آنچه باید از «تمییز» بدانیم، جمع بندیِ مبحث تمییز از منصوبات

4
105
۵
(۱)

جمع بندی بحث تمییز

آنچه در این نوشته خدمت شما تقدیم میگردد حاصل تلاشی است که برای جمع بندی مبحث تمییز در ادبیات عرب انجام شده است.

دانلود جزوه جمع بندی تمییز

از لینک زیر میتوانید جزوه را به شکل پی دی اف دانلود بفرمایید.

تمییز:

تعریف:

اسم نکره، جامدِ غیر مصدرِ، منصوبِ، فضله ای است که اینچنین صفت دارد که ابهام را از آنچه قبلش می آید از ابهام ذات یا نسبت زایل می کند
§ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً 

اقسام و عامل در آن:

        ۱. تمییز مفرد یا ذات:
وقتی که ممیِّز آن لفظاً بر عدد، یا یکی از مقادیر(کیل و وزن و مساحت)، یا چیزی که فرعی برای تمییز است (منظور آنچه که ممیِّز مصنوع از جنس تمییز باشد مثل خاتم که مصنوع است از فضّه در مثال هذا خاتمُ فضّهً )دلالت کند.
§ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً
(کوکباً: تمییز منصوب؛ ممیِّز آن عدد احد عشر)
§ خلطتُ حلیب الولد بقدحٍ ماءً
ماءً: تمییز منصوب؛ ممیّز آن قدح، که نوعی اطز مقادیر می باشد
§ حصدتُ محصول فدّانٍ قمحاً
قمحاً: تمییز؛ ممیّز آن فدّان، که آن مقداری است که بر مساحت دلالت می کند.
§ اشتریتُ قیراطاً ذهباً
ذهباً:تمییز؛ ممیّز آن قیراطاً، که  مقدار دالّ بر وزن می باشد.
§ فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ‏ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ
خیراً:تمییز و منصوب؛ مثقال: ممیّز آن که نوعی وزن می باشد
§ هذا خاتمُ حدیداً
حدیداً: تمییز و منصوب؛ و ممیّز آن خاتم که آن فرع از تمییز است، زیرا الخاتم فرعی از الحدید است و اصل آن نمی باشد.
۲. تمییز نسبت یا جمله:
وقتی که ابهام و غموض را از معنای عام موجود بین دو طرف جمله (یعنی معنای منسوب به چیزی) زایل سازد، و به همین جهت تمییز نسبت نامیده می شود، و دارای انواع زیر است:
۱. تمییزی که در معنای اصلی فاعل است
§ اشتعلَ الرأسُ شیباً
شیباً: تمییز جمله قبلش می باشد و اصل آن در معنی فاعل است به تقدیر: و اشتعلَ شیبُ الرأس
۲. تمییزی که در معنای اصلی مفعول به است مانند آیه:
§ فجّرنا الأرض عیوناً
عیوناً: تمییز جمله قبل از خود است، و اصل آن در معنی مفعول به می باشد:و فجّرنا عیونَ الأرض
۳. تمییزی که بعد از أفعل تعجب واقع می شود
§ أکرم به أباً
أباً: تمییز جمله ما قبل خود است و مانند آن لله درّه فارساً می باشد
۴. تمییزی که در اصل مبتداست
§ زیدٌ أکثر منک مالاً یعنی مال زید اکثر من مالک

حکم تمییز:

الف)تمییز مفرد:
۱. تمییز مفرد با اضافه شدن اسم ممیّز به آن مجرور می شود  یا اینکه مستقیماً منصوب می گردد
۲. و یا هرگاه تمییز برای کیل ، یا وزن، یا مساحت باشد با حرف جر مجرور می شود مثل:
§ اشتریتُ کیلهً حلیباً
یعنی کیلی از شیر، که تمییز برای کیل می باشد
§ اشتریتُ درهماً ذهباً
یعنی درهمی از طلا، که تمییز برای وزن است
§ بعتُ محصول فدانٍ قمحاً
یعنی فدّانی از گندم، که تمییز برای مساحت است
۳. و هرگاه ممیّز به تمییز اضافه شود ، جرِّ تمییز مفرد واجب می شود
§ اشتریتُ فدانَ أرضٍ
فدان ممیّز به تمییز أرض اضافه شده است اما هرگاه ممیّز به غیر تمییز اضافه شود، واجب است تمییز، منصوب یا مجرور به مِن شود مثل: آیه فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره و مانند: فی الإناءِ قد راحهٍ من دقیق. اما اگر ممیّز از عددهای ثلاثه تا عشره یا مئه و ألف، یا ملیون و یا ملیارد و خود عدد مضاف باشد، تمییز مجرور و در غیر اینصورت نصب تمییز واجب می شود مانند:
§ کتبتُ ألف سطرٍ و قرأتُ ثلاثهَ کتبٍ و فی الکتاب مئهَ صفحهٍ
۴. و هرگاه ضمیر مفرد متعدد باشد، تعدد آن با عطف و بدون عطف جایز است، به خصوص اگر تمییز مخلوط از ۲ چیز باشد، مثل:
§ عندی سمناً عسلاً، أو سمناً و عسلاً
ب) تمییز جمله:
۱. هرگاه تمییز جمله بعد از أفعل تفضیل واقع شود، اگر در معنای فاعل باشد، منصوب می شود. مثل:
§ المتعلِّمُ أکثر إجادهً
به تقدیر کثرت إجادهُ المتعلّم اما اگر چنین نباشد، جر آن به اضافه واجب می شود. مثل:
§ هندٌ أفضلُ امرأهٍ
إمرأه: تمییزی است که به افعل تفضیل اضافه شده است و در معنی فاعل نمی باشد، ما آن را به صورت مضاف الیه مجرور به کسره ظاهر اعراب می دهیم
۲. و هرگاه أفعل تفضیل به غیر تمییز اضافه شود، تمییز واجب النصب می شود مثل:
§ هندٌ أفضل النساءِ شاعرهً
شاعره: تمییز ، که نصب آن واجب است به دلیل اینکه افعل تفضیل به غیر تمییز اضافه شده است.
۳. و اگر تمییز محوَّل از فاعل یا از مفعول به صورت صناعی باشد تا بین آن و فاعل در معنی نه در صناعت فرق ایجاد شود مثل:
§ لله درَّک فارساً
که تمییز از فاعل صناعی یعنی از فاعل در لفظ و معنی بدست نیامده است، بنابراین جایز است با من مجرور شود مثل:
§ لله درّک من فارس
که مقصود تعجب از فارس بودن اوست نصب تمییز واجب است مثل:
§ علا الأمینُ منزلهً
منزله: تمییز منصوب، زیرا از فاعل صناعی حاصل نشده است به تقدیر: عَلَت منزلهُ الأمین

چند نکته:

۱. تمییز پس از هر چیزی که اقتضای تعجب را دارد یا بر مماثله و شباهت و یا مغایرت و تفاوت دلالت کند، می آید.
§ کفی به عالماً، و أنتَ مثلی علماً، و أنت غیری قدراً
۲. عامل نصب یا جر به اضافه، در تمییز مفرد، لفظ مبهم است
§ لله درّه فارساً
اما در جر به مِن عامل همین حرف است
§ لله درّه مِن فارسٍ
۳. عامل تمییز اغلب بر تمییز مقدم است مخصوصاً موقعی که این عامل اسم باشد
§ اشتریتُ رطلاً عسلاً
عسلاً تمییز و عامل آن اسم رطلاً می باشد
یا فعل جامد باشد
§ مثل: ما أحسَنَهُ رجلاً
رجلاً تمییز و عامل آن فعل جامد ما أحسَنَهُ می باشد.
و تقدم تمییز بر عامل متصرف نادر است (مقصود از عامل متصرف فعلی است که از آن ماضی، مضارع، امر، اسم مفعول و صفت مشبّهه مشتق می شود.)

این مطلب رو پسندیدید؟

برای امتیازدهی روی یک ستاره کلیک فرمایید

میانگین امتیاز ۵ / ۵. تعداد رای: ۱

هنوز این مطلب امتیادهی نشده. شما می تونید اولین نفر باشید!

4
دیدگاه بگذارید

  Subscribe  
Notify of
علیرضاعمرانی
درود برشما عزیزان خداقوت
بنده کارشناسی ارشد زبان وادبیات فارسی دارم.جهت موفقیت درآزمون دکتری نیازبسیارضروری به یادگیری قواعد نحو تجزیه ترکیب و…..ازپایه دارم لطفا اگر کتاب یاجزوه ای دارید که بازبان ساده صرف ونحو را آموزش می دهد برایم معرفی بفرمایید یا پی دی اف آن را به ایمیلم ارسال نمایید هزینه ی آن نیز پرداخت می کنم .بسیارممنونم
پاسخ:
سلام علیکم

دوست عزیز شما خیلی لطف دارید ان شاالله بتونیم نوکری نوکرای امام زمان رو بکنیم
التماس دعا
واقعا لذت بردم مخصوصا نمودار اعراب و شرح فارسی صمدیه
البته به خیلی از جاهای سایت سر نزدم و مطمعنماً مطالب مفیدی دارد
ومن الله توفیق که وقت خود را هزینه نشر علم کردید و ذکات علمتان را پرداخت کردید
و سایت کامل شما که حتی به مسایل سیاسی هم پرداخته است.
در پناه حق باشید به شما غبطه می خورم و خودم را نوکر شما می دانم (من علمنی حرفاً فقد سیرنی عبداً)
محمدحسین نصیری
.باسلام وتشکر از راه اندازی پایگاه علوم حوزوی.حقیر مدرس حوزه هستم
هرجه تلاش کردم که کتاب شرح جامی بر کافیه را دانلود کنم نتوانستم واحتمالا امسال
باید این کتاب را برای حوزه ای در شمال درس دهم. البته پی دی اف نسخه خطی را از
سایت گرفتم ولی متن آن در صفحه کامپیوتر خوانا نیست .اگر عنایت بفرمایید ما را
ممنون خودفرموده اید.سایت شما رابه حوزه مازندران معرفی میکنم :انشاءالله.نصیری
آملی،مدرس ادبیات عرب.