طلبگی تا اجتهاد

آنچه که لازم است عرض بکنم - که از همه‌ی این مطالب مهمتر است - نسبت حوزه‌های علمیه است با انقلاب و نظام اسلامی. هیچ کس در عالم روحانیت، اگر انصاف و خرد را میزان قرار بدهد، نمیتواند خودش را از نظام اسلامی جدا بگیرد. نظام اسلامی یک امکان عظیمی را در اختیار داعیان الی‌اللّه و مبلّغان اسلام قرار داده… این فرصت تا امروز کِی برای روحانیت وجود داشته؟
علاوه بر این، ابزارهای تسهیل‌کننده، مثل رایانه‌ها و ارتباطات اینترنتی و فضای مجازی و سایبری هم که الان در اختیار شماست![خطاب به روحانیون!).
اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید، میتوانید یک کلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمیشناسید، برسانید؛ این فرصت فوق‌العاده‌ای است؛ نبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خدای متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد: از فرصت این همه جوان، این همه استبصار، این همه میل و شوق به دانستن، شما برای ترویج معارف اسلامی چه استفاده‌ای کردید؟ نظام اسلامی یک چنین خدمتی به ما معممین و روحانیون کرده. مگر میتوانیم خودمان را کنار بگیریم؟
بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی 19/07/1391

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

رسانه های همسو

۰

شرح فارسی صمدیه، صفت مشبهه

 علمی نحو 1 شرح صمدیه

//bayanbox.ir/view/6994095648236532578/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B5%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%87.jpg

بسم الله الرحمن الرحیم

در این مطلب، شرح مبحث صفت مشبهه را از کتاب گرانبهای صمدیه، که توسط استاد پورمدنی بیان شده است، تقدیم مینماییم.

 

دریافت

 

الرابع: الصفه المشبهه و هى ما دل على حدث و فاعله على معنى الثبوت(1) و تفترق عن اسم الفاعل بصوغها عن اللازم دون المتعدى کحسن و صعب و بعدم جواز کونها صلةً(خبر کون که مصدر فعل ناقصه است و مانند فعلش عمل کرده) لال و بعملها من غیر شرط زمان و بمخالفه فعلها فى العمل و بعدم جریانها(2) على المضارع.
تبصره: و لمعمولها ثلاثُ حالاتٍ الرفعُ بالفاعلیه و النصبُ على التشبیه بالمفعول ان کان معرفهً(ان کان المعمولُ معرفةً) و التمییزِ ان کان نکره و الجرُ بالاضافه و هى معَ(ظرف و حال از هی) کلِّ من هذه الثلاثه اما باللام او لا و المعمول مع کل من هذه السته اما مضاف او باللام او مجرد صارت(هی=الستهَ=اسمِ صارت که فعل ناقصه است) ثمانیهَ عشر فالممتنعُ الحسنُ وجهِه و الحسنُ وجهٍ و اُختُلِفَ فى حسنُ وجهِه.
اما البواقى فالاحسنُ ذو الضمیرِ الواحد و هو تسعهُ و الحسنُ ذو الضمیرین و هو اثنان و القبیحُ الخالى(اعرابش تقدیری است) من الضمیر و هو اربعهٌ.

(1) ثبوت دو نوع است
    1. استمرار و دوام
    2. اتصاف: ضارب: ذاتٌ ثبت له الضرب
حدوث: چیزی که قائم به غیر است بنابراین جمیل هم دارای حدوث است زیرا زیبایی قائم به فرد جمیل است اما به علت دوامش صفت مشبهه است و به نحو دوام جمیل است پس ثبوت دارد بنابراین در مدلول صفت مشبهه حدوث ندارد اما در خارج حدوث دارد.
(2) جلس جارٍ مجری کتب ، این یک اصطلاح صرفی است و به این معناست که «هم وزن» هستند و کانه هر دو در یک مجرا حرکت میکنند. در اینجا میگوید که لازم نیست هم وزن باشد البته منظورش وزن عروضی است.

 

تفاوتهای صفت مشبهه و اسم فاعل:
    1. صفت مشبهه فقط از فعل لازم ساخته میشود به خلاف اسم فاعل که از لازم و متعدی ساخته میشود.
        رحیم، علیم و ... که از افعال متعدی است به چه صورت است که صفت مشبهه شده است؟
        پاسخ: تعدی و لزوم به حسب معناست و نه به حسب لفظ. به این معنا که اگر بخواهم یک فعل متعدی است یا لازم، نباید از کتاب لغت استفاده کنیم بلکه ملاک معناست که آن معنا را باید با کتاب لغت فهمید و با این معنا باید دقت کرد که آیا تجاوز از فاعل داشت متعدی است و اگر تجاوز نکرده بود لازم است.
            یَعلمُ ما فی الارض
            با درک معنا از کتاب لغت متوجه شده ایم که این علم از فاعل تجاوز کرده است و به فی الارض تعلق گرفته است.
            هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون
            آیا کسی که دارای علم است و کسی که دارای علم نیست مساوی است؟ در این استعمال و با معنا متوجه میشویم که از فاعل تجاوز نکرده است.
        علیم که مطرح شد، از فعل لازم ساخته شده است و کسی که میگوید علیم از علمِ متعدی ساخته شده است، علم را به لحاظ و اعتبار لفظ متعدی دانسته است در حالی که به لحاظ استعمال و معنا لازم است.
    2. ال داخل بر صفت مشبهه نمیتواند موصوله باشد بر خلاف اسم فاعل که میتواند اسم موصول باشد. (البته این طبق قول همه نیست)
    البته باید توجه داشت که اگر صفت مشبهه بر وزن اسم فاعل و مفعول ساخته شود نمیتواند ال موصوله بگیرد اما اگر صفت مشبهه نباشد میتواند ال موصوله بگیرد بنابراین باید از طریق معنوی میان صفت مشبهه و اسم فاعل تفکیک کرد.
    3. عمل صفت مشبهه مشروط به زمان نیست به خلاف اسم فاعل 
    توجه کنید که مشروط به اشیاء خمسه هست اما مشروط به زمان نیست.
    4. اسم فاعل از جهت عمل موافق با عاملش است(یعنی اگر فعلش لازم است اسم فاعل هم فقط میتواند فاعل بگیرد و ...) به خلاف صفت مشبهه که از جهت عمل میتواند مخالف فعلش باشد بنابراین صفت مشبهه به معمولش میتواند نصب بدهد.
            § شَرُفَ (لازم است) اما میتوان گفت: زیدٌ شریفٌ اباهُ ، زیدٌ جمیلٌ وجهَهُ
    5. صفت مشبهه از جهت وزن عَروضی لازم نیست حتماً مانند فعل مضارعش باشد اما در اسم فاعل قطعاً وزن عروضی یکی است.
    حاشیه:
    وزن:
        1) تعریفی(صرفی): اتحاد در دو مورد دارد
            1) اصل حرکت و سکون
            2) شخص حرکات
        2) عروضی
            1) اتحاد در اصل حرکت و سکون
            § جالس ، یجلس
            در مورد حرکت آخر بحث نمیکنیم زیرا معرب هستند داریم:
            جالِس = -َ -ْ -ِ  ،  یجلِس = -َ -ْ -ِ
            در مورد این دو کلمه میگوییم:
            الکلمتان موازنتان بالوزن الصرفی
            قاتِل = -َ -ْ -ِ  ،  یقتُل = -َ -ْ -ُ
            هر دو در اصل حرکت و سکون متحد هستند اما در شخص حرکات یکی نیستند زیرا در حرف سوم متفاوتند.
            در مورد این دو میگوییم: الکلمتان موازنتان بالوزن العروضی
            نتیجه:
            وزن عروضی اعمّ از وزن صرفی است
            وجه تسمیه: 
            وزن صرفی میگویند زیرا در علم صرف از این نحوه وزن بحث میشود و به دومی عروضی گفته اند که در شعر استفاده میشود و در علم عَروض استفاده میشود که مربوط به شعر است.

تبصره:
حالات صفت مشبهه     حالات معمول صفت مشبهه     حالات معمول صفت مشبهه
    از حیث اعراب
ال دار    مرفوع:     ال دار
    بنابر فاعلیت
بدون ال    منصوب:    مضاف
            1. بنا بر «تشبیه به مفعول»
            معمولِ منصوبِ معرفه
            2. بنا بر تمییز
            معمول منصوبِ نکره
    مجرور:     مجرد از ال و اضافه
    مضاف الیه بودن
بعضی محققین حالات صفت مشبهه را تا 14000 حالت رسانده اند و حالات فوق را در صورت ضرب کردن در یکدیگر میشود 2 * 3 * 3 = 18 و در این درس حالات مختلفه را ارزش گذاری  میکنیم.


تقسیم بندی حالات استعمال هجده گانه صفت مشبهه:
در حالات مختلف، استعمالِ صفت مشبهه در اسلوب های زیر دارای ارزش های مختلفی است به این معنا که مثلاً استفاده در یک اسلوب خاص، احسن است و در حالت دیگر ممتنع است. در این بحث تقسیم بندی ها را میگوییم و هر کدام از این مباحث دلیلی دارد که در ادامه و تفصیل مباحث مطرح میشود.

    1. أحسن: هنگامی که در صفت مشبهه و معمولش یک ضمیر راجع به موصوف وجود داشته باشد که 9 حالت دارد: (نکته برای حفظ کردن: أحسن اولش یک دارد و شامل مواردی است که بر یک ضمیر راجع دلالت دارد)
            § جاء زیدٌ حسنٌ وجهُه
            در این مثال در حسن ضمیر راجعی به زید موجود نیست زیرا فاعلش وجهُ است که اسم ظاهر است. 
    2. حسن: دو حالت دارد. 
            § جاء زیدٌ الحسنُ وجهَه
    3. مختلف فیه: یک حالت دارد.
        ○ صفت مشبهه بدون ال مضاف به معمول مضاف به ضمیر موصوف
            § جاء زیدٌ حسنُ وجهِه
    4. قبیح
        ○ هنگامی که در صفت مشبهه و معمولش هیچ ضمیر راجع به موصوف وجود نداشته باشد
            § جاء زیدٌ الحسنُ وجهٌ
            وجه فاعل حسن است و فاعلش است و وجهٌ هم ضمیر ندارد.
    5. ممتنع
        ○ در دو حالت:
        1) صفت مشبهه ال دارِ مضاف به معمولِ مضافِ به ضمیرِ راجع موصوف صفت مشبهه
            § جاء زیدٌ الحسنُ وجهِه  (آمد زیدی که نیکو صورت است)
            الحسن ال دار است، اضافه به معمولش هم شده است و وجه فاعلش است، و معمول هم اضافه شده است به ضمیری که مرجع آن ضمیر  زیدی که موصوفِ صفت مشبهه است.
        2) صفت مشبهه ال دارِ مضافِ به معمولِ مجردِ از ال و ضمیر
            § جاء زیدٌ الحسنُ وجهٍ
            

ما در بحث صفت مشبهه گفتیم که از فعل لازم است ولی در استعمال مشاهده کردیم که گاهی صفت مشبهه به معمولش نصب داده است راه حل چیست؟
در این موارد به آنچه مفعول آمده است شبهه مفعول گفته میشود. به عبارت دیگر یک منصوب دیگری به منصوبات اضافه میکنیم و آن شبهه مفعول است و در باب صفت مشبهه است.
چه تفاوتی میان جاء زیدٌ وجهَه با وجهُه وجود دارد؟
هیچ تفاوتی ندارد. تحقیقا متوجه شده ایم که عرب اهل ازدیاد الفاظ است مانند اینکه با وجود لا شبیه لیس لات درست شده است که به آن زیادی الفاظ گفته میشود. در این مورد هم به این صورت است یعنی گاهی گفته اند وجهَ و گاهی گفته اند وجهُ بنابراین با توجه به اینکه از نظر معنا تفاوتی ندارد پس این هم همان فاعل است که منصوب شده است بنابراین به آن شبه مفعول گفتیم.

                                                     (اعرابِ معمول)
جاء زیدٌ            مرفوع    منصوب    مجرور
الحسن الوجه    قبیح    أحسن    أحسن
الحسن وجهه    أحسن    حسن    ممتنع
الحسن وجه      قبیح    أحسن    ممتنع
حسن الوجه      قبیح    أحسن    أحسن
حسن وجهه      أحسن  حسن    مختلفٌ فیه
حسن وجه         قبیح    أحسن    أحسن

    1. اگر یک ضمیر داشت حسن
    2. اگر دو ضمیر داشت أحسن
    3. اگر ضمیر نداشت قبیح
    هنگامی که صفت مشبهه به معمولش اضافه مشود اگر فاعلش هم باشد به علت اینکه مجرور میشود در این حالت دیگر فاعل ندارد و درون حسن هو مستتر دارد.
    
وجه تسمیه:
باید رابطی میان موصوف و صفت مشبهه وجود داشته باشد و اصل بر این است. با این مبنا، أحسن الوجوه آن صُوری هستند که این اصل را در استعمال صفت مشبهه دارا میباشند و آن حالتی است که عائدی وجود داشته باشد و اگر این عائد بیش از یکی شد حُسنی به کلام اضافه نمیشود بلکه ضمیری اضافی در کلام ایجاد شده که به آن حَسَن گویند.

علل امتناع و اختلاف:
    1. وجه امتناع حالتِ الحسنُ وجهِه:
    تعارض با غرض اضافه لفظیه:
    اولاً: این اضافه لفظیه است 
    ثانیاً: تخفیف در اضافه لفظیه ای که مضاف صفت مشبهه باشد به دو منظور انجام میشود و اگر هر دو غرض حاصل نشود دیگر اضافه لفظیه نیست:
        1) حذف تنوین از صفت مشبهه
        2) حذف ضمیر موصوف از معمول صفت مشبهه
        بنابراین اگر در یک اضافه لفظیه این دو مورد وجود داشته باشد مفید تخفیف است و هر دو مورد باید وجود داشته باشد تا به آن تخفیف بگوییم. 
        با توجه به این مطلب در مثال الحسنُ وجهِه این وجود ندارد زیرا چنین تخفیفی در مثال فوق وجود ندارد زیرا ضمیر هاء که عائد به زید است باقی است بنابراین اضافه لفظیه ای داریم که به غرض تخفیف نیست!!! پس این حالت ممتنع است و مثال فوق با صفت مشبهه بودن منافات دارد.
    2. وجه امتناع الحسنُ وجهٍ
    تعارض با ساختار اضافه لفظیه:
    در این مورد هم اضافه لفظیه است و با توجه به مطلب فوق، در این حالت ظاهراً باید مثال صحیحی باشد زیرا هر دو غرض اضافه لفظیه را داراست اما بعضی از نحویون در بیان توجیه این مورد میگویند اسم یا باید اضافه شود، یا ال بگیرد و یا تنوین بگیرد و جمع میان این سه مورد ناممکن است اما در این مثال مضافی داریم که ال دارد و جزء حالات استثنایی که در اضافه لفظیه، مضاف میتواند ال بگیرد هم نیست.
    3. علت مختلفٌ فیه بودن وجه حسنُ وجهِه
    اولا باید بیان شود که اختلاف میان کدام دو حالت است. مختلف فیه به این معناست:
        1) قول اول: (سیبویه و جمیع بصریین)
        ○ حکم: جواز مع القبح فی الضروره الشعریه
            جایز میدانند اما مقید به دو قید اول اینکه با اینکه جایز است اما ما این صورت را هم ملحق به آن چهار صورت قبیحه میدانیم و تفاوتش در قید جوازی است که هنگام ضرورت شعریه وجود داشته باشد. که آن هم زمانی است که شاعر اجباراً لازم است که صفت مشبهه ای با این اسلوب استفاده نماید. بنابراین در نهایت این دسته قائل به این هستند که علاوه بر قبیح بودن دو قید دیگر هم برای جواز استعمال لازم دارد بنابراین از آن چهار دسته قبیح، استعمالش مقیدتر است!
            علت قبیح دانستن بصریین:
            علتی که آنها قائل به آن هستند عدم وجود ضمیر نیست بلکه میگویند اضافه لفظیه است و باید به غرض تخفیف باشد، پس باید تا آنجا که ممکن است، تخفیف حاصل شود از جمله کارهایی که در تخفیف صفت مشبهه میتوان انجام داد حذف ضمیر راجع به موصوف است که در این مثال اتفاق نیافتاده است. اما کوفیون میگویند به این صورت نیست که لازم است حتماً نهایت تخفیف لازم است و به هر میزانی که تخفیف حاصل شد کافی است.
        2) قول دوم: (کوفیون) 
        ○ حکم: جواز مع عدم القبح و فی السعه(فراخی و عدم ضرورت)
 

نظرات (۰)
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی