آموزش تجزیه و ترکیب
در این مطلب، قسمتی دیگر از مجموعه مطالب آموزش تجزیه و ترکیب را خدمت شما تقدیم میکنیم.
دانلود قسمت هفتم
از طریق لینک زیر میتوانید هشتمین قسمت را دانلود بفرمایید.
اذهبوا بقمیصی هذا فالقوه علی وجه ابی یأت بصیرا
|
جزء |
تجزیه |
ترکیب |
|
اذهبوا(1) |
فعل، امر، صیغه 9، معلوم، ثلاثی مجرد، صحیح و سالم، متعدی به حرف جر، مبنی بر حذف نون |
فعل و فاعلش واو |
|
ب |
حرف جر مؤثر در معنا و متعدی کننده، مبنی بر کسر |
– |
|
قمیص |
اسم، مفرد، مذکر، معرب، صحیح الاخر، منصرف، معرفه به اضافه، جامد |
مجرور به حرف جر و مفعول به با واسط و محلا منصوب |
|
ی |
اسم، ضمیر متصل مجروری، صیغه 13 متکلم وحده، مبنی، معرفه |
مضاف الیه و محلا مجرور |
|
ه |
حرف تنبیه |
– |
|
ذا |
اسم اشاره به نزدیک، مفرد مذکر، مبنی، معرفه |
بدل یا عطف بیان از قمیص، محلا مجرور |
|
ف |
حرف عطف، غیرعامل، مبنی بر فتح |
|
|
القو (2) |
فعل، امر، صیغه 9، ثلاثی مزید باب افعال، معتل و ناقص یایی، ریشه لقی، متعدی بنفسه، معلوم، مبنی |
فعل، امر، فاعلش واو و محلاً مرفوع |
|
ه |
اسم، ضمیر متصل منصوبی، مفرد مذکر غایب، مبنی، معرفه |
مفعول به و محلاً منصوب |
|
علی |
حرف جر، غیر مؤثر بر فعل القوا، در معنای استعلاء، عامل |
– |
|
وجهِ |
اسم، مفرد، مذکر، معرفه به اضافه، معرب، صحیح الاخر، منصرف |
مجرور به حرف جر |
|
اب |
اسم، اسماء سته، مفرد، مذکر، جامد، معرب، معرفه به اضافه، صحیح الاخر، منصرف |
مضاف الیه و تقدیراً مجرور زیرا مضاف به یاء متکلم است و اعرابش تقدیری است |
|
ی |
اسم، ضمیر متصل مجروری، متکلم وحده، مبنی، معرفه |
مضاف الیه و محلا مجرور |
|
یأت (3) |
فعل، مضارع، صیغه1، ثلاثی مجرد، ناقص یایی از ریشه أتی، لازم، معلوم، مجزوم، معرب، مهموز الفاء |
فعل مضارع و مجزوم به علت جواب طلب بودن و فاعل ضمیر مستتر هو |
|
بصیراً |
اسم، مذکر، مشتق و صفت مشبهه، نکره، معرب، صحیح الآخر، منصرف |
حالِ مفرد و منصوب |
ترجمه: (خطاب یوسف به برادران) پیراهنم را ببرید و آن را بر صورت پدرم بیندازید تا بینا شود.
(1) رجوع به وسیط برای مشاهده معنای ریشه ذ ه ب و کنترل مؤثر یا غیر مؤثر بودن حرف جر باء در معنا و لزوم و تعدی:
وسیط ص 316
<<نمودار فعل ذَهَبَ.pdf>>
بنابراین با توجه به معانی مشاهده شده در وسیط و نمودار فعل ذهب، متوجه میشویم که باء در این استعمال حرف جر مؤثر بوده و معنا را نیز از رفتن به بردن تغییر میدهد، به این معنا که میفرماید: پیراهنم را ببرید.
(2) رجوع به وسیط برای مشاهده ریشه لقی:
وسیط ص 836
(3) رجوع به وسیط برای مشاهده ریشه أتی:
وسیط ص 4:
بندریگی ص 16
معانی مختلفی ذکر شده است اما آنچه در این آیه ذکر شده، بصیراً در نقش حال برای یأت است و در معنای لازم به کار رفته است زیرا مفعول به در آیه ندارد بنابراین به نظر میرسد که همان معنای اول که به معنای جاء میباشد مناسب است و در نهایت به این معناست که :
«این پیراهنم را ببرید و بر صورت پدرم بیاندازیدش تا بینا آید»



















































لطفا به وبلاگ منم سری بزنید.فقط نظر یادتون نره.
باتشکر