طلبگی تا اجتهاد

آنچه که لازم است عرض بکنم - که از همه‌ی این مطالب مهمتر است - نسبت حوزه‌های علمیه است با انقلاب و نظام اسلامی. هیچ کس در عالم روحانیت، اگر انصاف و خرد را میزان قرار بدهد، نمیتواند خودش را از نظام اسلامی جدا بگیرد. نظام اسلامی یک امکان عظیمی را در اختیار داعیان الی‌اللّه و مبلّغان اسلام قرار داده… این فرصت تا امروز کِی برای روحانیت وجود داشته؟
علاوه بر این، ابزارهای تسهیل‌کننده، مثل رایانه‌ها و ارتباطات اینترنتی و فضای مجازی و سایبری هم که الان در اختیار شماست![خطاب به روحانیون!).
اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید، میتوانید یک کلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمیشناسید، برسانید؛ این فرصت فوق‌العاده‌ای است؛ نبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خدای متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد: از فرصت این همه جوان، این همه استبصار، این همه میل و شوق به دانستن، شما برای ترویج معارف اسلامی چه استفاده‌ای کردید؟ نظام اسلامی یک چنین خدمتی به ما معممین و روحانیون کرده. مگر میتوانیم خودمان را کنار بگیریم؟
بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی 19/07/1391

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

رسانه های همسو

۲

آگاهی های قبل از ازدواج - استاد عباسی ولدی

 اخلاق، تهذیب نفس و خانواده خانواده و ازدواج

//bayanbox.ir/view/4589353057942847543/%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC.png

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

از سلسله جلساتی که سال های قبل استاد محسن عباسی ولدی در مدرسه معصومیه در زمینه ازدواج داشتند بحث هایی را نوشتم و آن را در اختیار دوستان قرار میدهم. انشالله که مفید فایده هم همگان باشد.  منتظر مطالب بعدی هم باشید.

هدیه خواندن این مطالب = 3صلوات برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان عج

جلسه اول  و دوم و سوم:

یک طلبه به خاطر شرایطی که دارد گزینه های محدودتری دارد فلذا باید انتخابش هنرمندانه تر باشد.

ازدواج در کل یک مقوله حساس است اما برای طلبه ها حساس تر

یعنی یا طلبه ها بعد ازدواج بهتر شدن و رشد کردن و یا از آن طرف زدن در خاکی و از طلبگی رفته رفته دور شدن

7 نکته کلیدی :

  1. انتخاب خویش قبل از انتخاب همسر.

 اصلی ترین نکته شاید همین مورد باشد. یعنی بدانی نوع زندگی ات چگونه است و  باید شخصیتت به ثبات رسیده باشد. مثلا شاید طلبه ای اهل بگو و بخند با نامحرم های فامیل باشد! هر چند که این در ذی طلبگی نمیگنجد اما او این طور است.

بعضی ها میگویند ما نمیتوانیم به این ثبات برسیم. چه کار کنیم؟

ج:در جواب به این افراد میگوییم: لا اقل شخصیت حقیقی خودتان را به طرف مقابل نشان دهید. مثلا بگویید من عاشق فوتبال بازی کردن هستم و هر روز با رفقا هستم. این اول لطف در حق خودتان است قبل از اینکه لطف در حق او باشد چون اگر او با تصور یک فرد آسمانی از شما وارد زندگی شود، بعدها زندگی شما دچار مشکل میشود.

  1. گزینش معیارها متناسب با انتخاب خویش قبل از انتخاب همسر
    1. اول باید معیارها در ذهن بیاید و بعد این معیارها در زندگی واقعی مثل یک خط کش برای تعیین مصداق ها عمل کند.
    2. گزینش معیارها:
      1. جزئی باشد. مثلا حجاب دغدغه همه طلبه ها است. اما  چند جور حجاب داریم:
        1. حجاب معمولی (مانتو رنگی ، مچ دست پیدا، زیر گلو پیدا و ...)
        2. حجاب شرعی (فقط گردی صورت و مچ دست تا انگشتان پیدا)
        3. حجاب برتر (حجاب بسته و زیبایی صورت خیلی معلوم نیست)
        4. حجاب با پوشیه (حجاب کاملا بسته)

این وظیفه شما طلبه است که در جلسه خواستگاری مطرح کنید که دقیقا چه حجابی از طرف مقابل خود میخواهید.

یا مثلا یک زندگی ساده و معمولی از نظر شما چیست؟ (با بیان مصداق)

  1. واقعی کردن معیارها
    1. مثلا قبل از نماز صبح بلند شویم با هم زیارت جامعه بخوانیم.

یک بخش هم واقعی کردن معیارهای خودتان است:

مثلا خودش آن قدر زیبا نیست اما توقع زیبایی بیش از حد دارد (در مورد ایده آل های معنوی هم همین هست یعنی تو که هنوز نماز اول وقتت مشکل داری چرا توقع از همسرت داری که نماز شب بخواند؟!

  1. واقعی فکر کردن یعنی اولا میخواهیم ازدواج کنیم و نمیخواهیم کلاس اخلاق تشکیل بدهیم. یعنی خود را فراموش نکردن. یعنی مصادیق خارجی را فراموش نکردن (ما از دختران موجود میخواهیم همسری برگزینیم)
  1. درجه بندی کردن معیار ها
    1. معیارهای درجه 1 (یعنی یکی از آنها در دیگری نباشد حاضر به ازدواج با آن نیستید هرچند موارد دیگر را در حد خوبی داشته باشد.)

مثلا چادری بودن، نماز خواندن

همین معیارهای درجه1 نیز برای افراد مختلف، متفاوت است. مثلا برای کسی که روحیه مسافرت ندارد. باید معیارهای درجه 1 اش این باشد که هم شهری ما باشد و خیلی اهل مسافرت نباشد. یا کسی باشد که اگر چند ماهی یا 1 سال هم خانواده اش را ندید، اذیت نشود.

  1. معیارهای درجه2  (معیارهای ترجیحی)
    1. باشد بهتر است اما نبود هم عیب نداره.

فایده تعیین معیارها:

1. به شما یک نظم ذهنی میدهد.

2. وقتی میخواهیم به کسی که بسپاریم، معیارهای درجه 1 و 2 را بیان میکنیم تا هر کسی را به ما معرفی نکند و این طوری معرفی ها نیز منظم میشود.

  1. حذف معیارهای متناسب با روحیه های اشتباه تا حد ممکن (خیلی مهم)
    1. مثلا شاید کسی بگوید من از خانواده های شلوغ خوشم نمی آید. دوست دارم همسرم نیز از خانواده کم جمعیت باشد. این روحیه غلط است. و باید سعی کنیم خودمان را اصلاح کنیم.
    2. این مورد به مورد اول (ثبات شخصیت) مربوط است. یعنی در همان مرحله باید سعی کنیم با خودمان کنار بیاییم  و این موضوع را برای خود حل کنیم . اما اگر نتوانستیم باید حتما حتما آن معیارهای اشتباه را در انتخاب خود در نظر بگیریم.

طلبه باید آنچه را که هست جزء معیارهای خود قرار بدهد نه اینکه آن چه را که باشد!

مثلا طلبه باید خوش اخلاق باشد اما من خوش اخلاق نیستم پس باید کسی را انتخاب کنم که دنده پهن(صبور و بردبار) باشد.

اگر رفتم خواستگاری و معیارهای درجه یک را بگویم و بگویم که بد اخلاق هستم؟ چه کسی به من دختر میدهد؟

ج: اولا باید خوش اخلاق شد و بعد ازدواج کرد. اما آن چیزی که الان هست و واقعیت دارد، تند خویی تو هست. پس کسی که با تو میخواهد ازدواج کند باید آستانه تحملش بالا باشد. اما برای خواستگاری که میرویم باید آنچه را که باید باشد، میگوییم.

برخی آنچه را که باید باشد به عنوان معیار در نظر میگیرند، در حالی که آنچه هست را باید به عنوان معیار قرار داد.

مثلا قیافه شاید برای یکی خیلی مهم باشد، هر چند شاید این معیار خیلی درست نباشد. اما میگوییم حالا که این معیار برای شما مهم است. باید این را حتما در طرف مقابل لحاظ کرد.

  1. توجه به هر معیاری به اندازه ارزشش

یعنی توجه داشته باشیم، نقش این معیار در ازدواج موفق چیست. مثلا من به یک بنده خدایی یک موردی معرفی کردم که پدرش کله پز بود و نپذیرفت. در حالی که من آنقدر این مرد را قبول داشتم که حاضر بودم پشت سرش نماز بخوانم.

داستان حمّال تبریزی (هرچی خدا گفت من گفتم چشم، حالا هم یک بار از خدا خواستیم)

  1. انتخاب بعد از تصمیم یا تصمیم بعد از انتخاب (شروع جلسه دوم)
    1. انتخاب: فتوا دل/ تصمیم: فتوا عقل (معنا قرار دادی است نه حقیقی)
    2. در جامعه امروز ما اکثر انتخاب صورت میگیرد بعد سراغ تصمیم بگیرد.
    3. در مواردی که اول انتخاب می آید و بعد تصمیم، در اغلب موارد عقل شکست میخورد. چرا که عقل دیگر نمیتواند تصمیم بگیرد؛ زیرا:
      1. وقتی انتخاب شکل گرفت، عقل از کار می افتد. (حبّک لشئ یعمی و یصمّ)

در روایت داریم: الهجران عقوبت العشق (عشق مجازی) بعد از اینکه یک مدت با هم زندگی کردند و نسبت به هم شناخت پیدا کردند از هم جدا میشوند!

  1. عقل اگر حتی خوبی و بدی ها را در اندازه واقعی ببیند و تصمیمی که اعلان میکنند، تصمیم درستی باشد ، باز هم ضمانت اجرایی ندارد. مثلا از اینکه در فلان جا موضع خوبی نسبت به رهبری گرفت، به این نتیجه میرسد که عجب آدم ولایی است و چقدر هسمر خوبی برای من میشود! (در حالی که صغری و کبری و نتیجه هر سه باطل است!) در حالی که چقدر زن و شوهر هایی داریم که هر دو، دو آتیشه ولایی هستند اما 1000 اختلاف و درگیری بینشان هست!

 

  1. گفتگوی خواستگاری
    1. این گفتگو میتواند تا حدود 40 الی 50 درصد به انسان شناخت بدهد. (البته اگر خبره باشید شاید بتوانید بیشتر از این نیز از طرف شناخت پیدا کنید)
    2. سوالات خواستگاری:
      1. سوالات باید به گونه ای باشد که جواب های توضیحی داشته باشد. بخلاف مثلا من نسبت به عفت زن عقیده دارم شما هم عقیده دارید؟ بلکه باید پرسید: نظر شما در مورد ارتباط با نامحرم چیست؟ آیا شما فرقی بین نامحرم فامیل و غیر فامیل میگذارید؟حجاب شما در مقابل پسرعمو و .. با حجاب شما در مقابل دوست من فرقی میکند؟ حتی بگذارید، خودش توضیح بدهد، شما مسیر را تعیین نکنید.
      2. حتما و حتما باید سوالات به گونه ای باشد که مطمئن باشید طرف اعتقاد خودش را به شما میگوید. برای همین سعی بکنید در سوال کردن هایتان عقاید خودتان را لو ندهید. مثلا نگویید: من معتقدم در مقابل نامحرم های فامیل نیز حجاب سنگین داشته باشید و ... شما چه اعتقادی دارید؟ با این کار شما قبل از اینکه او توضیح بدهد، شما موضع خودتان را لو دادید.
      3. حتی در مواقعی که عقاید ما را میدانند، طوری حرف بزنید که خلاف عقیده شما از سوالتان بر می آید. البته نه اینکه قصد گول زدن داشته باشید. مثلا میتوانم بگویم: متدین ها باید طوری رفتار بکنند که مردم از آنها زده نشوند. آنها را خشک مقدس حساب نکنند به نظر شما با توجه به این نکته یک مرد و یک زن متدین با نامحرم های چطوری باید رفتار بکنند.
      4. حداقل 60 الی 70 سوال باید بپرسید.
      5. روی سوالات خواستگاری خوب فکر کنید.
    3. تنظیم زمان گفتگو به اندازه فهم روحیه ها و معیارهای یکدیگر.

خیلی از پدر و مادرها در این مواقع عکس العمل نشان میدهند و یک ربع که گذشت به بهانه های مختلف سعی میکنند، جلسه را به پایان ببرند.

البته در این مواقع شما نیز میتوانید با والدین صحبت کنید و روشهای دیگری نیز میتوان برای آن داشت. مثلا یک مقدار از صحبت را برای همان جلسه بگذارید و مقداری دیگر را برای جلسات بعدی گذاشت. بعضی وقت ها باید تلفنی و حتی گاه باید به صورت مکتوب سوالات خود را از طرف مقابل بپرسید.

  1. در جلسه خواستگاری تبادل احساسات ممنوع (کاملا جدی!)

یعنی کاملا خشک صحبت کنید. مثلا در اول جلسه میگوید: خواهش میکنم شما شروع کنید. دوباره میگوید: خانم ها مقدم هستن.

حتی بعضا دیده شده طلبه اول جلسه این طور شروع کرده که بسم الله الرحمن الرحیم انه خیر ناصر و معین و ...

حتی اگر میخواهید بسم الله بگویید: در دل خود بگویید. جایی نیامده که بسم الله را بلند بگویید. شاید همین بسم الله نیز تحریک عاطفه بکند.

جلسه خواستگاری باید از احساس تهی باشد و هر چیزی که احساس تولید بکند در جلسه خواستگاری ممنوع است.

حتی دیده شده بعضی این گونه میگویند که من دیشب در خواب دیدم که یک اقا سفید پوش و یک خانم سبز پوش به خواب من آمدند و شما را به من معرفی کردند ... ؟؟؟؟!!!!

بعضی ها میگویند: اگر شما به بنده جواب منفی بدهید من دیگر با کسی ازدواج نمیکنم!

یا حتی میگویند: اگر شما به بنده جواب منفی بدهید، من خود کشی میکنم و ..

در این مواقع من به اون دختر خانم میگویم به او بگویید: برو خودت را بکش؛ یک نون خور کم تر!

  1. پرسش های خواستگاری:
    1. سوالاتی که من الان بیان میکنم به این معنا نیست که تک تک این سوالات را باید بپرسید.
    2. این سوالات به این معنا نیست که این سوالات به این ترتیبی که من دارم میگویم باید گفته شود.
    3. ممکن است یک سری چیزها برای شما معیار و ملاک باشد که در این سوالات گنجانده نشده. (برای همین باید برای سوالات خودتان وقت بگذارید.)
    4. در سوالاتتان به خاطر ظاهر طرف، سوالات خودتان را حذف نکنید. مثلا می بیند چون این ها متدین هستند. میگوید: در مورد مراسم عقد و عروسی سوال نکنیم. آنقدر آدم دعا کمیل خوان، نماز شب خوان و ... داریم که معتقد است یک شب هزار شب نمی شود.
    5. در جلسه خواستگاری تمام چیزهایی که فکر میکنید بدیهی است نیز بپرسید. مثلا میگوید: میداند که من طلبه قم هستم و دیگر نیاز نیست برای او شرح دهم که باید به قم برویم.
    6. حتی روحانی بودن پدر، عمو و دایی و ... طرف،باعث نشود که شما یک سری چیزها را نپرسید.  زیرا طلبه ها خیلی متفاوت از هم زندگی میکنند. یعنی طلبه ای که وقتی میروی خانه اش اگر ندانی طلبه است، به هیچ وجه از ظاهر زندگی او متوجه طلبه بودنش نمیشوی!
    7. حتی حتی درباره نماز. حالا مستقیما نپرسید که نماز میخوانید اما میتوانید بپرسید که به نظر شما کی انسان میتواند ازش بگذرد و قضا آن را بخواند؟ (بخش سوال مذهبی)
    8. خیلی از خانواده های شهرستانی نمیدانند اصلا طلبگی چیست. مثلا میگوید: کی به شما حجت الاسلامی را میدهند؟ کی به شما لباس میدهند؟
    1. سوالات در مورد آینده زندگی:
      1. عامل موفقیت در زندگی؟
      2. چه صفاتی برای همسر آینده لازم میدانید؟
      3. در زندگی کجا میخواهید برسید؟
      4. آرزوهایتان چیست؟ و چه توقعاتی از همسر خود دارید؟
      5. زندگی در شهرهای دیگر (خصوصا طلبه ها)؟
    2. مراسم عقد و عروسی:

 سوالات عقد و عروسی جایش در سوالات جلسه خواستگاری است. نه بعدا

  1. نظر شما در مورد عقد و عروسی چیست؟
  1. مهریه ؟ دوست دارید چقدر باشد؟
  1. سوالات خانوادگی(خصوصا برای طلبه ها):
  • در مورد مسایل مذهبی چطور عمل میکنند؟
  • در چه عقد و عروسی های شرکت میکنند؟
  • خانواده شما نسبت به جلسات مذهبی و ... چطورند؟
  • برای شادی خانواده شما چه برنامه هایی دارند؟ (مهم)
  • حرف اول و آخر را در زندگی شما چه کسی میزند؟ وشما چقدر به تصمیمات او گوش میدهید؟
  • چه کسی برا مشورت و درددل انتخاب میکنید؟
  • در خانواده شما دعواها سر چه چیزی است؟ میشه آخرین موردی که دعوا رخ داده بیان کنید. >> دقت: در این موارد که سوالات یک مقدار خاص میشود(اگر چه که هر دو طرف وظیفه دارند کاملا بیان کنند) باید احتیاط کرد.
  • چه کسانی را در فامیل الگو خود قرار میدهید؟و چرا؟ (مهم) >> این الگو همان خط کش طرف است. که اگر از آن فاصله بگیرید، رابطه شما آسیب میبیند.

یکی از رقبا آقاها در فامیل خانم، کسی است که آن خانم او را خیلی قبول دارد. مخصوصا در وصلت با خانواده هایی که پدر یا برادر و... یک جایگاه اجتماعی خاص دارد. مثلا پدر استاد دانشگاه است. اینجا من باید تصمیماتم را مطابق با تصمیمات پدر خانم که استاد دانشگاه هست، بگیرم یا نه حق انتخاب دارم. معمولا وصلت با این خانواده ها که یک فرد وجود دارد که همه از او حرف شنوی دارند، خیلی سخت است زیرا باید نعل به نعل با آن شخص بود و گرنه تنش هایی به وجود می آید.

پاسخ به این سوالات بستگی به شما دارد.

  1. سوالات اقتصادی(شروع جلسه سوم):
    1. در فیلم ضبط نشده بود!
  2. مسائل شخصی:
    1. سن؟
    2. محل تحصیل؟
    3. مرض خاصی دارید؟
    4. ویژگی های شخصی؟

معمولا از پرسیدن سوالات شخصی در جلسه خواستگاری غفلت میشود چرا که به همان داده های معرف بسنده میکنیم. در حالی که کاملا اشتباه است. یک دلیل عمده این است که اعتماد کاذب به حرف های واسطه به دو دلیل اشتباه است:

  1. مدتها با این فرد رفیق است اما درست و حسابی خصوصیات او را نمی داند.

خیلی از اوقات پیش آمده که کار تا مراسم عقد و عروسی پیش رفته بعد معلوم شده که مثلا این خانم از سن مد نظر ما چند سالی بزرگتر است! و ...

  1. همین سوالاتی که در جلسه خواستگاری پرسیدید را باید بعدا در تحقیق نیز بپرسید؛ تا صداقت فرد معلوم شود.

حتی اگر واسطه برادر طرف هم بود، به حرف های واسطه بسنده نکنید. و حتما حتما از خود فرد بپرسید.

  1. مسائل تحصیلی و فرهنگی:

ادامه تحصیل در زندگی طلبه ها به شدت مهم است. در این مورد واقع بینانه صحبت کنید یعنی ببینید میتوانید با ادامه تحصیل همسر خود با این شرایطی که الان وجود دارد، کنار بیایید.(این به معنای مخالفت مطلق با ادامه تحصیل نیست ولی حد و حدود آن را دقیق بیان کنید.)

آیا حاضرید همسر شما به خاطر ادامه تحصیل به یک شهر دیگر برود؟

آیا دوست دارید همسر شما برای ادامه تحصیل به هر دانشگاهی برود؟

آیا حاضرید به خاطر ادامه تحصیل، همسر شما در هر رشته ای ادامه بدهد؟(پزشکی و ...)

و خیلی سوالات دیگر که باید در جلسه کاملا مشخص شود.

نوع مطالعات؟ (بیانگر روحیات و تفکرات آن فرد است)

شخصیت های محبوب شما؟ (خیلی مهم)

مثلا داریم میگوید: من عاشق فلان شخص هستم. حالا اگر شما مطابق آن شخصیت شدید، محبوب هستید اما اگر مطابقت نداشتید، مطرود هستید.

میزان حساسیت طرف مقابل نسبت به مسائل سیاسی، جناح های سیاسی و شخصیت های سیاسی بدانیم؟

تلویزیون نگاه میکنید و چه برنامه هایی؟(حتما مطرح کنید)

مُد ؟ (یک عده ای از خانم های مذهبی از مد نمیگذرند ولی روی مدشان یک چادر می اندازند! مانتو بروز - رنگ بروز - روسری بروز و... )

اگر در بحث مد، چیزها فراتر از حد شرعی دارید بیان کنید. همین طور در مسائل دیگر مثل حجاب و ...مثلا شاید بیشتر ما طلبه ها دوست داریم بیشتر از گردی صورت را بپوشاند و زیبایی صورتش را همه نبینند. یا چادر ساده بپوشد. یا کفش زننده که باعث جذب همه بشود نپوشد.

  1. مسائل روحی و عاطفی
    1. از چه افرادی بدتان می آید؟ (خیلی مهم)
    2. حد تحمل تان با این گونه افراد چطور است؟ (مثلا اگر مادر زن آدم پرحرفی است و این اقا از این افراد خوشش نمی آید؛ تا چقدر میتواند اینگونه افراد را تحمل کند؟)
    3. آدم اجتماعی یا انفرادی هستید؟ بشدت اجتماعی : راهیان نوری > اردوی جهادی > بسیج دانشجویی .... بشدت منزوی: در خانه و به کار کسی ندارد...
    4. از چه مسائلی عصبانی میشوید؟ (مهم در بررسی خانم ها)
    5. بیشتر چه مواقعی گریه می کنید؟(مهم در بررسی خانم ها)

خانم ها نوع حساسیت هایشان خیلی با هم متفاوت است. و مخصوصا عاطفی هستند. اگر آن ها را نشناسید، بعدا به مشکل میخورید. مثلا ممکن است یکی با یک نگاه چپ، گریه اش در بیایید. یا ممکن است یکی از به هم ریخته بودن خانه اعصابش خراب شود.

  1. اگر بخواهید انتقاد کنید، چگونه انتقاد میکنید.
  2. خود شما در مقابل انتقاد عکس العمل نشان میدهید.
  3. شادی را در چه چیزهایی می بینید.
  4. اگر کسی بخواهد شما را خوشحال کند باید چه کار کند؟ (شرکت در دعای کمیل - سفر به کیش - بازارگردی)
  5. در تصمیم گیری چگونه عمل میکنید؟ (مستقل - وابسته)

مثلا مورد داشتیم که طرف چون با دختر عمه های خانم سنگین برخورد کرده است . مادر خانم از دست داماد ناراضی بوده و چون دختر هم شخصیت وابسته به مادرش داشته او نیز این انتقاد را به فضای زندگی خودشان کشانده و باعث پیدا شدن مسائلی در این بین شده است.

استقلال شخصیت: یعنی ثبات شخصیت داشته باشد و نگاهش به دهن مادر و خواهر و پدر و ... نباشد.

  1. اهل مشورت هستید؟ با چه افرادی مشورت میگیرید؟ چقدر به آن توصیه ها عمل میکنید؟

 

  1. مسائل مذهبی :
    1. حجاب؟
    2. رعایت حریم با نامحرم؟
    1. مثلا برای بعضی ها غیبت جزء ذات زندگی شان شده است. دیگر نمیتواند پشت سر این و آن حرف نزند.
    2. بعضی ها عوامانه فکر میکنند، اما دنبال ترقی و رشد هستند. این حتی اگر عوام زندگی کند، چون حس رشد و انگیزه تعالی دارد.
    3. خیلی ها در مورد مسئله نماز نمی پرسند. در هر دو طرف میزان حساسیت خودتان به مقوله نماز باید پرسیده شود. همچنین میزان حساسیتان به طرف مقابل در مورد این قضیه را نیز بیان کنید.

 


مطالب مرتبط

  1. معرفی کتاب برای مطالعه در زمینه ازدواج
  2. نمودار های مبحث ازدواج!
  3. مزاج شناسی در ازدواج

نظرات (۲)

  1. بنده دلخور

    سلام استاد عباسی امیدوارم در صحت و سلامتی باشید ان شا الله. نامزدم یکماهه با من قهره با اینکه خودش حرف زشت و نامربوط به من نسبت داده اما من ازش عذر خواهی کردم اما جوابمو نمیده و حاضر نیست علت حرف زشت و تهمت زده رو به من بگه و دوبارم همون دو روز اول دعوامون انکار کرده که چنین حرفی زده.قبلا هم همینکارو تکرار کرده بود البته یه ماه نشده آشتی میکرد اما ایندفه اصلا جوابمم نمیده چیکار کنم بنظرتون ؟؟
    • پاسخ:

      سلام علیکم
      لطفا سؤال خود را در این صفحه که سایت شخصی استاد عباسی ولدی است مطرح نمایید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی