشی از پیام تسلیت امام خامنه ای حفظه الله در ۳۰ آذر ۱۳۹۶)
اذان بگویید
اوقات خمسه صلات
طرح فلاحت در فراغت






























































