شرح فارسی صمدیه، منادی

2
1829
۳
(۲)

بسم تعالی

شرح فارسی صمدیه

در این مطلب، قسمتی دیگر از مباحث شرح فارسی صمدیه را تقدیم میکنیم.

مبحث منادی

الثالث: المنادى و هو المدعوُ بِ«اَیا» او «هیا» او «اى» او «وا» مع البُعد(۱) و ب«الهمزه»(أَ مفتوح) مع القرب و ب«یا» مطلقا و یُشترط کونُه مظهرا(اسم ظاهر) و یا انت ضعیف(مثالِ یا انت، لم یثبت عن العرب الفصیح یعنی این استعمال نزد عرب فصیح استفاده نشده است) و خُلُوِّه عن اللام(خالی از ال) الا فى لفظه الجلاله(الله(۲)) و یا التى شاذٌّ(۳).
و قد یُحذَف حرفُ النداءِ (فی جمیعِ الحالاتِ(مستثنی منه محذوف)) الا مع(مستثنی) اسمِ(مجرور به اضافه) الجنسِ و المندوبِ و المستغاثِ و اسمِ الاشارهِ و لفظِ الجلالهِ(۴) مع عدمِ المیمِ فى الاغلب(مربوط به مورد آخِر است) فان وُجِدت(مرجع ضمیرش میم است) لَزِم الحذفُ
تفصیل: المفرد المعرفه و النکره المقصوده یُبنیان على ما یُرفعان به نحو یا زید و یا رجلان و المضافُ و شبهه و غیرُ المقصوده یُنصب مثلُ یا عبدَ الله و یا طالعاً جبلا و یا رجلاً و المستغاثُ یُخفَض بلامها و یُفتح لالفها و لا لامَ فیه(مستغاث بالالف) نحو یا لزیدٍ و یا زیداه و العلمُ المفرد الموصوف بابنٍ او ابنهٍ مضافا(حال ابن و ابنه) الى علم آخر یُختار(أی ارجح) فتحه نحو یا زیدَ بنَ عمروٍ.
و المنوَّنُ(آن منادای ای که قبول تنوین کرده است) ضرورهً(مفعولٌ له) یجوز(خبر منون) ضمه و نصبه نحو سلام الله یا مطراً(نام فردی است و مطرُ هم میتوان خواند و به علت اینکه منون یا تنوین دار شده است، میتواند منصوب شود در عین حال مضموم هم میتوان قرائت کرد) علیها و لیس علیک یا مطر السلام(توجه یا مطر در جمله اول و دوم، معترضه است) و المکرر المضاف یجوز ضمه و نصبه کتَیمُ الاول فى نحو یا تیم(ضم و نصب جایز است و نصبش علی القاعده است و ضم اش به این علت است) تیم عدى (تیم دوم مابه التکرار است و مکرر تیم اولی است).
تبصرهٌ: و توابِعُه المضافَه تُنصَب مطلقاً اَمّا المفرده فتوابعُ المعرب تُعرب باعرابِه و توابعُ المبنىِّ على ما یُرفع به من التاکید و الصفه و عطف البیان تُرفع حملاً على لفظه و تُنصب على محله و البدلُ کالمستقل مطلقا(یعنی چه اینکه منادی معرب باشد یا مبنی باشد) اما المعطوف فان کان معَ ال فالخلیلُ یَختار رفعَه(پس نصبش هم جایز است) و یونسُ(غیر منصرف) نصبَه و المبرد ان کان کالخلیل(منظور اسمِ علم ال دار و ضمیر کان میخورد به ال، توجه ال که بر سر علم آمده است زینت است و سماعی است) فکالخلیل(یعنی مانند نظر خلیل است) و الا(أی: و ان لم یکن کالخلیل) فکیونس(مانند نظر یونس است، توجه کنید که یونس ال زینت ندارد و علم است) و الا(و ان لم یکن مع ال) فکالبدل
و توابعُ ما یُقدر ضمُهُ کالمعتل و المبنىِّ قبلَ النداء کتوابع المضمومِ لفظاً(۴) فتُرفع للبناءِ المقدر(مثال: یا موسی و زیدٌ(تبعیت از ضمه تقدیری است) زیداً (نصب به محل)) على اللفظ و تُنصب للنصب المقدَّر على المحل.
***

(۱) منظور بُعد مکانی منادا است.
(۲) در لفظ الله ۳۱ قول وجود دارد که چیست!!!
(۳) با اینکه یا الّتی شنیده شده حتی از اعراب فصیح هم شنیدنش ثابت شده است اما به علت اینکه خارج از قیاس! است مورد قبول نیست و به آن شاذّ گویند. بنابراین از این نظر که از عرب فصیح شنیده شده آن را میپذیریم اما حتی در این صورت هم موجب ساخته شدن قاعده نمیشود. در مقابل شاذّ لفظ  «ضعیف» است که شأنیت اثبات را هم ندارد زیرا از عرب فصیح نرسیده است. البته باید توجه داشت که حیث تقسیم شاذّ و قیاس با ضعیف و غیر ضعیف متفاوت است. گاه کلام را از حیث میزان استعمال تقسیم میکنیم، گاه از حیث شاذ و قیاس و گاه از حیث ضعیف و غیرضعیف. اما تقسیمات الفاظ از حیث میزان استعمال عبارت است از:
مراتب استعمال لفظ: (حیث تقسیم میزان استعمال است)
۱. نادر
۲. قلیل
۳. اغلب
۴. اکثر
۵. کثیر
۶. غالب
مثلاً در شماره گذاری به ده میگوییم غالب و به ۹ میگوییم کثیر.
اکثر هم افعل تفضیل است و برای مقایسه به کار میرود و باید دو چیز داشته باشیم. در مقابل اکثر، کثیر قرار دارد. آنچه در مقابل اکثر است کثیر است و آنچه در مقابل کثیر است قلیل است. افعل تفضیل به معنای این است که هر دو طرف در حدث برابراند.
نتیجه عملی: مثلاً بعضی میگویند که قول مشهور این است و اشهر فلان است. به علت فوق توان و قوتِ قول مشهور بیشتر از اشهر است.
حیث تقسیمات سه گانه:
۱. استعمالات: میزان استعمال
۲. شاذ و قیاس: حیث تقسیم اش چند مورد است مثلاً قاعده مند بودن یا نبودن
۳. ضعیف و غیرضعیف: از حیث استعمال نزد فصحا یا غیر فصحا
این تفاوت در کلام مصنفینی که دارای دقت هستند میباشد و نویسنده های متأخر خیلی از این نظر دقت ندارند.
بنابراین هنگامی که گفته میشود که استعمال یک لفظ نادر است به این معناست که میزان استعمالش قطع نظر از اینکه طبق قیاس است یا نه و قطع نظر از اینکه استعمال شده توسط فصحا یا غیرفصحا هست یا خیر میباشد!
منبع برای مطالعه بیشتر: المُظهَرِ سیوطی
(۴)الفظُ الدالُ علی ذات الجلاله: این اضافه، لامیه است که نزد بلاغی ها اضافه دالّ به مدلول است و به این دلیل الجلاله معرفه شده است.
(۴) تفاوتی ندارد که این مبنی بودن
۱. مبنی بالعلامه الفظیه او بالعلامه التقدیریه یا سوی باشد یا
۲. مبنی بالندا (بعد الندا) او قبل الندا مانند یا سیبویهِ

حروف ندا:

    ۱. ایا
۲. هیا
۳. ای
۴. وا
۵. همزه
۶. یا
۱ الی ۴ برای منادای بعید، ۵ برای منادای قریب و ۶ برای منادای قریب و بعید استعمال میشود.
***
حذف حرف ندا:
به غیر از ۵ موضعِ زیر جایز است:
۱. اسم جنس:
یعنی کلماتی که قبل از منادی شدن نکره بوده است.
§ مانند یا رجل
شرح: رجل قبل از منادی شدن نکره و اسم جنس بوده است اما بعد از منادی شدن نکره مقصوده است و معرفه به ندا به حساب میآید.
۲. مندوب:
§ یا زیداه
۳. مستغاث:
§ یا لَثاراتِ الحسین
۴. اسم اشاره:
§ یا هذا
۵. لفظ جلاله الله در صورتی که بدون میم باشد:
§ یا الله
بدون میم به این معناست که اگر با میم باشد یعنی اللهم حذف حرف ندا واجب است.
قول دیگر هم این است که میگوید اللهَ أأُمُّ بوده است به معنای قصد خدا را میکنم و الله مفعول به مقدم به فعل است و همزه اول حذف شده است و شده اللهُمَّ
اقسام منادی از حیث اعراب و بناء:
۱. مفرد معرفه: (مفرد در مقابل مضاف است)
○ حکم: مبنی بر علامت رفع
§ یا زیدون
۲. نکره مقصوده:
○ حکم: مبنی بر علامت رفع
§ یا رجلُ
۳. منادی مضاف
○ حکم: معرب و منصوب
§ یا عبدَاللهِ
۴. منادی شبهه مضاف:
تعریف شبهه مضاف: هر اسمی که ما بعدش متمم او باشد و غیر از مضاف الیه باشد و دو حالت دارد:
۱) معمول ماقبلش است طالعاً جبلاً
۲) معطوف به ما قبلش است: ثلاثةَ و عشرین رجلاً که شاهد در عشرین است.
○ حکم: معرب و منصوب
§ یا طالعاً جبلاً
۵. نکره غیر مقصوده
○ حکم: معرب و منصوب
§ یا رجلاً خذ بیدی
۶. مستغاث:
۱) باللّام: با لام استغاثه میآید که لام اول میآید.
○ حکم: مجرور(معرب)
§ یا لَزیدٍ
۲) بالالف:  با الف استغاثه در آخِر میآید.
○ حکم: مفتوح است(مبنی بر فتح)
§ یا زیدَاه
۷. علم مفردی که موصوف به ابن یا ابنه باشد که این ابن یا ابنه اضافه به علم دیگری شده باشد.
§ یا حسین بن علی
§ الگو: (علم)(ابن یا ابنه)(علم)
○ حکم:
۱) ارجح: فتح
۲) غیر ارجح: ضمّ
§ به این معنا که هم میتوان گفت یا حسینُ بن علی و هم حسینَ بن علی که ارجح فتح است.
***
۸. منادی ای که به خاطر ضرورت شعری، تنوین گرفته است. (کم کاربرد)
○ حکم:
جواز وجهین به ضمّ و نصب
§ مطر در عبارت
§ مثال قرآنی: به این بحث در قرآن، تناسب و ضرورت شعری نمیگویند و به آن تناسب آیات گویند که مثال آن به غیر از بحث منادی به این ترتیب است: وَ یُطافُ عَلَیْهِمْ بِآنِیَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَکْوابٍ کانَتْ قَواریرَا (۱۵) انسان. شاهد در قواریرا است.
۹. منادی مکرر مضاف: (کم کاربرد)
○ حکم:
جواز وجهین
§ طی در عبارت
تَیم دوم چهار احتمال دارد:
بدل تیم اول یا عطف بیان اش باشد یا منادی محذوف الندا باشد یا اینکه اصلاً مفعولٌ به برای اعنی باشد و احتمال پنجم این است که تأکید اولی باشد.
توابع منادی:
۱. تابع مضاف باشد
○ حکم: مطلقاً منصوب است به دو معنا
۱) فی جمیع اقسام التوابع
§ یا زیدُ غلامَ عمروٍ (در این مثال زید مبنی است)
۲) سواءٌ کان المنادی معرباً او مبنیاً
§ یا غلامَ زیدٍ و غلامَ عمروٍ (در این مثال غلام معرب است)
۲. منادی مفرد(غیر مضاف) باشد:
۱) منادی معرب است
○ حکم: همان اعراب منادی را میگیرد(و تفاوتی ندارد که تابعش چه باشد)
§ یا غلامَ رجلٍ عالماً
شرح: تابع ما یعنی عالماً مضاف نیست و معرب است بنابراین اعراب منادی را میگیرد.
§ یا بنی تمیم اجمعین
شرح: اجمعین مفرد است و اضافه نشده است و منادی هم مفرد است بنابراین تابع هم همان اعراب را میگیرد.
۲) منادی مبنی است:
۱) در تأکید(معنوی) و صفت و عطف بیان:
حکم:
۱) جواز الرفع حملاً علی الفظ
۲) جواز النصب حمل علی المحل
§ یا زید العالم
شرح: العالم را
§ یا زید نفسُه (ای زید خودت)
شرح: مثال برای حالت تأکید است.
§ یا زید الحارث (فرض این است که زید دو اسمه است و الحارث را برای عطف بیان آمده است)
۲) در بدل:
حکم: خود تابع را منادی مستقل فرض میکنیم.
§ یا زید اخا عمروٍ (اخ و عمر بدل برای زید است)
اگر اخا عمر خودش منادی بود چه اعرابی میگیرد؟ منادی مضاف است بنابراین اعراب
۳) معطوف:
۱) ال دار:
سه قول وجود دارد زیرا به دلیل قطعی نرسده اند.
۱) قول خلیل احمد فراییدی: اختیارُ الرفع مع جواز النصب
۲) یونس: اختیار النصب مع جواز الرفع
۳) مبرِّد:
۱) اگر اسم ال دار علم باشد، اختیار الرفع مع جواز النصب
۲) اگر اسم ال دار، علَم نباشد، اختیار النصب مع جواز الرفع
◊ یا زیدُ و الرجل
۲) بدون ال:
حکم: مانند بدل است.
® یا زیدُ و عمروٌ

دانلود جزوه

از لینک زیر میتوانید جزوه شرح فارسی صمدیه بحث منادی را دانلود بفرمایید.

این مطلب رو پسندیدید؟

برای امتیازدهی روی یک ستاره کلیک فرمایید

میانگین امتیاز ۳ / ۵. تعداد رای: ۲

هنوز این مطلب امتیادهی نشده. شما می تونید اولین نفر باشید!

اشتراک در
اطلاع از
guest
2 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
پاسخ:
پاسخ:
۱۳۹۶-۰۲-۱۰ ۳:۵۴ بعد از ظهر
سلام علیکم
به کتاب العلل فی النحو ص ۱۹۵ و ۱۹۶ مراجعه بفرمایید.
موفق باشید
فاطمه
فاطمه
۱۳۹۶-۰۲-۰۳ ۹:۵۴ بعد از ظهر
سلام.من میخواستم بدونم چرا منادای علم، مبنی بر حالت رفع میشه؟ چون بهرحال علم میتونه یه اسم معرب باشه،چرا یه اسم معرب وقتی منادای علم بشه مبنی محسوب میشه؟