آموزش تجزیه و ترکیب، قسمت یازدهم

7
708
۱
(۱)

آموزش تجزیه و ترکیب

در این مطلب، بخش دیگری از تجزیه و ترکیب های انجام شده بر روی آیات قرآن را خدمت شما دوستان تقدیم میکنیم. در این بخش، آیه ۲۲ سوره مبارکه قصص را خدمت شما دوستان تقدیم میکنیم.

(سورهٌ مبارکةٌ  القصص)

وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْیَنَ قَالَ عَسىَ‏ رَبىّ‏ِ أَن یَهْدِیَنىِ سَوَاءَ السَّبِیلِ(۲۲)

هنگامى که [موسی علیه السلام] به سوى مدین روى آورد، گفت: امید است پروردگارم مرا به راه راست [که انسان را به نتیجه مطلوب مى ‏رساند] راهنمایى کند

کلمهٌ

تجزئةٌ

ترکیبٌ

و

حرف، به حسب ماقبل، مبنی بر فتح

لمّا۱

حرف، ظرفیه، غیرعامل، مبنی بر الف

توجَّهَ ۲

فعل، ماضی، مفرد، مذکر، غائب، ثلاثی مزید باب تفعّل، مثال واوی، متعدی بنفسه، معلوم، مبنی بر فتح

فعل و فاعل هو عائد به موسی علیه السلام.

تلقاءَ

اسم، مفرد، مذکر است زیرا همزه حرف اصلی است (یاء به علت قاعده خصوصی اسم قلب به همزه شده است)، جامد، معرفه به اضافه به علم، معرب، ممدود۳

با توجه به استعمال توجه جهةَ کذا میتوان مفعول به و منصوب به اعراب ظاهری اصلی در نظر گرفت و همچنین با توجه به توضیحات تلقاء در لغت، میتوان ظرف مکان در نظرگرفت.

مدینَ

اسم، مفرد، مذکر، جامد (به علت علم بودن از وصفیت خارج شده و دیگر مشتق نیست)، معرفه به علمیت، معرب، صحیح الاخر، غیرمنصرف به علت علمیت و تأنیث

مضاف الیه و مجرور به اعراب فرعی (نیابی) ظاهری

قالَ

فعل، ماضی، مفرد، مذکر، غائب، ثلاثی مجرد، اجوف واوی، لازم است، البته جمله ما بعد که مقول قول است را به عنوان مفعول به میگیرد، معلوم، مبنی بر فتحه ظاهری اصلی

فعل و فاعل

عَسَی

فعل، مقاربه، غیرمتصرف، ماضی، مفرد مذکر غایب، ثلاثی مجرد، معتل و ناقص واوی، معلوم، مبنی بر فتحه تقدیری

فعل مقاربه با عملِ افعال ناقصه

ربّ

اسم، مفرد، مذکر، بر وزن فَعْلْ و صفت مشبهه است و مشتق، معرفه به اضافه، معرب، مضاعف، صحیح الآخر، منصرف

اسمِ عسی و مرفوع به اعراب اصلی تقدیری

-ِ ی

اسم(ضمیر متکلم وحده)، جامد، معرفه، مبنی بر سکون

مضاف الیه، مجرور به اعراب اصلی تقدیری

أنْ۴

حرف، ناصبه، مبنی بر سکون

یَهْدِی۵

فعل، مضارع، مفرد مذکر غایب، ثلاثی مجرد، معتل و ناقص یایی، متعدی بنفسه است اینجا دو مفعولی است!،

فعل و فاعل هو عائد به الله تبارک و تعالی، منصوب به ان ناصبه و مؤول و فعل جمله خبرِ عسی

ن

حرف وقایه برای اضافه شدن یاء متکلم

ی

مانند قبل

مفعول به اول یهدی

سواءَ

اسم، مذکر است زیرا همانند تلقاء همزه آن حرف اصلی (یاء منقلب شده) است، جامد، معرفه به اضافه، معرب، غیرمنصرف، ممدود

مفعول بهِ دوم یهدی و منصوب به فتحه اصلی ظاهری

ال

حرف تعریف، غیرعامل، مبنی بر سکون

سبیلِ

اسم، مفرد، مذکر، جامد، معرفه به ال، معرب، صحیح الآخر، منصرف

مضاف الیه و مجرور به اعراب ظاهری اصلی

______________________________

حواشی:

۱:  یادآوری لما:

لمّا:

سه حالت دارد:

  1. جازم (مضارع)
    • تبدیل به ماضی منفی
      • لَمَّا یَذُوقُوا عَذابِ‏ ( ص / ۸)

هنوز عذاب مرا نچشیده اند.

عذاب، مفعول به و منصوب به فتحه تقدیری است زیرا عذاب مضاف به یاء متکلم است و عذابی بوده که به سبب رعایت فواصل آیات حذف شده است و کسره به جا مانده.

  1. حرف استثناء (جمله اسمیه و ماضی)

به معنی الّا است

  • اِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْها حافِظٌ (الطارق: ۴)  ( جمله اسمیه)

سوگند به اینها که هیچ‏کس نیست مگر این‏که نگهبانى بر او گمارده شده است‏

  1. ظرف (ماضی)
    • فَلَمَّا نَجَّاکُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ‏ (الإسراء: ۶۷)

 ولى هنگامى که شما را رهایى بخشید و به خشکى بازگردانید از او روى برمى ‏تابید

 ۲: بندرریگی ۲۱۶۲

مشاهده میکنیم که تنها با جهت، متعدی بنفسه است و اتفاقا در این آیه نیز چنین است و تلقاء به معنای زیر:

 بندرریگی ۱۷۸۴

بنابراین تلقاء به معنای جهت و سمت و سو نیز میباشد و با آن، فعل توجه نیز متعدی بنفسه میشود.

۳: تعریف اسم ممدود:

اسم معربی که به الف «زائده‌ی» مابعد همزه ختم شده باشد.

  • قرّاء ، کِساء ، زکریاء ، حِرباء

علت آمدن همزه به ترتیب: حرف اصلی، بدل از اصلی، تأنیث، الحاق

۴: حکم وارد شدن ان ناصبه بر خبر افعال مقاربه:

داخل شدن «أن» ناصبه بر خبرِ:

 ۵: بندرریگی ۲۰۸۵


مطالب مرتبط:

  1. آموزش تجزیه و ترکیب (تجزیه و ترکیب های انجام شده)
  2. نمودار جامع آموزش تجزیه و ترکیب

این مطلب رو پسندیدید؟

برای امتیازدهی روی یک ستاره کلیک فرمایید

میانگین امتیاز ۱ / ۵. تعداد رای: ۱

هنوز این مطلب امتیادهی نشده. شما می تونید اولین نفر باشید!

Subscribe
Notify of
7 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
پاسخ:
۱۳۹۴-۱۱-۱۱ ۴:۳۱ بعد از ظهر
سلام علیکم

با تشکر از دقت و تذکر شما دوست عزیز
الله مذکر است و آنجا اشتباه تایپی بوده است
یوم نیز ظرف زمان است که اسم بوده و جامد است و آنچه مشتق است، اسم زمان است مانند مغرِب و مطلع و …
محسن
۱۳۹۴-۱۱-۱۱ ۳:۵۳ بعد از ظهر
سلام.
در قسمت دوم الحمد الله رب العامین الله را مونث گرفتید ولی در قسمت سوم اتی الله بقلب را مذکر گرفتید فرق این دو چیست؟
در قسمت سوم یوم را جامد گرفتید سوال من این است که مگه یوم ظرف زمان و مشتق نیست؟
آیا ظرف زمان با اسم زمان فرق میکند؟
ممنون
علی
۱۳۹۴-۱۱-۱۶ ۱۰:۴۹ قبل از ظهر
با سلام
یه سوال داشتم در مورد صفت مشبهه
صفت مشبهه مثل کلامکم صدق یا علی عدل آیا مشتق هستند؟
پاسخ:
۱۳۹۴-۱۱-۲۴ ۹:۲۸ قبل از ظهر

با سلام به شما دوست عزیز زکاة العلم نشره یکی از معانی زکاة در روایت فوق به معنای تزکیه و پاک کردن علم است، بنابراین ما از ایرادات و اشکالاتی که به محصولاتمان وارد میشود استقبال میکنیم و هیچ یک از ما از خطا و اشتباه بری نیستیم. با تشکر از اشکالات شما دوست عزیز.  توجّه استعمال متعدی بنفسه هم دارد: وسیط ص ۱۰۱۵: توجه جِهةَ کذا: انطلق الیها. و اگر به لغت تلقاء نیز در وسیط رجوع کنید استعمال توجّه تلقاءَ را نیز مشاهده میکنید. ضمنا در فایل پی دی اف نیز دقیقا سند لغوی و عکسِ این بخش… Read more »

دوست قدردان
۱۳۹۴-۱۱-۲۳ ۱۱:۴۳ بعد از ظهر

با سلام راستش حیفم اومد تذکر ندم۱. توجه یک فعل لازم هست که با حرف جر الی به کار میره توجه الی روی کرد به بنابراین حتا اگه بگیم متعدیه متعدی بحرف جر هست اما بازم توجیهش سخته اینجا تلقاء منصوب به نزع خافض بگیریم بهتره که حرف جر جوازا حدف شده۲. تلقا حتما منصرفه دو سببش چیه برادر واسه غیر منصرف شدن۳. قال فعل متعدیه همون مقول قول مفعول به و محلا منصوب۴. سواء حتما منصرفه دو سببش چیه صرف ممدود بودن که دلیل غیر منصرف شدن نیست۵. افعال ناقصه و مقاربه در حیز لازم و متعدی نیستند یعنی… Read more »

سلام
۱۳۹۵-۰۱-۱۵ ۴:۳۲ بعد از ظهر
با سلام و عرض ادب
در اصلاح پاسخ شما برای این برادر بزرگوار عرض میکنم
دو وزن: مَفعَل و مَفعِل برای زمان و مکان کاربرد دارند. یعنی مغرب، مشرق، مکتب، مطلع و.. مشتق اسم زمان و مکان هستند؛ مثلا: مغرب زمان یا مکان غروب کردن. بنابراین تشخیص اینکه الآن این اسم مشتق مکانی یا زمانی است بسته به متن دارد.
صمیمانه از زحمات شما سپاسگزارم
سید مصطفی
۱۳۹۵-۰۱-۲۹ ۷:۱۹ بعد از ظهر
سلام

یک سوال:
وقتی جمله ای بعد نکره می آید می تواند جمله ی وصفیه یا جمله ی مضاف الیها باشد

مثلا در عبارت:>
“یبعثون” می تواند جمله ی وصفیه یا جمله ی مضاف الیها باشد .
حالا میخوام بدونم تفاوت این دو در چیه؟
و اگر عبارت اعراب گذاری نباشد چه طور از هم تشخیص داده می شوند؟