آموزش تجزیه و ترکیب
در این مطلب، هشتمین قسمت از سری مطالب آموزش تجزیه و ترکیب متون عربی خدمت شما دوستان تقدیم میگردد.
قد افلح من زکّاها
|
جزء |
تجزیه |
ترکیب |
|
قد(۱) |
حرف تحقیق، غیرعامل، مبنی بر سکون |
– |
|
افلح(۲) |
فعل، ماضی، صیغه ۱، ثلاثی مزید باب افعال، لازم، صحیح و سالم، مبنی، معلوم |
فعل و فاعلش «من» |
|
من |
اسم، مفرد، مذکر، معرفه، مبنی |
فاعل و محلا مرفوع |
|
زکّی(۳) |
فعل، ماضی، صیغه ۱، ثلاثی مزید، باب تفعیل، ناقص یایی، متعدی بنفسه، مبنی |
فعل و فاعلش هو مستتر عائد به من، جمله زکاها صله برای من |
|
ها |
اسم، ضمیر متصل منصوبی، مبنی، مفرد مؤنث غائب، معرفه، مبنی بر سکون |
مفعول به و محلا منصوب |
(۱) قد:
- حرفی است که بر سر فعل ماضی درآمده و به معنای تأکید است، حتماً، قطعاً، مانند: قد حضر صاحبی: همانا دوست من حاضر شد و آمد.
- بر سر فعل مضارع درآمده و دو معنا دارد احتمال و شکل وقوع:
- احتمال وقوع: مانند: قد یَحضُرُ أخی: احتمال دارد که برادرم بیاید
- شکل وقوع: مانند: قد یَجودُ البخیلَ: به ندرت میشود که بخیل سخاوت به خرج دهد.
- گاهی اسم فعل است به معنای بس است و کافی است. مانند: قدنی درهمٌ: یک درم مرا بس است.
(۲) وسیط ۷۰۰
مشاهده میشود که لازم است.
(۳) وسیط ۳۹۶
مشاهده میشود که متعدی به نفسه است.




















































