طلبگی تا اجتهاد

آنچه که لازم است عرض بکنم - که از همه‌ی این مطالب مهمتر است - نسبت حوزه‌های علمیه است با انقلاب و نظام اسلامی. هیچ کس در عالم روحانیت، اگر انصاف و خرد را میزان قرار بدهد، نمیتواند خودش را از نظام اسلامی جدا بگیرد. نظام اسلامی یک امکان عظیمی را در اختیار داعیان الی‌اللّه و مبلّغان اسلام قرار داده… این فرصت تا امروز کِی برای روحانیت وجود داشته؟
علاوه بر این، ابزارهای تسهیل‌کننده، مثل رایانه‌ها و ارتباطات اینترنتی و فضای مجازی و سایبری هم که الان در اختیار شماست![خطاب به روحانیون!).
اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید، میتوانید یک کلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمیشناسید، برسانید؛ این فرصت فوق‌العاده‌ای است؛ نبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خدای متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد: از فرصت این همه جوان، این همه استبصار، این همه میل و شوق به دانستن، شما برای ترویج معارف اسلامی چه استفاده‌ای کردید؟ نظام اسلامی یک چنین خدمتی به ما معممین و روحانیون کرده. مگر میتوانیم خودمان را کنار بگیریم؟
بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی 19/07/1391

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

رسانه های همسو

پرسش و پاسخ درسی / منطق (استاد ابوالقاسمی)

 پرسش و پاسخ درسی منطق علمی دروس حوزوی

//bayanbox.ir/view/5251542638495634958/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85%DB%8C.png

بسم الله الرحمن الرحیم

به حول و قوه الهی، در این مطلب، با پرسش و پاسخ درسِ منطق در خدمت شما دوستان هستیم. این صفحه توسط استاد ابوالقاسمی مدیریت میشود. شما دوستان میتوانید پرسش خود را، ناظر به تمام سرفصل های مباحث منطقی در این صفحه مطرح کنید.

تذکر سردبیر سایت: نظرات خصوصی پاسخ داده نخواهد شد، بلکه باید نظر به صورت عمومی مطرح شود تا همه از پاسخ استاد بهره مند شوند.

نظرات (۱۵)

  1. سلام.وقت بخیر.
    قسمت اول منطق مظفرچقدر به فهم قسمت تصدیقات کمک میکند؟
    اگر کسی به هر دلیل قسمت تصورات را در نیمسال تحصیلی یاد نگرفت برای ورود به قسمت دوم چه اقداماتی انجام دهد؟؟
    با تشکر از زحمات شما
  2. سلام علیکم خیلی ممنونم از پاسختان به سوال قلب ام ....حل شد ..

    بنده میدانم که منطق خیلی مهم است ....
    اما در کلاس استاد که درس میدهد یغاد هم میگیریم و میفهمیم
    میگویند منطق را باید بلد بود استفاده کرد الان ما میدانیم که به فرض در بحث الفاظ دلالت وضعی چیست ...اما چگونه بادی ان را کاربردی کرد و مانند موم در دست باشد کل منطق ؟

    سوال دیگرم این هست که ایا لازم است بنده ای که پایه ۲ هستم و منطق ۱ و ۲ داریم میخوانیم دبال یزی و کتابی که تحقیقی کار بشود کرد بروم ....من چون به منطق علاقه دارم سریع تز از ادبیات میفهمم ....
    با تشکر
  3. با سلام ، خواستم اصطلاعات زیر رو برام توضیح بدید : فهم ،ذهن،خیال،وهم،عقل،درک از دیدگاه فلسفه و منطق با تشکر فراوان
  4. با عرض سلام
    سوال بنده این است که آیا می توان هر قضیه شرطیه را تبدیل به حملیه کرد؟
    مثلا "اگر کسی عقل دارد، پس حیاء و دین هم دارد" (مضمون روایتی است)
    می توان این قضیه را تبدیل کرد به :
    "هرکس دارای عقل است، دارای حیاء و دین نیز هست".

    آیا این تبدیل شرطیه به حملیه درست است؟ و آیا همواره می توان هر شرطیه ای به حملیه ی معادل خود تبدیل کرد؟
  5. سلام علیکم.در ابتدای منطق مظفر علیه الرحمه آورده شده که :
    وجودات خارجی و وجودات ذهنی
    در بای وجود خارجی هر آنچیزی که در خارج است وجود خارجی و آنچه که در ذعن از وجودات خارجی نقش میبندد وجود ذهنی است..

    حال :بنده در کلاس گفتم :گزینه سومی هم وجود دارد و آن اینکه:
    از وجود خارجی و وجود ذهنی چیزی به وجود می اید که نامش نمیدانم چیست اما هست
    مثلا شما انسان ۱۰ سر را فرض بفرمایید ....در خارج است ؟خیر در ذهن چطور ؟بله

    از ان ور میگوییم هر انچه که از خارج است در ذهن پدید میاید ...

    بنده میگویم ...انسان از خارج گرفته شده ....۱۰ سرش را ذهن ساخته
    و گزینه سومی سااخته شد ....که مخلوط خارجی و ذهنبیست ...آیا این درست است یا خیر ؟

    لطفا به ایمیلم هم ارسال کنید پاسخ را
    تشکر میکنم
    • پاسخ:

      با سلام خدمت دوستان بزرگوارم

      از اینکه در مسائل منطقی تأمل می فرمایید خوشحالم

      در پاسخ به پرسش شما نکاتی را تقدیم می کنم

      1. فرموده اید (در ابتدای منطق جناب مظفر رحمه الله علیه آمده وجودات خارجی و وجودات ذهنی) دوستان تلاش کنند که آدرس دقیق مطلب کتاب را بیاورند که پاسخ نیز دقیق شود اگر مراد بحث اقسام وجودات باشد که مصنف فرمودند چهار قسم وجود داریم خارجی ، ذهنی ، لفظی و کتبی (هر چند دو وجود اخیر را اعتباری دانستند) شاید هم مراد شما بحث مفهوم و مصداق باشد که مصنف تعریف مفهوم و مصداق را ارائه فرمودند

      2.  پرسش گر محترم ادعا می کنند که در کتاب گفته شده : (وجود خارجی هر چیزی است که در خارج است و آنچه که از وجود خارجی در ذهن نقش می بندد وجود ذهنی است) البته بنده به این عبارت یا مثل این عبارت در ابتدای کتاب برخورد نکردم

      3. ملاک تقسیم موجود به خارجی و ذهنی ظرف تحقق آن در ذهن و خارج است و چون بین ذهن و خارج از ذهن ، واسطه نداریم ، نمی توان گفت چیزی داریم که نه موجود ذهنی است نه خارجی(در مقابل ذهنی)

      4. اموری مانند انسان ده سر در ذهن تحقق دارند پس وجود ذهنی دارند(از اقسام علم یعنی علم خیالی است)

      5. وجودات ذهنی لزوما به شکل مستقیم از خارج بدست نمی آیند و در کتاب هم چنین چیزی گفته نشده پس شما بین دو نکته خلط کرده اید نکته اول ملاک تقسیم موجودات به ذهنی و خارجی است (ملاک ظرف تحقق این وجودات است) و نکته دوم نحوه شکل گیری مفاهیم ذهنی است که ممکن است یک مفهوم ذهنی از طریق حواس به دست آید (علم حسی) یا از طریق تصرف قوه متصرفه در حافظه(علم خیالی) و یا به وسیله قوای دیگری بدست بدست آید

      امید وارم برداشتم از پرسش شما درست باشد در هر صورت اگر درباره عبارتی از کتاب نکته ای دارید به شکل دقیق آدرس دهی شود انشاء الله پاسخ گو خواهم بود

      در پناه حضرت حق





  6. محمدرضا مرادی

    باسلام خدمت استاد محترم،سوالی داشتم در رابطه با بحث نسب اربع:گفته می شود که نسب اربع بین دو مفهوم کلی به لحاظ مصداق برقرار است با توجه به این موضوع چگونه گفته می شود نسبت بین حلاوة و سواد تباین کلی است حال آنکه این دو مصداقی ندارند و هرچه هست مصداق حلو و أسود است؟با تشکر
    • پاسخ:

      با سلام به دوستان دقیق و منطقی

      در پاسخ به سئوال دوستم چند نکته رو یادآوری می کنم

      نکته اول: کلیت یعنی محمولیت و محمولیت یعنی کلیت پس اگر مفهومی قابلیت حمل بر یک مصداق را نداشته باشد نسبت به آن کلیت ندارد و نسبت به آن اصطلاحا کلی حقیقی نیست اگر چه نسبت به مصادیق خودش کلیت داشته باشد

      نکته دوم : مفاهیمی مانند ضحک یا نطق و شبه آن قابلیت حمل بر مصادیقی مانند زید و بکر و عمرو و یا انسان را ندارند پس در مقایسه با این مفاهیم کلی نیستند و اگر گفته شود ضحک خاصه انسان است(از کلیات خمس است و کلی است) سخن دقیقی نیست بلکه تسامحا گفته شده ضحک از کلیان خمس است و یا کلی است (در مقایسه با انسان) و در حقیقت آنچه که کلی است ضاحک است نه ضحک(رک حمل مواطاة و اشتقاق؛ المنطق،101)

      نکته سوم: در پرسش دوستان نیز حلاوة و سواد را نباید با حلو (ذات ثبت له الحلاوة) و أسود(ذات ثبت له السواد) اشتباه گرفت رابطه حلو و اسود عموم و خصوص من وجه است (وجه اشتراک خرما و وجه افتراق از سوی حلو ،قند و وجه افتراق از سوی أسود، پارچه سیاه است)

      نکته چهارم: اما رابطه حلاوة و سواد چیست؟ آیا ایندو بر هیچ مصداقی منطبق نیستند و اساسا نسبت به هیچ مصداقی کلیت ندارند؟ در پاسخ باید گفت سواد(سیاهی) اقسامی دارد که مفهوم سیاهی بر این اقسام قابل حمل است برای نمونه سیاهی زغال سیاهی است (نه دارای سیاهی است) سیاهی کلاغ هم سیاهی است و ... یا تبسم خنده است(نه دارای خنده) و قهقهه خنده است و ... و یا شیرینی خرما شیرینی است و هکذا(رک شرح منطق سید کمال حیدری،1/395)

      نتیجه اینکه این دو  مفهوم حلاوة و سواد نیز مفاهیمی کلی هستند که نسبت به مصادیق خود کلیت دارند و هیچ فرد مشترکی با هم ندارند پس دو مفهوم کلی و متباین هستند

      البته این بحث دارای ابعاد دیگری نیز هست که جای آن در این مقام نیست

      در پناه حضرت حق باشید

  7. با سلام،اموزش منطق چه خلأ ای از تحصیل دورانه طلبگی تا اجتهاد را پر میکند،و اگر امکان داره سیر مطالعاتی منطق را بیان کنید
  8. عرض ادب و سلام خدمت استاد و تسلیت به مناسبت ایام سوگواری محرم
    از شما متشکرم برای فایل های صوتی تدریس منطق که در سایت می گذارید. با اینکه بنده طلبه حوزه نیستم واقعا از فرمایشات شما بهره کامل و فیض متواتر بردم و حظ وافر کردم.
    درخواستی دارم و آن اینکه لطفا منابع کاربردی مهم منطق را به زبان فارسی یا آنهایی که به فارسی ترجمه شده است و از دید شما خواندنی و مفید است با ذکر مولف و مترجم و انتشارات و در صورت امکان لینک دانلود در اینجا بیاورید تا ما بتوانیم جهت دانلود بصورت آنلاین یا در صورت لزوم خرید اقدام کنیم.(مثلا کتاب های ابن سینا، فخر رازی، ارسطو، خواجه طوسی...)
    بسیار علاقمندم در صورت امکان بصورت خصوصی درباره مغالطات و مباحث منطقی با شما صحبتی داشته باشم. آدرس ایمیل من در زیر آمده است.
    پیشاپیش از شما متشکرم.
    آدرس ایمیل:
    tarvajeha@gmail.com
    • پاسخ:

      با سلام و عرض تسلیت ایام عزای حسینی علیه السلام

      برای دوستانی که طلبه نیستند اما علاقه مند به مباحث منطقی هستند چند نکته را یاد آور می شوم.

      نکته نخست اینکه منطق علمی تخصصی است این علم دارای سه مرحله مقدماتی ، متوسطه و عالی است

      مرحله ابتدایی آن مرحله آشنایی با علم منطق است ، مرحله متوسطه حاوی مقدار قابل قبولی از مطالب برای به کار گیری متخصصان است و مرحله سوم سطح اجتهادی این علم است

      آموزش  این علم در مرحله دوم و سوم تنها از مسیر آموزش به همراه استاد مقدور است و طی کردن این مسیر بدون تحصیل منظم و استاد در شرایط عادی مقدور نیست

      با این حال برای آشنایی با علم منطق در سطح مقدماتی برخی کتاب ها را خدمت علاقه مندان پیشنهاد می کنم

      یکی از  روان ترین کتاب های پیشنهادی کتاب آشنایی با کلیات علوم اسلامی شهید مطهری ره بخش منطق است

      کتاب دیگر کتاب منطق یک از استاد منتظری مقدم است این کتاب در حوزه تدریس می شود این کتاب آموزشی است اما برای آشنایی با علم منطق مناسب است

      کتاب دیگری که برای آشنایی با علم منطق قابل استفاده است کتاب آموزش منطق استاد غرویان است

      سه کتابی که معرفی شد موجز و خلاصه هستند و به زبان فارسی نگاشته شده اند

      نکته پایانی اینکه استفاده حد اکثری از این کتاب ها نیز قطعا نیازمند استاد است با این حال برای آشنایی حداقلی با منطق می توان به شکل خود خوان از این کتاب ها بهره برد .

      شما از طریق همین سایت با هماهنگی  مدیر محترم سایت می توانید با بنده ارتباط داشته باشید

      در پناه حضرت حق باشید

  9. سلام!
    میخواستم بدونم برای کاربردی کردن منطق چه کار باید کرد؟!
    توی این زمینه یه عده به مثال های فارسی رجوع میدن و یه عده به آیات و روایات و یه عده هم...
    میخواستم بدونم بهترین روش از نظر استاد چیه؟!
    • پاسخ:

      با سلام خدمت تمامی دوستان

       این موضوع که منطق را چگونه کاربردی کنیم ؟ بسیار مسئله مهمی است

      در ابتدای کتاب شریف المنطق، جناب مظفر(ره) به این موضوع بسیار تأکید می کنند که به کارگیری منطق (مراعاتها) سبب جلوگیری از خطای در فکر است نه صرف آموختن منطق . متأسفانه بسیاری از دوستان به دلایل مختلفی با اینکه هم نظم حضور در کلاس دارند هم اهل مطالعه و مباحثه هستند اما در نهایت نمی توانند منطق را در علوم دیگر به کار بگیرند در حالی که لذت منطق آموزی در مرحله به کارگیری به کام انسان می نشیند.

      پس پرسش  این است که چرا نمی توانیم منطق را به کار بگیریم ؟

      پاسخ: مراحل آموزش را به درستی طی نکرده ایم

      مراحل آموزش درست منطق

      1. مرحله فهم مطالب : هدف اصلی در این مرحله فهم و درک درست مطالب است در این مرحله حضور منظم در کلاس ، توجه به مطالب استاد، تقریر مطالب ، مباحثه ، پیش مطالعه و.. نقش مهمی دارد(درباره این موضوع در گذشته مطالبی تقدیم شد مراجعه فرمایید)

      2.  مرحله تثبیت : هدف از این مرحله حضور ذهن پیدا کردن به اصطلاحات ، ساختارها و تقسیم ها، استدلالها و ... است در این مرحله همان گونه که بیان شده خلاصه نویسی و مرور مطالب نقش مهمی دارد(به مطالب قبل مراجعه فرمایید)

      3. مرحله تمرین و بکار گیری:  این مرحله نقش مهمی نیز در تثبیت مطالب (مرحله دوم) دارد

       شیوه های تمرین منطق

      1. منطق را منطقی بخوانیم : یکی از مهم ترین راه های تمرین منطق به کار گیری مطالب منطقی هنگام منطق خوانی است کتاب هایی مانند حاشیه دقیقا از همین روش استفاده کرده اند در این روش تمامی مطالبی که آموخته ایم را در هر قسمت کتاب به کار می گیریم برای نمونه در کتاب المنطق با بیست تعریف مواجه می شویم اولین کار این است که این تعریف چه تعریفی است حدی یا رسمی ، جنس آن چیست فصل آن چیست آیا شرایط تعریف (جامع و مانع بودن و ...) را دارد یا در همین کتاب با چندین تقسیم مواجه می شویم باید بپرسیم این تقسیمی است به حصر عقلی است یا استقرایی، آیا شرایط تقسیم را دارد یا در همین کتاب با ده ها استدلال موجه می شویم که باید آنها را از قالب زبان عرفی به زبان منطقی ترجمه کنیم و شرایط استدلال و نوع آنرا بررسی کنیم و به همین شکل باقی مطالب منطقی را در همین کتاب تمرین کنیم این موضوع با کمک استاد جهت گیری مناسب خود را پیدا می کند و اشکالات به مرور زمان رفع می شود

      2. بکار گیری منطق در زندگی روز مره : آیا تا به حال روزنامه ، مجله و یا مقاله خوانده ایم ، آیا با دیگران به گفتگو نشسته ایم ، در مباحث سیاسی و اجتماعی چگونه تحلیل می کنیم آیا تلاش کرده ایم آنچه را آموخته ایم به کار بگیریم ؟ متأسفانه بسیاری از منطق آموزان هنگام مواجه با یک مسئله و تفکر مانند گذشته تلاش می کنند از توانمندی های عمومی ذهن خود برای تحلیل و حل مسائل استفاده کنند در حالی مسیر درست به کارگیری آنچه را آموخته ایم است ما در زندگی خود هیچ تلاشی برای ترجمه زبان عرفی به زبان منطقی نمی کنیم و از زبان تخصصی منطقی هیچگاه بهره نمی گیریم برای مثال اگر کسی بگوید آب مفید است این گزاره در زبان عرفی بدیهی و روشن است اما در منطق ابتدا باید انرا به زبان منطقی ترجمه کرد گزاره در زبان منطقی دارای سور است پس باید پرسید هر آبی مفید است یا بعض آبها مفید است روشن است که گزاره نخست درست نیست چرا که سیلاب بسیار مضر است پس نکته مهم زدن عینک منطقی به چشم هنگام مواجهه با مسائله زندگی است در این موضوع سخن بسیار اما مجال اندک است

      3. بکار گیری منطق در علوم : مهم ترین مرحله شیوه تمرین منطق به کار گیری آن در علوم است ما منطق می آموزیم  تا از آن در علم اصول ، فلسفه ، فقه و ... استفاده کنیم معنای این جمله این است که در این علوم با استدلال ها و اصطلاعات گوناگون مواجه می شویم که باید آنها را با ابزار ها منطقی تحلیل کنیم؛ نه با توان عمومی ذهن، این مرحله در ارتقاء توان منطقی شما بسیار اساسی است

      چند نکته :

      1.کتاب های خوبی نیز تلاش کرده اند مسیر مناسبی برای تمرین در منطق ارائه دهند برخی از آنها عبارتند از :

      منطق در آییه روایات(جمعی از نویسندگان) که با مرحله سومی که باین شده تطبیق دارد

      منطق کاربردی و منطق مغالطات (علی اصغر خندان)

      2. یکی از اساسی ترین نکات برای تمرین منطق، دسته بندی مطالب منطقی است مطالب منطقی در یک طبقه بندی به مطالب پر کاربرد ، کم کاربرد و نظری صرف تقسیم می شوند

      مطالب پر کاربرد مانند: مشترک لفظی و معنوی ، اقسام و شرایط تعریف ، اقسام و شرایط تقسیم، اقسام استدلال و ...این مطالب مانند آچار فرانسه هستند و پیچ های بسیاری را برای ما باز می کنند پس باید به دقت آنها را رصد کنیم

      مطالب کم کاربرد مانند: برخی از اقسام قیاس اقترانی شرطی و ..

      مطالب نظری مانند: حقیقت تصدیق و ...(البته این مطالب اگر چه محتوایی نظری دارند اما آموختن آنها مسیری برای الگو گرفتن در تحلیل در مسائل دیگر است)

      انشاء الله با دقت و به کار گیری این مطالب ، لذت منطق آموزی را بچشیم

      موفق باشید




  10. با سلام این که شرایط عام قیاس و از جمله اینکه نتیجه تابع آخر مقدماتی است مخصوص شکل اول است یا تمام اشکال.
    ؟ چون در بعضی اشکال قاعده نتیجه تابع اخس مقدمات است جواب نمی دهد
  11. با سلام ، خواستم کتاب هایی که نیاز هست در زمینه منطق برای طول دوران طلبگی تا اجتهاد و آنچه پیش نیاز فلسفه است را معرفی بفرمایید.
    ممنون
  12. با سلام خدمت استاد عزیز
    در بحث موجهات مرکب، مرحوم مظفر در تفسیر لادائما، ذیل اقسامی که ذکر کرده است، مثلا مشروطه خاصه، بیان میکند که وقتی میگوییم:
    کل شجر نام بالضرورة ما دام شجرا لا دائما
    لا دائما به این معناست که
    لا شیء من الشجر بنام بالفعل
    و با توجه به تعریفی که از فعلیت در بخش موجهات مطلقه بیان شد:
    «هی ما دلت على أن النسبة واقعة فعلا و خرجت من القوة إلى الفعل و وجدت بعد أن لم»
    یعنی: فعلیه، آن قضیه ایست که دلالت میکند بر اینکه نسبتِ موجود در قضیه واقع شده است و این نسبت از قوه به فعل تبدیل شده و به وجود آمده بعد از این که وجود نداشته است، در ادامه میگوید خواه این وقوع دائمی باشد، یا نباشد و خواه در زمان حال باشد یا غیر آن و خواه ضروری باشد یا نباشد!
    بنابراین میتوان گفت فعلیت عبارت است از اینکه یک نسبت حداقل یک بار رخ داده باشد.
    حال به تفسیر ایشان از مشروطه خاصه برگردیم آنجا گفت:
    کل شجر نام بالضرورة ما دام شجرا و لا شیء من الشجر بنام بالفعل
    زیرا میتوان به جای لادائما آن جمله را نهاد.
    حال معنای این جمله این است:
    همه درختان رشد کننده اند بالضروره مادامی که درختند و [البته] هیچ درختی بالفعل نمو کننده نیست!!!
    اگر معنای بالفعل این است که نسبت نمو کردن برای درخت رخ داده باشد، معنای این جمله چیست؟
    آیا بدین معناست که حداقل یک بار رشد نکردن درخت به وقوع پیوسته و مثلا آن زمانی است که درخت دیگر درخت نبوده و قطع شده، حال که یک بار رخ داده است، میتوان گفت دیگر دائمی نیست و این همان معنای لادائما است.
    آیا این تقریر صحیح است؟
    • پاسخ:

      با سلام به دوست عزیز و  بزرگوارم

      از پرسش دقیق شما سپاسگزارم

      در پاسخ به پرسش شما چند نکته تقدیم می شود

      1. نویسنده محترم کتاب المنطق در این موارد از مثال مناسبی استفاده نکرده چرا که در این مثال ، قضیه مصرح ضرورت وصفی دارد در حالی که جدا کردن وصف شجریت از ذات شجر ممکن نیست . مناسب است در این موارد از مثال هایی استفاده کرد که با زائل شدن وصف ذات باقی باشد در غیر این صورت معنا ندارد که ضرورت وصفی باشد چرا که با رفتن وصف در حقیقت ذاتی باقی نمی ماند.

      2. در مثال مورد نظر ، تبیین شما از مثال درست است یعنی مفاد قضیه نخست این است که نامی بودن برای درخت ، مادامی که درخت است ضرورت دارد و  مفاد قضیه دوم این است که  برای همه درختان عدم نمو فعلیت ذاتی پیدا کرده در حالی که با حفظ شجریت ممکن نیست نامی بودن فعلیت پیدا کرده باشد چرا که نامی بودن جزء ذات شجر است و با رفتن آن شجریت هم می رود  مگر با دو توجیه ، توجیح نخست تبیینی است  که شما ارائه کرده اید یعنی شجریت را به معنای چوب بودن بدانیم و بگوییم درختی که مرده هنوز شجر(چوب) است در حالی که نامی بودن از آن جدا شده توجیه دوم این است که در نمو  تصرف کنیم  و بگوییم مراد از نمو ، نامی بودن نیست بلکه رشد کردن است ، در این صورت نیز می توان گفت شجر در زمستان رشد نمی کند یعنی عدم رشد برای شچر فعلیت پیدا کرده

      در هر صورت نکته سنجی شما صحیح است و این مثال ، نمونه مناسبی برای این بحث نیست  ، نمونه مناسب این است که بگوییم : هر انسانی متحرک است ضرورتا مادامی که ماشی است لا دائما( عدم تحرک برای تمامی انسان ها فعلیت پیدا کرده)

      در پناه حضرت حق

      برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به حاشیه مقرر، ص 263 ؛ منطق 2 ، ص 175



  13. سلام استاد
    لطفا یک بیوگرافی از خودتان به صورت کامل بفرمایید تا بهتر شما را بشناسیم و استفاده کنیم
    باتشکر
  14. با عرض سلام و ادب . سئوالی منطقی داشتم مدتها ذهن بنده رو مشغول کرده. ممنون میشم جوابش رو درج بفرمایید
    استعمال کل و اراده جزء نمودن آیا جزو دلالت تضمنی محسوب می شه؟ مثلا اگر کسی بگوید خانه ام خراب شد درحالیکه فقط سقف خانه اش خراب و شکسته باشه
    استعمال لازم و اراده ملزوم در کنایات جزو دلالت التزامی محسوب میشه؟

    لطفا نظر محققین و مشهور در این دو سئوال رو بیان بفرمایید.
    با سپاس فراوان
    • پاسخ:

      با سلام به دوست بزرگوارم

      آنچه که از ظاهر عبارت نویسنده توانمند کتاب المنطق به دست می آید این است :

      دلالت لفظ بر جزء معنای موضوع له در صورتی دلالت تضمن است که لفظ ابتدا در تمامی معنای موضوع له استعمال شده باشد و در ضمن آن دلالت بر جزء معنا هم بکند مانند خریدم کتاب را که در ضمن آن لفظ کتاب بر جلد نیز دلالت دارد.

      و به همین دلیل است که مناطقه می گویند دلالت تضمن و التزام فرع دلالت مطابقی است پس در هر دو دلالت باید معنای مستعمل فیه تمامی معنای موضوع له باشد و آنگاه لفظ به واسطه این دلالت بر جزء یا خارج لازم معنا نیز دلالت کند

      پس دلالت لفظ بر جزء بدون دلالت بر کل دلالت تضمن نخواهد بود بلکه از نوع استعمال مجازی و به واسطه قرینه انجام می شود

       و دلالت لفظ بر معنای مستعمل فیه خواه معنا حقیقی و خواه مجازی ، از سنخ دلالت مطابقی است .



      و قد یتوهم بعض من لا خبرة له بأن المعنى المجازی مدلول التزامی.

      و هو توهم فاسد ناشئ عن الاغترار ببعض تعریفات الدلالة المطابقیة بأنها دلالة اللفظ على تمام ما وضع له و هذه التعاریف مبنیة على المسامحة لغلبة استعمال اللفظ فیما وضع له.

      فالتدقیق فی الدلالة المطابقیة یعطی أنها دلالة اللفظ على تمام المعنى الذی استعمل فیه اللفظ و بهذا تشمل المعنى المجازی أیضا فإنه تمام المعنى الذی استعمل فیه اللفظ.( المقدمات و التنبیهات فى شرح أصول الفقه، ج‏2، ص: 27)

      برای مطالعه بیشتر رک مقصود الطالب /90 و حاشیه مقرر

  15. سلام براستادعزیز.حقیرالان پ 6 هستم میخواهم فلسفه کلام بخوانم ولی متاسفانه شهرستان بودیم ومنطق روخوب نخوندیم واستاد خوبی نداشتیم لذا الان نسبت به قواعد منطقی حضورذهن ندارم ودوباره دارم میخوانم البته باصوت جلسات شما، چی کارکنیم که اینبارکه منطق میخوانیم نسبت به قواعدش تسلط وحضورذهن کافی داشته باشیم، خواهش میکنم راهنمایی بفرماییدتاازسردرگمی وتحیر دربیام وطبق یک روش منظمی حرکت کنم. اجرکم عندالله
    • پاسخ:

      با سلام خدمت دوست بزرگوارم

      یکی از پرسش های رایج دوستان سئوال از ملاک آموزش درست منطق خوانی است

      من از کجا بفهمم آیا منطق را درست آموزش دیده ام یا خیر؟

      به شکل فشرده ملاک آموزش صحیح در یک کلمه خلاصه می شود:

      توانایی به کارگیری

      اگر بتوانیم علمی را که آموخته ایم به کار بگیریم یعنی از آن علم به خوبی تغذیه کرده ایم و آنرا به حیات علمی خود افزوده ایم.

      به بیان ساده همانگونه که تغذیه صحیح از غذای مادی به معنای این است که آن غذا جزء گوشت و خون ما شده، تبدیل به بازوی ما شده و ما می توانیم آنرا بازوی خود در فعالیت های روزانه قرار دهیم  تغذیه از یک علم هم یعنی جزء روح ما شده ملکه ما شده و ما می توانیم آنرا در مسائل زندگی خود به کار بگیریم.

      اما پرسش مهم دیگری با این پاسخ شکل می گیرد و آن اینکه چه کسی توانایی به کارگیری دارد؟

      پاسخ این است : کسی که حضور ذهن (تأکید می کنم) حضور ذهن نسبت به مطالب زیر داشته باشد

      1. اصطلاحات علم

      2. ساختار و تقسیمات علم

      3. استدلال های یک علم

      کسی که چنین حضور ذهنی دارد با کمی تمرین، به خوبی می تواند در مواجهه با مسائل گوناگون از علم منطق بهره بگیرد

      پس طی کردن مسیر آموزشِ درست در منطق نه نمره بیست، نه مباحثه و مطالعه به تنهایی و نه ... است، بلکه ملاک، تواناییِ به کار گیری، بر اساس حضورِ ذهن، نسبت به مطالب بیان شده است.

      البته این پایین ترین مرتبه کار و کمترین سطح آموزشی است.

      در پایان لازم است بدانیم آموزش صحیح مراحلی دارد که ان‌شاء الله در آینده از آن گفتگو خواهیم کرد.

      در پناه حضرت حق باشید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی