دریافت مجموعه پوستر از فقیه مجاهد حضرت آیت الله العظمی حاج ملا علی کنی رحمه الله

0
915
۳
(۲)

بسم الله الرحمن الرحیم. حضرت آیت الله العظمی حاج ملا علی کنی رحمه الله در زمان خود مجتهد اول پایتخت و مرجع تقلید قاطبه ی ملت ایران بودند. ایشان یکی از چهار نفری هستند که مرحوم صاحب جواهر بر اجتهاد و فضل آنها بر سایرین تصریخ فرموده اند. در ادامه پوسترهایی از این عالم مجاهد تقدیم می گردد:

پوستر شماره یک : اگر حاج ملا علی امر نماید چه کنم؟

میرزا محمد مهدى لکهنوى مى نویسد: از سلطان و شاهزادگان و امرا کسى را جرات آن نیست که بى اذن ایشان اقدام بر تکلم نماید و یا بى مشورت ایشان اجراى مطلبى بنماید. امراى عصر ناصرالدین شاه قاجار از وى خائف مى بودند و شاه مذکور مکرر به خانه اش به جهت ملاقات مى آمد. آیت الله کنی از قدرتی عجیب و موهبتی عظیم و صفوف الهی برخوردار بود. از سطوت و قدرت و موقعیت ارزشمند او سلاطین قاجار و امرا در هراس بودند.چنانکه با صلابت درباره ناصرالدین شاه می گفت: «او ناصرالدین شاه ( یاری کننده دین ) نیست،بلکه ناصرالکفر است.» ناصرالدین شاه از عظمت و قدرت معنوی ملاعلی همیشه واهمه داشت چنین حکایت شده که: روزی ناصرالدین شاه به منظور شکار،به همراه اطرافیانش از دروازه شهر خارج شد.هنوز مسافتی را طی نکرده بود که از دور نگاهی به پایتخت کرد و در فکر فرو رفت. پس از آن بی درنگ از شکار منصرف شد و به تهران بازگشت.یکی از درباریان سبب انصراف شاه را از شکار جویا شد. شاه در پاسخ گفت : چون از دروازه بیرون رفتم،نگاهم به شهر و دروازه افتاد، این فکر در نظرم آمد که اگر حاجی ملاعلی کنی امر نماید در این دروازه را بر روی من ببندند و باز نکنند، من چه خواهم کرد، از این رو ترس و وحشت مرا فرا گرفت و گفتم برگشتن بهتر است. (برگرفته از مقاله ملا علی کنی آیت شجاعت نوشته محمد باقر پور امینی و مقاله اقتدار سیاسی حاج ملاعلی کنی در برابر تهاجم غرب و استبداد داخلی نوشته خانم مرضیه نوری)

پوستر شماره دو: گذران هفته را از آنها می کرد…

آقاى طباطبایى حائرى از دوران سخت تحصیل چنین یاد مى کند: در ایام طلبگى که به نجف اشرف آمده بودم من و آقاى شیخ عبدالحسین شیخ العراقین و آخوند ملا على کنى در یک حجره از مدارس حوزه علمیه در نهایت فقر و فاقه به سر مى بردیم و فقیرتر از همه حاجى کنى بود که هر هفته یک شب به مسجد سهله مى رفت و از گوشه و کنار مسجد – بدون اینکه کسى بفهمد – نان خشک جمع مى کرد و به مدرسه مى آورد و گذران هفته را از آنها مى کرد… شیخ اعظم انصارى رحمه الله درباره ایشان مى گوید: حدود بیست سال در کربلا با او دوست و معاصر بودم . اثاثیه اى جز یک عمامه نداشت که آن شبهاى تابستان فرش ‍ خویش قرار مى داد و هنگامى که از محل سکونت بیرون مى رفت آن عمامه سر خویش مى کرد. (برگرفته از مقاله ملا علی کنی آیت شجاعت نوشته محمد باقر پور امینی)

پوستر شماره سه : اگر امر کند همه شما را می کشیم…

ساموئل گرین ویلر بنجامین – نخستین سفیر آمریکا در ایران – در خاطرات خود چنین مى نویسد: … بزرگترین مجتهدهاى حالیه که به به منزله رئیس عدالت خانه حالیه ممالک فرنگ است حاجى ملا على کنى است . حاجى ملا على شخص ‍ مسنى است و ظاهرا مایل به تجمل نیست بلکه میل به سادگى زیاد دارد. اگر چه املاک او زیاد است مع هذا نمى خواهد جلال و ظاهرسازى به خرج دهد. وجودى ملکوتى است . اگر یک کلمه بگوید مى تواند اعلیحضرت را از سلطنت خلع کند. سربازهایى که در سفارت ممالک متحده آمریکا قراول مى کشیدند به من گفتند که اگر چه ما براى حفظ وجود شما اینجا فرستاده شده ایم ،اما اگر حاجى ملا على امر کند همه شما را مى کشیم ! (برگرفته از مقاله ملا علی کنی آیت شجاعت نوشته محمد باقر پور امینی)

این مطلب هم خواندنیه:  دانلود مجموعه پوستر از بیانات امام خمینی و امام خامنه ای درباره اهمیت طب سنتی ایرانی اسلامی

 

پوستر شماره چهار: دارای اختراعات و استنباط و  تحقیقات عمیق….

حجت الاسلام  سید مهدی کاظمی خوانساری درباره  ملا علی کنی می نویسد: آن مرحوم  از اعجوبه های  دهر و اکابر علماء عصر بود.ماهر بر علوم عرب  لغت و قرائت، جامع بین روایت و درایت، عالم تفسیر و  صناعت حدیث، حافظ رجال و انساب، عارف معقول، مجتهد در فروع و اصول، با شناختی وسیع، صاحب دانش فراوان، دارای اختراعات و استنباط و تحقیقات عمیق، محبوب خاص و عام، مرجع  فتاوی و احکام، بزرگ و باشکوه در چشمان بزرگان و حکام بود. در امر به معروف و نهی از منکر از نکوهش و سرزنش بدگویان نمی هراسید. ( برگرفته از مقاله اقتدار سیاسی حاج ملاعلی کنی در برابر تهاجم غرب و استبداد داخلی نوشته خانم مرضیه نوری)

 

پوستر شماره پنج: این کلام کفرآمیز چه بود؟

دختر ناصرالدین شاه در سفر به نجف اشرف به خانه شیخ انصاری وارد شد: آثار زهد و ورع از در و دیوار و اثاث ناچیز خانه شیخ هویدا بود سفره حصیری به دیوار آویزان بود و یک پیه سوز سفالی در کنار منقل گلی اتاق را روشن کرده بود و کمی سرگین به جای ذغال در منقل مشتعل بود اینها اثاث خانه آن مجتهد و مرجع بزرگوار و ستاد یگانه حوزه علمیه نجف اشرف به شمار میرفت شاهزاده چون وضع اتاق را برانداز کرد بسیار متعجب گردید و سپس لب به سخن گشود و گفت: اگر ملا و مجتهد این است پس حاجی ملاعلی کنی چه می‌گوید؟!  شیخ انصاری با شنیدن این جمله منقلب شده و می‌فرماید: «این کلام کفر آمیز چه بود؟‌برخیز و از من دور شو، زیرا می‌ترسم عقوبت تو مرا بگیرد…» شاهزاده از این کلام شیخ متاثر شده و تقاضای عفو نمود. شیخ از تقصیر وی گذشته و فرمود: «عالی جناب حاجی کنی حق دارد که آن ‌طور زندگانی کند زیرا در مقابل پدر تو باید به همان قسم زندگی کرد ولی من در میان طلاب هستم باید حالم و امور زندگانیم مانند همین طلاب بوده باشد»( برگرفته از مقاله اقتدار سیاسی حاج ملاعلی کنی در برابر تهاجم غرب و استبداد داخلی نوشته خانم مرضیه نوری)

 

پوستر شماره شش: تبعید فراماسون اعظم شعبده باز…

سرپرسی سایکی”درباره شعبده بازی ملکم خان می نویسد: نخست  به عنوان یک شعبده باز در ایران پدیدار شد و اعمال تردستی او ایرانیان ساده را دچار تعجب و حیرت ساخت… ناظم الاسلام کرمانی در این خصوص می نویسد: از علم سیمیا و شعبده بی اطلاع نبود.یکی از دوستانش گفت: میرزا ملکم خان ناصرالدین شاه را که طفلی بود،مایل به این بازیها دید،خواست او را مشغول سازد به این امور عجیبه و غریبه و ضمناً مقاصد خود را اجرا کند.ملاعلی کنی هوشمندانه فتوا می دهد :یاددادن و یادگرفتن شعبده حرام است… در آن دوران  فراموشخانه فراماسونری به بزرگترین حربه استعمار تبدیل شده بود، اگر بخاطر روشنگری برخی از علما نبود کمتر مانده بود تا دین و اعتقادات مذهبى را بکلى محو و نابود سازد.این قماش از روشنفکران افتخارات اسلامى و ملى ایرانیان را به تمسخر گرفته و به تبلیغ فرهنگ مبتذل غرب و بیگانه پرستى می پرداختند استعمار پیر هم سعی می کرد تا دست نشاندگان خود را بر مسند قدرت رسانده و براى آنکه هیچ گاه اینان به فکر استقلال فکرى و وطن پرستى نیفتند، همه را به سازمان جهان وطنى فراماسونرى وارد می کرد و با خیال راحت با گرفتن امتیازهای ننگین تمام هستی و نیستی کشورها را چپاول می کردند.اعتمادالسلطنه نویسنده عصر ناصری درباره فراموشخانه می نویسد: این دستگاه سخت اسباب افتتان مردم ایران گردیده و مظنه ی شرور و مفاسد روج خیالات کاسه شده بود لاجرم پس از تخریب بنیان و هدم اساس آن قدغن شدید شد و نهی جاوید گردید که سپس احدی به این اسم دهان باز نکند و زبان دراز نکند. در نهایت به برکت هوشیاری مرحوم حاج ملا علی کنی و فتوای مجاهدانه او فراموشخانه تعطیل شد و فراماسونها مجبور شدند زیرزمینی کار خود را ادامه دهندو سلسله جنبان آنها در ایران یعنی ملکم خان نیز از کشور تبعید شد.( برگرفته از مقاله اقتدار سیاسی حاج ملاعلی کنی در برابر تهاجم غرب و استبداد داخلی نوشته خانم مرضیه نوری)

این مطلب هم خواندنیه:  مجموعه پوستر از بیانات ناب آیت الله محسن اراکی

 

پوستر شماره هفت: ورود راه آهن و بانک به ایران ممنوع….

ابتدا  قرارداد رویتر یهودی الاصل به اسم احداث راه آهن و بانک در کشور برای غارت منابع ایران بسته شد. راه آهنی که در ظاهر قرار بود خلیج فارس را به دریای خزر متصل کند. حاج ملا علی کنی دو مطلب مهم درباره راه آهن فرمودند. اول اینکه فرمودند: بروید فن آوری را یادبگیرید و بدست خودتان راه آهن را بسازید و خارجی را بر منابع کشور مسلط نکنید. دوم اینکه فرمودند:  اگر خدای نخواسته کار ما لازم افتد دفع طغیان و تعدی همجوار با اقتداری را از سرحدات خود نماییم…  با هجوم عموم فرنگیان در بلاد ایران از راه آهن کدام عالمی در ایران  خواهد ماند؟..چه اطمینان داریم که در طول یک ساعت پر نکند اطراف ما را از رجال و توپ و تفنگ و غافلگیر نشویم؟ ملاعلی کنی موضوع راه‌آهن را که در قرارداد گنجانده شده بود به طور ظریفی پیش می‌کشد و مخالفت خود را براساس مبانی و شرایط سیاسی آن روز کشور با این پدیده بیان می‌دارد. وی در آن برهه به درستی تشخیص می‌داد که کشور ایران در آن شرایط به شدت ضربه‌پذیر است. وی نیک می‌دانست که حکومتی که در قبال از دست دادن هرات و سرزمین‌های ماوراءالنهر هیچ عکس‌العمل مفیدی نشان نداده پادشاه کشور به جای چاره‌اندیشی برای مسائل و مصائب پیش آمده و جلوگیری از پایمال شدن حقوق ملی، راه اروپا و سیر و سفر را پیش گرفته است و با هموار ساختن راه تجاوز جبهه غرب از طریق احداث راه‌آهن و سهل‌الوصول ساختن ورود قشون اجنبی به پایتخت، به طوری که به قول ملاعلی کنی، ناگهان تهران را در قبضه توپ و تفنگ دشمن‌ رها ساختن است، خیانتی بس بزرگتر از مراحل پیشین مرتکب شده است. نیم قرن پس از اشارات ملاعلی کنی و با وقوع جنگ چهانی دوم و هجوم دول متفق به تهران و اشغال پایتخت از طریق همین خط آهن و از بین رفتن استقلال کشور، به صحت و دقت مطالب ملاعلی کنی می‌توان پی برد. گرچه برای مدتی با فتوای ملا علی کنی ورود بانک و راه آهن به کشور عقب افتاد ولی دشمن از پای ننشست و بالاخره با نفوذ روزافزون برای منافع نظامی خود راه آهن را تثبیت کرد و برای منافع اقتصادی خود بانک را به ایران عزیز تحمیل کرد. ( برگرفته از مقاله ملاعلی کنی و لغو نخستین امتیاز استعماری نوشته برادر حجت الله کریمی با اضافات)

این مطلب هم خواندنیه:  مجموعه پوستر از حضرت آیت الله محمد حسن نجفی رحمه الله معروف به صاحب جواهر

 

پوستر شماره هشت: همه چیز را فروختند جز هوای کشور….

حاج ملا علی کنی درباره قرار داد رویتر یهودی می‌نویسد:… از قرار مسموع و مکتوب در عهدنامه، آنکه جمیع خلق را مجبور بر تسلیم اموال و املاک خود باشند از قبیل جنگل‌ها و معادن و قنوات، بلکه سلطان با اقتدار نیز در این اجبار داخل باشد که املای خالصه و و زرخریدی و معادن و رودخانه‌ها را بتوانند به اجبار ببرند به حدی که پس از زمانی دولت بخواهد رفع آنها بکند جمیع نقود خزانه عامره و نقود اجناس متداوله موجوده در دست رعایا وفا به ادای تاوان و زیان آن ننماید…»‌ در ادامه نامه، حاج ملاعلی کنی، با جرات و جسارت اشکال اصلی قضیه قرارداد را متوجه شخص شاه دانسته و چنین اظهار می‌دارد:… «گوینده را می‌رسد که بگوید و بپرسد دولت را چه تسلط است بر املاک واشجار و آب و اراضی رعایا که حتما بفروشند ؟‌گمان ندارم در شرع خود، بلکه سایر ادیان تجویز این قسم اجبارها شده باشد.»‌((لرد کرزن )) این امتیاز را چنین توصیف مى کند: ((… موقعى که متن قرارداد منتشر گردید، نفس اروپا از حیرت بند آمد، زیرا تا آخر تاریخ در صحنه معاملات بین المللى چنین امرى سابقه نداشت که پادشاهى تمام ثروتهاى زمینى ، زیر زمینى و کلیه منابع طبیعى و پولى و اقتصادى کشورش را بدین سان مفت و دربست در اختیار یک سرمایه دار خارجى گذاشته باشد.)) ((لس یر)) سیاستمدار فرانسوى مى نویسد: ((براى شاه جز هوا چیزى باقى نگذاشته اند!)) بنا به روایاتی مبالغ رشوه ای که کارگزاران ایرانی بابت این امتیاز دریافت داشته اند. بدین قرار بوده است: «مبلغ پنجاه هزار لیره به صدراعظم ( میرزا حسین خان مشیرالدوله ) و در همین حدودها به ملکم خان ناظم الدوله،بیست هزار لیره به حاج محسن خان معین الملک،بیست هزار لیره به منیرالدوله،مبلغی به اقبال الملک و دیگران رسید و خلاصه کلام اینکه برای اخذ این امتیاز،بارون رویتر قریب دویست هزار لیره به رجال ایرانی رشوه داد.» در سفرناصرالدین شاه به اروپا و دیدار با الکساندر دوم روسیه وی با لحن طنزآمیز واگذاری این امتیاز را به انگلیسی ها مورد ریشخند قرار می دهد: اعلیحضرت با اعطای این امتیاز بالابلند،تقریباً تمام منابع و ثروت و هست و نیست کشورتان را دربست به بارون رویتر بخشیده اید. جز هوایی که ایرانیان برای نفس کشیدن لازم دارند که آن هم خوشبختانه قابل معامله نبوده است و گرنه مردم ایران ناچار می شدند حتی هوایی که از منخرین (دو سوراخ بینی) فرو می برند، از یک سرمایه دار بریتانیایی بخرند.»”سر هنری راولنسیون” روایتی نزدیک به همین مضمون دارد: وقتی که این امتیاز به طبع رسید و در دنیا منتشرگشت و دیده شد که دارای این مزایای بی شمار است و تمام منابع ثروتی و صنعتی و فلاحتی سرتاسر ایران بدست انگلیسیها افتاده است،هیچ کس قادر نبود این موضوع را پیش بینی کند که روزی یک چنین امتیاز مهمی بدست یکی از اتباع دولت انگلیس بیفتد. (برگرفته از مقاله ملا علی کنی آیت شجاعت نوشته محمد باقر پور امینی و مقاله اقتدار سیاسی حاج ملاعلی کنی در برابر تهاجم غرب و استبداد داخلی نوشته خانم مرضیه نوری)

این مطلب رو پسندیدید؟

برای امتیازدهی روی یک ستاره کلیک فرمایید

میانگین امتیاز ۳ / ۵. تعداد رای: ۲

هنوز این مطلب امتیادهی نشده. شما می تونید اولین نفر باشید!

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها