بسم الله الرحمن الرحیم… حضرت آیت الله مفیدی یزدی از شهرت گریزترین اساتید حوزه ی عملیه ی قم هستند که طعم شیرین درس عالمانه شان هر جویای علمی را جذب می کند. اگر نبود درس این بزرگوار زودتر از قم رفته بودم ولی جذابیت این درس حقیقتا بالاست و از حیث علمیت و اشراف به علوم جدیده و قدیمه و آیات و روایات فریقین ایشان در حوزه قم بی مانند هستند. خداوند حفظشان بفرماید. در ادامه چند نمونه از بیانات این بزرگوار تقدیم می گردد و امید است این مجموعه پوستر روز به روز کامل تر شود و بیانات گهربار بیشتری از این عزیز رسانه ای شود.
پوستر شماره یک : نیاز است …
وقتی ما المنطق مباحثه میکردیم، حیثیاتی که سر از هزاران حیثیت درمیآورد ما را مأیوس میکرد. بعد از اینکه با زبانهای برنامهنویسی آشنا شدم، نفس راحتی کشیدم. شما هم که در سن جوانی هستید! یکزمانی بود که اگر کسی این زبانها را نمیدانست کمالی را نداشت، اما وقتی جلو میروید اگر این زبانها را ندانید کمبود دارید. حدود ده سال پیش به یکی از اعزه عرض کردم؛ پارسال به من گفت تو قبلاً به من گفتی اما حالا دارم میبینم که چرا به حرف تو گوش ندادم. زیاد هم لازم نیست وقت بگذارید. روزی ده دقیقه یا پنج دقیقه برای آن وقت بگذارید، بعد از دو- سه سال میبینید انواع این زبانها را میدانید و ذهن شما با آن مانوس است و دستتان به کد میرود. اینها چیزهایی است که نیاز است. ( از بیانات حضرت ایت الله شیخ حسین مفیدی یزدی زید عزه در جلسه اول درس فقه هوش مصنوعی: ۶ مهر ۱۴۰۲)
پوستر شماره دو: سردر مدرسه هوش مصنوعی اسلامی
شاید بالاترین تعبیر را قرآن کریم دارد؛ خدای متعال بهصورت یک تابلو در بالای مدرسه هوش مصنوعی گذاشته است. گفتهاند بالای مدرسه افلاطون به زبان یونانی نوشته بود: «من لم یتعلم الهندسه، لایدخلن المدرسه». کسی هندسه بلد نیست به مدرسه نیاید. برای مسائل معرفتشناسی عرض کردم، امام صادق علیهالسلام بالای مدرسه معرفت تابلویی را گذاشتهاند:«لایدرک مخلوق شیئا الا بالله».جملهای که در توحید صدوق بود. در هوش مصنوعی هم خدای متعال بالای سر در این مدرسه یک چیزی گذاشته است:(وَيَسـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلرُّوحِۖ قُلِ ٱلرُّوحُ مِن أَمرِ رَبِّي وَمَآ أُوتِيتُم مِّنَ ٱلعِلمِ إِلَّا قَلِيلا – اسراء ۸۵).
بخشی از بیانات حضرت آیت الله حسین مفیدی یزدی حفظه الله در جلسه ششم درس خارج فقه هوش مصنوعی ۱۸ آبان ۱۴۰۲
پوستر شماره سه: احساس کرده بودند…
مباحث ریاضی از یک اهمیت خاصی برخوردار است. تا اندازه ای که من فهمیده ام هر کس خودش کار بکند در این مسائل هر چه بیشتر هم کار کند خودش می فهمد که در هر رشته ای وارد شود جلوست، هر رشته ای حتی علوم انسانی. علوم انسانی شاید در ابتدا به نظر بیاید ربطی به ریاضیات ندارد اما این طور نیست؛ به خصوص ریاضیات بعد از پیشرفت هایی که داشته است تا حالا. شما هر رشته ای وارد شوید اگر ریاضیات را خوب کار کرده باشید می بینید جلو هستید…. عبارت معروفی هم بوده است از افلاطون که حاج آقای حسن زاده هم زیاد نقل می فرمودند که بالای مدرسه افلاطون تابلویش این بوده است که : من لم یتعلم الهندسه لایدخلن المدرسه. این تابلو به زبان یونانی خودشان بوده است که از کتاب مقامع الفضل هم بعدا می خوانم خدمتتان اما منظورم از آوردن این نقل این است که اهمیت ریاضیات را از قدیم علمایی که در وادی امور علمی بودند احساس کرده بودند . یک اشارات و تاییداتی هم برای این مسئله از آیات و روایات هست. (جلسه اول درس خارج تاریخ بحران ها و اعضالات ریاضی حضرت آیت الله حسین مفیدی یزدی حفظه الله)
پوستر شماره چهار: الگوریتم اجتهادی حضرت آیت الله حسین مفیدی حفظه الله
وقتی موضوعی را برای تحقیق انتخاب می کنید ، اول سراغ فکر و حرف های دیگران نروید . اول سعی کنید موضوع را کاملا درک کنید . چه می خواهیم بگوییم ؟ بحث بر سر چیست ؟ و به قول معروف محل نزاع کاملا تحریر شود . موضوع چیست و چه حکمی می خواهیم بر آن بار کنیم ؟ محور بحث را خوب تصور کنیم . سپس ببینید چه درباره ی این محور و موضوع چه باید بگوییم ؟ یعنی با آن اندازه اطلاعاتی که خود من الآن دارم ، جواب و حکم این موضوع چیست ؟ به احدی کاری نداشته باشیم . اینکه می گویند مراجعه به اقوال دیگران ذهن انسان را قوی می کند ، اشتباه است . اول باید موضوع را تصور کنید و سپس با فطرت خدادادی و محدوده ی اطلاعاتی که دارید ، حکم موضوع را حدس بزنید . اما این قدم اول است . قدم بعد این است که حکمی را که برای موضوع مفروض انتخاب کرده ایم ، با استاد یا هم بحث مورد بحث و بررسی قرار بدهیم . در حال بحث و بررسی ، تمام تلاشم این باشد که بدون تعصب مطلب خودم را جا بیندازم و از آن نتیجه گیری ی اولیه دفاع کنم . در این گیر ودار، نظرات دیگران و استاد و هم بحث شروع می کند خود را نشان دادن . حتی به نظر من در این مرحله ی دوم هم سراغ حرف اقویاء نرویم . یعنی مرحله ی اول، انتخاب یک مختار است . مرحله ی دوم بر کرسی نشاندن آن و شواهد برای اثباتش آوردن و آن را محکم کردن است . بعد از آنکه حرف را خوب روی کرسی نشاندیم مرحله سوم شروع می شود که نگاه کردن به نظرات نوابغ و علمای بزرگ است . ببینیم که آن ها چه گفته اند ؟ چون وقتی ما در ابتدا روی فطرت و اطلاعات خودمان انتخاب نظر کردیم ، یک چیزی را می فهمیم . بعد که می رویم به سراغ استاد و هم بحث ، باید مواظب باشیم آن چیزی را که به عنوان یک امر فطری فهمیده ام ، از فطرت و از سلامت ذهن فاصله نگیرم . ولی گاهی می بینم در انتخاب نظرم واقعا اشتباه کرده بودم . و می فهمم که علت اشتباهم چه بوده است؟ یعنی می فهمم که اشتباه ناشی از ضعف من بوده و قبول اشتباه، فاصله گرفتن از فطرت محسوب نمی شود . البته گاهی است که انسان چیزی می فهمد و تا آخر هم روی حرفش می ماند . یعنی می بیند آن مطلب فطری که همان اول خدا به دلش انداخت ، غالب بود حتی بر فکر نوابغ و بزرگان . اما این کم است . در هر ده موردی شاید یک مورد اینگونه باشد . غالبا وقتی وارد بحث و بررسی می شود می بیند مبنایی که اول اتخاذ کرده اشتباه بوده . پس مرحله و قدم دوم این شد که سعی می کند حرفش را مستقر کند و خوب جا بیندازد . وقتی خوب آن را بتن آرمه کرد ، به سراغ اقوال بزرگان علما می رود . بعضی وقت هاست که می بیند با اینکه طرف عالم بزرگی است ، اما نمی تواند حرف او را از دستش بگیرد . می گوید من طوری حرفم را محکم کرده ام که می بینم حرف آن ها درست نیست و از آنها جواب دارم . این ها همه خوب است و تقویت علمی محسوب می شود اما پَرش نیست . پرش علمی که اجتهاد از آن درمی آید ، این است که : مطلبی را اول انتخاب کرده ایم ، در مباحثه و با بحث با استاد آن را بتن آرمه و محکمش کرده ایم، ولی ناگهان یک عالم بزرگی می آید و مثل این آفتاب، آن را از دست ما می گیرد و می گوید همه اشتباه کرده بودید . این همه بحث و بررسی و بتن آرمه همه خراب شد . اینجاست که انسان در علمیت، یک جهش پیدا می کند . چون می بیند بعد ازاین همه زحمت ، این عالم این نظر را از دست همه ی ما گرفت . لذا عرض کردم اگر از اول به بهانه ی تقویت ذهن به سراغ نظرات بزرگان برویم ، درست نیست . راهش این است که اول خودتان بحث را محکم کنید . بعدا که سراغ کلمات بزرگان می آیید می بینید که اصلا اول درست نفهمیده بودید . اینطوری خیلی انسان تقویت می شود . خوبیِ این روش هم این است که این حالت -که علمای بزرگ مطلبی را که محکم کرده ایم ، از دستمان بگیرند- تکرار می شود، ولی به یک منوال نیست . بلکه منحنیِ آن به سوی میل به صفر است . یعنی اینگونه نیست که اگر مثلا پنج سال کار می کنیم ، هر شش ماهی ده تا خراب شدهی بتن آرمه داشته باشیم. بلکه روزهای اول، هفته ای دو سه مورد . بعد ماهی دو سه تا . کم کم در شش ماه دو سه مورد اینجوری رخ می دهد تا به جایی می رسیم که به این زودی خراب نمی شود چون هر باری انسان دارد تجربه ی علمی کسب می کند و از شکست های سابق بهره می برد و قوی می شود . بعد از ده سال بحث و مباحثه اگر مطلبی را محکم کرد ، حتی بزرگان علماء هم نمی توانند به این زودی ها از دستش بگیرند . چون از تجربیات علمی بزرگان استفاده کرده است . (منتشر شده در سایت المباحث بر اساس تقریر مطالب حضرت آیت الله مفیدی حفظه الله در جلسه درس تفسیر سوره مبارکه ق)























































سلام وقت بخیر چطور میشه با شخص خود آیت الله مفیدی ارتباط بگیرم ؟ کار شخصی دارم با ایشان
علیکم السلام.. از طریق کانال ایتاشون بخش ارتباط با مدیریت اقدام فرمایید شاید امکان ارتباط اونجا مهیا باشه
خوش به حالتان که شاگردی ایشان را می کنید.
سلام علیکم
ببخشید میشه راهنمایی کنید منو که چطور میشه با آیت الله مفیدی یزدی ارتباط برقرار کرد
علیکم السلام…نشانی کانال ایتای دروس ایشون اینه:
https://eitaa.com/almabahes
مطالب را در سایت hoseinm.ir نیز میتوانید پیگیری کنید.
و همچنین:
https://almabahes.bahjat.ir/sharh
https://amafhhjm.ir