طلبگی تا اجتهاد

آنچه که لازم است عرض بکنم - که از همه‌ی این مطالب مهمتر است - نسبت حوزه‌های علمیه است با انقلاب و نظام اسلامی. هیچ کس در عالم روحانیت، اگر انصاف و خرد را میزان قرار بدهد، نمیتواند خودش را از نظام اسلامی جدا بگیرد. نظام اسلامی یک امکان عظیمی را در اختیار داعیان الی‌اللّه و مبلّغان اسلام قرار داده… این فرصت تا امروز کِی برای روحانیت وجود داشته؟
علاوه بر این، ابزارهای تسهیل‌کننده، مثل رایانه‌ها و ارتباطات اینترنتی و فضای مجازی و سایبری هم که الان در اختیار شماست![خطاب به روحانیون!).
اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید، میتوانید یک کلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمیشناسید، برسانید؛ این فرصت فوق‌العاده‌ای است؛ نبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خدای متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد: از فرصت این همه جوان، این همه استبصار، این همه میل و شوق به دانستن، شما برای ترویج معارف اسلامی چه استفاده‌ای کردید؟ نظام اسلامی یک چنین خدمتی به ما معممین و روحانیون کرده. مگر میتوانیم خودمان را کنار بگیریم؟
بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی 19/07/1391

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

رسانه های همسو

۵

القاموس المحیطِ فیروزآبادی + دانلود کتاب

 کتابخانه لغت دانلود کتاب

//bayanbox.ir/view/7696035279042046588/%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7.jpg

بسم الله الرحمن الرحیم

در این مطلب، کتاب بسیار ارزشمند و گرانبهای «القاموس المحیط»، نوشته ابوطاهر مجد الدین محمد فیروزآبادی را خدمت شما دوستان تقدیم مینماییم.

معرفی نوسنده و کتاب:

قاموس اللغه فرهنگ واژه نامه عربی به عربی در چهار جزء است. این واژه ‌نامه با شصت هزار مدخل بر اساس صحاح ِجوهری ولی با انتقاد از آن نوشته شده و چهاربار (دو بار در سده یازده، یک ‌بار در سده دوازده و برای بار چهارم با عنوان منتهی الارب در سده‌ی سیزده) به فارسی برگردانده شده‌ است.

محمد بن یعقوب بن محمد بن ابراهیم بن عمر بن ابوبکر بن احمد بن محمود بن ادریس بن فضل الله فیروزآبادی مکنّی به ابوطاهر (729-817ق. / 1329-1414م.) عالم لغوی، فقیه، محدث، مفسر، سیره نویس و مؤلف قاموس است.

فیروزآبادی اثرش را بر مبنای تهذیب اللغة ابومنصور ازهری (ف.370 ق.)، المحکم ابن سیده (ف.458ق.)، الصحاح جوهری (ف.393ق.) حواشی ابن بری (ف582ق.) نگاشته است. فیروزآبادی به نقل از صحاح و محکم و عباب بسنده نکرد بلکه به سه هزار کتاب با زبانهای دیگر از مهمترین کتب زمان خود رجوع کرد.

شیوه نگارش این لغت‌نامه:

ترتیبِ واژگان این فرهنگ، الفبایی و بر حسب حرف آخر و سپس حرف نخستِ شکل مجرد، یا ریشه کلمه‌ است. در تنظیم واژه‌ها در این روش (روش قافیه‌ای یا روش باب و فصل) با توجه به حرف پایانی کلمه، آن را بر اساس ترتیب الفبایی در باب مخصوص آن حرف جای می‌دهند.
سپس با رعایت حرف اول و دوم و سوم و چهارم واژه، آن را در فصلی که درون این باب قرار دارد می‌نهند. به عبارت دیگر، الگوی اصلی برای یافتن ریشه سه حرفی «فعل» به این ترتیب است: اول، ل؛ دوم، ف. برای نمونه مدخل «ولج» را در فصل مربوط به حرف «واو» آورده و سپس بر اساس ترتیب حرف آخر کلمه، نوشته است: «باب الجیم».

اهمیت قاموس:

فیروزآبادی نخستین کسی بود که به سبب گستردگی کار، نام قاموس (دریای بزرگ) را بر کتاب خویش نهاد. چه، وی ــ علاوه بر توضیح مصطلحات پزشکی، ذکر اسامی خاص استفاده از نشانه‌های اختصاری، ضبط دقیق واژگان و تفاوت گذاشتن میان حرف عله واوی و یایـی ــ خود نیز حدود ۲۰ هزار واژه به کتابهای لغوی پیشینیان چون المحیط ابن‌عباد، العباب صغانی، المحکم ابن‌سیده والبحر المحیط والنهر الماد اندلسی و الصحاح جوهری افزود.

مهمترین ویژگیهای قاموس:

  1. در میان آثار مجدالدین، قاموس از همه معروفتر است. دلایل این شهرت را می توان معلول عوامل ذیل دانست:
  2. ظهورش در زمانی صورت گرفته که فرهنگ نویسی در زبان عربی تقریباً مراحل کمال خود را می گذراند و مکاتب مختلفی را چون مکتب خلیل بن احمد (ف 100 هـ.) و مکتب قاسم بن سلّام (ف 223هـ.) و مکتب جوهری (394 هـ.) و غیره را پشت سر داشت؛ طبیعی است که از تجارب آنها برخوردار باشد.
  3. مؤلفش دانشمندی بلندپایه و مایه ور بود که در طلب علم و معرفت به سیر آفاق پرداخت و غرب و شرق را درنوردید و به منزلتی دست یافت که بزرگان در اکناف و اقطار زمین، مصاحبت وی را غنیمت می شمردند و در معاشرت با او رقابت می کردند.
  4. کتاب محصول عمری تجربه و تلاش در لغت و انس و الفت اوست در این زمینه؛ چنانکه خود نیز در مقدمه قاموس بدان تصریح می کند و می گوید: وإنی قد نَبَغتُ فی هذا الفنّ قدیماً و صبغتُ به أدیماً و لم أزل فی خدمته مستدیماً... (فیروزآبادی، 99:1998)
  5. دادن معنای همه صیغه های گوناگون واژه در همه اَشکال مجرد و مزید آن
  6. استدلال به آیات قرآنی و احادیث نبوی و اشعار اصیل عرب
  7. فراوانی مدخل ها بطوری که خود در مقدمه می گوید: کتابم را قاموس نامیده ام؛ قاموس یعنی دریای بزرگی که همه چیز را دربردارد؛ این کتابم نیز همه چیز را دربردارد.(همان)
  8. رعایت ایجاز و اختصار در توضیح واژه ها. در واقع قاموس خلاصه طرح کتاب دیگری بود در شصت جلد به نام «اللامع المعلم العجاب، الجامع بین المحکم والعباب» که از بیم فرارسیدن مرگ و ناقص ماندن آن، نتوانست قصدش را عملی سازد و به تألیف قاموس بسنده نمود.
  9. بکارگیری علائم اختصاری در نشانه ها که کاری ابتکاری بوده است؛ مانند: ع=موضع، د=بلد، ة=قریة، ج=جمع، جج=جمع الجمع، ججج=جمع جمع الجمع.
  10. آوردن اَعلام و اسامی اشخاص، قبایل و اماکن گوناگون (شهرها، روستاها و...) با ارائه توضیحی مختصر بدون ذکر شواهد. افرادی را هم که ذکر نموده شامل اصحاب، فقها، محدثان، مفسران و دیگر اشخاص معروف (چه زن چه مرد) هستند.
  11. آوردن اصطلاحات علمی در زبان عربی مربوط به گیاهان دارویی و بیان فوائد آنها و نیز ذکر بیماریها. همچنین اسامی جنگها و غزوات و انواع حیوانات و پرندگان و اسب ها و شمشیرها؛ به طوری که می توان تصور کرد که فیروزآبادی خواسته است قاموسش را به صورت دائرة المعارفی سرشار از انواع اطلاعات درآورد.
  12. فیروزآبادی در میان قاموس های قبل از خودش در ترتیب کتابش توجه ویژه ای به کتاب الصحاح ابونصر اسماعیل بن حماد جوهری (ف 393هـ.) داشت که خود شامل چهل هزار مدخل است. البته در بسیاری جاها مطالب این کتاب را نقد و رد می کند و ضعف های آن را برطرف می کند.
  13. تلاش فراوان برای ارائه کلمات فارسی عربی شده یا معرّب؛ که گمان می رود به خاطر ایرانی بودن وی، تلاش وی در این زمینه در مقایسه با دیگر فرهنگ نویسان بیشتر و برجسته تر است.
  14. گردآوری کلمات فصیح و غریب موجود در زبان عربی و تلاش مضاعف در ضبط الفاظ غریب و نوادر زبان و دادن توضیح مختصری درباره آنها.
  15. در ذکر افعال، ابتدا ماضی و مضارع و مصدر را به ترتیب آورده و اگر اسم باشد شکل جمع و جمع الجمع آن را هم گاهی آورده است. البته همیشه به این قواعد التزام ندارد.

دریافت

مطالب مرتبط:

  1. کتابخانه طلبگی تا اجتهاد

 

 

 

نظرات (۵)

  1. یا حق
    سلام
    ممنونم از اطلاعاتتون
    ببخشید منبع نوشتتون از کجاست؟
    برای کنفرانسم میخواستم
    • پاسخ:

      سلام علیکم
      نرم افزار قاموس شرکت نرم افزاری نور
  2. تشکر از پاسخهاتون
    ببخشید سوال دیگری داشتم،
    آیا راهی غیر از اونچه در صمدیه آمده ،برای تشخیص لا نفی جنس و شبیه لیس هست؟
    منظورم در صورتی است که ما معنی کلمات رو نمیدونیم وقرینه ای نیست،واعراب هم نداره چطور بفهمیم که کدوم لا است؟

  3. تشکر ای کاش آدرس کتاب نیز میدادید،برای تحقیق و...به دردم میخورد
    که کدامیک از علما وکتب قائل به تانیث لفظی آن هستند

    • پاسخ:

      منبع صرف ساده
      ص 239
      الاسم مذکرٌ او مونثٌ
      و المؤنث خاصه علی قسمین: لفظی و معنویٌ
      المونث اللفظی ما فی آخره احدی علامات التأنیث ...
      رحمه هم در آخرش علامت تأنیث دارد پس لفظی است.
      البته این گاهی دور از ذهن به نظر میرسد که مصدر نیز مؤنث یا مذکر باشد، اما طبق این تعریف، که مربوط به اسم است و شامل مصدر هم میشود، مصدر نیز باید مؤنث یا مذکر باشد که تکلیف رحمه معلوم شد.
  4. با سلام
    آیا کلمه رحمة مونث است؟(چه نوع مونثی است)لطفا اگر مونث هست یا نه مدرک‌ودلیلش را هم بفرمایید
    همچنین نظر فراء که آن را مونث میداند درست است؟
    • پاسخ:

      سلام علیکم
      رحمة مصدر است
      بنابراین دارای جنسیت حقیقی نیست.
      اما با توجه به تاء تأنیث، مؤنث لفظی است.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی