شرح فارسی بخش عربی صرف ساده، موارد علامت تأنیث

0
179
۰
(۰)

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح فارسی صرف ساده

در این مطلب، مبحث موارد علامت تأنیث از مباحث کتاب صرف ساده را به صورت فارسی شده خدمت شما عزیزان تقدیم میکنیم.

دانلود جزوه موارد علامت تأنیث کتاب صرف ساده

از طریق لینک زیر میتوانید این جزوه را به شکل پی دی اف دانلود بفرمایید.

موارد علامت تأنیث:

تمام علائم سه گانه تأنیث به اسماء ملحق میشوند، برای اینکه دلالت کنند بر سه چیز:
۱. تأنیث حقیقی
۲. تأنیث مجازی
۳. تأنیث لفظی
و میان این سه به وسیله ضوابط مذکور در فصل دوم میتوان تفاوت ایجاد کرد و آنها را از یکدیگر تشخیص داد.

اغراض الحاقِ هریک از علامات سه گانه تأنیث:

    ۱. علامت «تاء»:

    تاء در میان علامت های سه گانه، دارای موارد الحاق بیشتری میباشد و همچنین این علامت به موارد زیر الحاق میشود:
۱) موصوفات:
علامت تأنیث تاء، کثیرا به موصوفات ملحق میشود مانند:
§ امرأه ، مرأه ، غُرفه ، صحیفه ، مکتبه ، مجاهده ، مِکسَحَه
۲) صفات:
§ عالمه ، مؤدبه ، شریفه ، علّامه
وجود این تاء گاهی لازم است، [به این معنا که اگر بدون تاء استفاده شود، یا معنا ندارد یا معنا عوض میشود] مانند:
§ ناقه (شتر ماده)، نَعجه (میش)
و گاهی لازم نیست، [به این معنا که وجود و عدم آن مساوی است] مانند:
§ طالقة (رها شده)، عجوزة (پیرِ سالخورده، مرد باشد یا زن)
۳) مصدر مرّه و هیئت و نوعی
§ حجَجتُ حَجّةً
§ بِذْلَةُ الکریمِ خَفیَّةٌ
§ من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتةً جاهلیّةً
علامت تاء تأنیث در موارد بسیار زیادی علاوه بر علامت تأنیث بودن، دلالت بر معانی دیگری نیز دارد که از آن جمله است:

 معانی و کاربردهای علامت تاء تأنیث:

        ۱) دلالت بر معنای حدوثی:
این مورد در صفاتِ مختصّ اسامی مؤنثی که از اوزان «فاعل»، «مُفعِل» ساخته شده است، مشاهده میشود. مانند:
§ طامثة (زن حیض)، حائضة ، حائلة (زن نازا)، حاملة ، طالقة (زن طلاق داده شده)، مُرضِعة (دایه، خواهر رضاعی)
احتمال میرود که این آیه نیز از این قسم باشد:
§  یَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ کُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَت‏ (حج/۲)
روزى که آن را ببینید [مشاهده خواهید کرد که‏] هر مادر شیر دهنده‏اى از کودکى که شیرش می‏دهد، بی‏خبر می‏شود.
اگر منظور از این صفات، شأن و مقام زن یا طبیعتِ او باشد، غالباً بدون تاء ذکر میشود با اینکه همچنین در این حالت و معنا نیز، الحاق تاء به آن صفات، جایز است.
از این صفاتِ مخصوص زنان، «عجوز» است که گاهی نیز تاء تأنیث برای تأکید به آن اضافه میشود.

        ۲) مبالغه یا تأکید مبالغه:
§ مبالغه: راویة
§ تأکید مبالغه: علّامة
۳) یکی بودن:
دلالت بر یکی از افراد آن جنس مانند:
§ نخلة (یک درخت نخل)، تمرة
۴) تأکید تأنیث جمع مکسر:
خواه این تاء تأنیث لازم باشد مانند:
§ غِزلَة ، أبنیة
یا غیرلازمه باشد مانند:
§ ملائکة ، بُعولة ، جِمالَة
۵) نسبت:
§ أشاعرة ، أفاغنة
۶) عوض و جایگزین:
۱) فاء الفعل:
§ عِدَة ، زِنَة
۲) عین الفعل:
§ إقامة ، استقامة
۳) لام الفعل:
§ کُرَة ، شَفَة
§ صلاة ، زکاة
۴) حرف زائد
§ تبصیر ← تبصِرة
۵) یاء متکلم
§ یا أبی ← یا أبتِ
§ یا أمّی ← یا أمَّتِ
۷) دلالت بر انتقال کلمه از وصفیت به اسمیت(موصوفیت)
وصفی که به این ترتیب تاء تأنیث دریافت میکند، دیگر وصفیتش ترک شده و احتیاجی به موصوف ندارد مانند:
§ ذَبیحَة ، نطیحة  (گوسفندی که در اثر ضربه شاخ مرده و خوردن آن حرام است)
این نکته را دریابید که الحاق تاءای که برای معنای مساوی تأنیث نیست، کثیراً انجام شده است مانند:
§ حُجرَة ، عِمامَة ، سَلعَة ، صَخرَة
همین طور بعضی از مصادر افعال مجرد و مزید و اسماء مکان و زمان و آلت مانند:
§ نِعمة ، قُدرَه ، عُطوفَه ، مَحمِدَه ، مُحاجّه ، هَروَله ، مَزرعه ، مَیسرَه ، مُکحُلَه و ..

  ۲. علامت «الف مقصوره»:

    در این اوزان استفاده شده است:
۱) فُعْلی
§ فضلی ، رجعی ، أنثی ، حبلی
۲) فَعلی
§ عطشی (مؤنث عطشان)، دعوی (مصدر)، تقوی (اسم مصدر از اتّقی)، جرحی (جمعِ جریح)، مرضی (جمع مریض)، سَلمی (اسم زن)
۳) فِعلَی
§ إحدی (مؤنث احد)، ذکری (مصدر)، شِعری (اسم ستاره)
۴) فَعالَی
§ سَکاری (جمع سَکران و سَکری)، صَحاری (جمع صحراء)، عذاری (جمع عَذراء)، فتاوی (جمع فتوی)
۵) فُعالَی
§ سکاری (جمع سَکران و سَکری)، أساری (جمع اسیر)، جمادی، حباری (اسم پرنده)
۶) فَعَلیّا
§ زکریا (توجه کنید که همزه ندارد و مقصوره است)

 ۳. علامت «الف تأنیث ممدوده»:

    در این اوزان استفاده شده است:
۱) فَعْلاء
§ حمراء (مؤنث احمر)، عمیاء (مؤنث اعمی)، بلجاء (مؤنث ابلج)، حسناء (مؤنث حسن)، صحراء، سرّاء، ضرّاء (این سه مورد مصدر هستند)
۲) فُعَلاء
§ امرأةٌ نفساء ، عشراء ، الصعداء
۳) أفْعِلاء
§ أنبیاء (جمع نبیّ)
۴) فاعولاء
§ عاشوراء
۵) فَعَلیّاء
§ زکریاء
۶) فَعْلَلاء
§ کربلاء

حاشیه:
مطالب کلاسی:

منظور از لازمه و غیرلازمه در ص ۲۴۱ خط آخر:
• میتوان احتمال دیگر این را گفت که لازمه هنگامی است که این کلمه بدون تاء اصلا استعمال نشده باشد و یا غیر لازم باشد

ص ۲۴۲ خط ۴:
تاء تأنیث که بر وزن فاعل یا مفعل وارد میشود چه تغییر معنایی ایجاد میکند؟
اگر بخواهیم چنین صفاتی معنای اسم فاعلی بدهند تاء برایشان می آوریم و اگر بخواهیم معنای صفت مشبهه ای بدهند غالبا تاء برایشان نمی آوریم.
§ مثلا مرضعه به معنای زنی که دارد بچه را شیر میدهد و مرضع به معنای زن شیرده است و صفت مشبهه ای است.


این مطلب رو پسندیدید؟

برای امتیازدهی روی یک ستاره کلیک فرمایید

میانگین امتیاز ۰ / ۵. تعداد رای: ۰

هنوز این مطلب امتیادهی نشده. شما می تونید اولین نفر باشید!

دیدگاه بگذارید

  Subscribe  
Notify of