طلبگی تا اجتهاد

آنچه که لازم است عرض بکنم - که از همه‌ی این مطالب مهمتر است - نسبت حوزه‌های علمیه است با انقلاب و نظام اسلامی. هیچ کس در عالم روحانیت، اگر انصاف و خرد را میزان قرار بدهد، نمیتواند خودش را از نظام اسلامی جدا بگیرد. نظام اسلامی یک امکان عظیمی را در اختیار داعیان الی‌اللّه و مبلّغان اسلام قرار داده… این فرصت تا امروز کِی برای روحانیت وجود داشته؟
علاوه بر این، ابزارهای تسهیل‌کننده، مثل رایانه‌ها و ارتباطات اینترنتی و فضای مجازی و سایبری هم که الان در اختیار شماست![خطاب به روحانیون!).
اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید، میتوانید یک کلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمیشناسید، برسانید؛ این فرصت فوق‌العاده‌ای است؛ نبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خدای متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد: از فرصت این همه جوان، این همه استبصار، این همه میل و شوق به دانستن، شما برای ترویج معارف اسلامی چه استفاده‌ای کردید؟ نظام اسلامی یک چنین خدمتی به ما معممین و روحانیون کرده. مگر میتوانیم خودمان را کنار بگیریم؟
بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی 19/07/1391

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

رسانه های همسو

۱

خاطره‌ای جالب از سید ضیاء الدین درّی و تعبیر خوابی که انجام دادند + دانلود کتاب روح مجرد

 هویت طلبگی کتابخانه دانلود کتاب آشنایی با اساتید و بزرگان حوزه علمیه بزرگان

//bayanbox.ir/view/3964541357183667160/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF.png

بسم الله الرحمن الرحیم

در این مطلب، خاطره ای از آیت الله محمد حسین حسینی طهرانی، که در کتاب روح مجرد چاپ شده است را خدمت شما دوستان تقدیم مینماییم. ایشان در این بخش از کتاب، به نقل خاطره‌ای جالب، از خوابی که توسط مرحوم سید ضیاء الدین درّی تعبیر شد، پرداخته اند.

ضمنا متن کامل کتاب روح مجرد را نیز در این مطلب قرار داده ایم که در صورت تمایل میتوانید آن را دریافت و مطالعه بفرمایید.

 

مرحوم آقا سیّد ضیاء الدّین دُرّىّ  یکى از وعّاظ و اهل منبر درجه اوّل طهران، و استاد علوم معقول بودند؛ و اینک متجاوز از سى سال است که فوت کرده‏‌اند. حقیر در پاى منبر ایشان کراراً بوده‌‏ام؛ مسلک حِکَمى و عرفانى در منبر داشت، و بیانش جالب و منبرش محقّقانه بود.

 

در شب سوّم ربیع الثّانى یکهزار و چهارصد و دوازده هجریّه قمریّه، أخ الزّوجه حقیر: حجّة الاسلام آقاى حاج سیّد حسن معین شیرازى، در منزل بنده در مشهد مقدّس بودند، و از ایشان خواب جالبى را نقل نمودند، که ذکرش مقرون به لطف است:

معمولًا در طهران، هر واعظى را که براى یک دهه براى منبر رفتن در مجلسى دعوت می کردند، در شب آخر وى را براى همان دهه از سال دیگر نیز دعوت مینمودند. در آخرین سالى که مرحوم دُرّى در قید حیات بود، یک شب از دهه محرّم (شب هشتم یا نهم) جوانى از ایشان قبل از منبر سوال می کند که: مراد از این شعر چیست؟:

 

مرید پیر مغانم ز من مرنج اى شیخ             چرا که وعده تو کردىّ و او بجا آورد

 

مرحوم درّى میگوید: جواب این سوال را در بالاى منبر میدهم تا براى همه قابل استفاده باشد.

ایشان در فراز منبر از قضیّه نهى آدم أبو البشر از خوردن گندم، و داستان نان جوین خوردن أمیر المؤمنین علیه السّلام را در تمام مدّت درازاى عمر بیان مینماید، و حتّى اینکه آن حضرت در تمام مدّت عمر ابداً نان گندم نخورد و از نان جوین سیر نشد. و سپس میگوید:

مراد از شیخ در این بیت، حضرت آدم، عَلى نبیّنا و آله و علیه السّلام است‏ که وعده نخوردن از شجره گندم را در بهشت داد ولى به آن وفا نکرد و از امر خداوند سرپیچى نمود و گندم را تناول کرد. و مراد از پیر مغان حضرت أمیر المؤمنین علیه السّلام است که در تمام مدّت عمر نان گندم نخورد، و وعده عدم تناول از شجره گندم را او ادا کرده و به اتمام رسانید.

این مجموع تفسیر این بیت بود که وى بر سر منبر شرح داد و منبرش را خاتمه داد.

 

قبل از پایان سال، مرحوم درّى فوت میکند؛ و لهذا در سال بعد، در دهه محرّم در آن مجلس مَدعُوّى که باید حضور داشته باشد، نمى‏تواند شرکت نماید.

درست در سال بعد در دهه محرّم در همان شبى که این جوان سوال را از مرحوم درّى می کند، وى را در خواب مى‏بیند که: مرحوم درّى به نزد او آمد و گفت: اى جوان! تو در سال قبل در چنین شبى از من معنى این بیت را پرسیدى و من آنطور پاسخ گفتم. امّا چون بدین عالم آمده‏‌ام، معنى آن، طور دیگرى براى من منکشف شده است:

مراد از شیخ حضرت إبراهیم علیه السّلام است، و مراد از پیر مغان حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام؛ و مراد از وعده، ذبح فرزند است که حضرت إبراهیم بدان امر خداوند وعده وفا داد، امّا حقیقت وفا را حضرت أبا عبد الله الحسین علیه السّلام در کربلا به ذبح فرزندش حضرت علىّ أکبر علیه السّلام انجام داد.

 

فرداى آن شب، این جوان در آن مجلس معمولى همه ساله مرحوم درّى مى‌‏آید و این خواب خود را بیان می‌کند. و معلوم است که با بیان این خواب چه انقلابى در مجلس روى داده است.

منبع: کتاب روح مجرد،[یادنامه عارف کامل مرحوم حاج سید هاشم حداد رحمه الله علیه]، ص: 482

 

دانلود کتاب روح مجرد

دریافت

مشاهده متن کامل کتاب

 

 

نظرات (۱)

  1. خوب بود طبق تقویم ، در روز وفات یا بزرگداشت علما ، مطلبی هر چند کوتاه از زندگی یا پندهای ایشان می نوشتید.
    مخصوصا اگر با رویکرد طلبگی باشد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی