طلبگی تا اجتهاد

آنچه که لازم است عرض بکنم - که از همه‌ی این مطالب مهمتر است - نسبت حوزه‌های علمیه است با انقلاب و نظام اسلامی. هیچ کس در عالم روحانیت، اگر انصاف و خرد را میزان قرار بدهد، نمیتواند خودش را از نظام اسلامی جدا بگیرد. نظام اسلامی یک امکان عظیمی را در اختیار داعیان الی‌اللّه و مبلّغان اسلام قرار داده… این فرصت تا امروز کِی برای روحانیت وجود داشته؟
علاوه بر این، ابزارهای تسهیل‌کننده، مثل رایانه‌ها و ارتباطات اینترنتی و فضای مجازی و سایبری هم که الان در اختیار شماست![خطاب به روحانیون!).
اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید، میتوانید یک کلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمیشناسید، برسانید؛ این فرصت فوق‌العاده‌ای است؛ نبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خدای متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد: از فرصت این همه جوان، این همه استبصار، این همه میل و شوق به دانستن، شما برای ترویج معارف اسلامی چه استفاده‌ای کردید؟ نظام اسلامی یک چنین خدمتی به ما معممین و روحانیون کرده. مگر میتوانیم خودمان را کنار بگیریم؟
بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی 19/07/1391

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

رسانه های همسو

۳

قاعده مراعاة الخبر

 نحو 1

بسم الله الرحمن الرحیم

 

فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـٰذَا رَبِّی هَـٰذَا أَکْبَرُ ۖ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ یَا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِّمَّا تُشْرِکُونَ (انعام/78)

 

سؤال: همان طور که مشاهده می‌کنید در این آیه شریفه، مرجع ضمیرِ هذا، الشمس است که مؤنث است و باید ضمیر، هذه آورده می‌شد، اما مشاهده میکنیم که ضمیر به صورت مذکر آمده است، چرا؟

 

قاعده مراعاة الخبر: 

اذا دار الامر بینَ  مراعاة مرجع الضمیر  و بین مراعاة الخبر، فمراعاة الخبرِ اولی

 

این قاعده می‌گوید، اگر برای تعیین نوع ضمیر، میان مراعات مرجع ضمیر و مراعات تطابقِ مبتدا و خبر اختلاف ایجاد میشود، به این معنا که از یک سو نیاز است ضمیر را مؤنث بیاوریم و از سوی دیگر لازم است ضمیر مذکر آورده شود، مراعات خبر اولی است و بهتر است ضمیر را با توجه به خبر تعیین نمایید.

با توجه به این قاعده، در مثال فوق، خبر، ربّ است و نوع ضمیر، به مراعات آن، مذکر آورده شده است. 

 

مثال دیگر:

در بخشی از کتاب المختصر المعانیِ جناب تفتازانی نیز به این نکته بر خوردیم که ایشان نیز این قاعده را رعایت کرده است:

(و البلاغة فی الکلام مطابقته لمقتضى الحال مع فصاحته): اى فصاحة الکلام، و الحال هو الامر الداعی للمتکلم الى ان یعتبر مع الکلام الذى یؤدى به اصل‏ المراد خصوصیة ما، و هو مقتضى الحال

 

در این کلام نیز هو به خصوصیة بازگشت دارد که مؤنث است اما برای تطابق با مقتضی که خبر آن است، مذکر آمده است.

نظرات (۳)

  1. سید مهدی

    سلام.
    اولا در این مثال بحث مرجع و خبر مطرح نیست. تذکیر و تانیث هذا با مشار الیه اش مشخص می شود. و در این مثال مشار الیه محذوف است. لذا اکثرا آن مضاف الیه محذوف را یک اسم مذکر می گیرند. همچنین تاویل های دیگری نیز برای آیه می گویند که به تفاسیر مراجعه شود. مثل مجمع البیان.
    ثانیا سوال مهم این است که آیا باید مبتدا را با خبر تطبیق داد یا خبر را با مبتدا؟! درست این است که باید خبر را با مبتدا تطبیق داد. یعنی اگر خبر می تواند مذکر یا مونث باشد(مثل مثال دوم شما)، در این صورت است که اگر آن را مخالف مرجع ضمیر مبتدا یا مشار الیه مبتدا بیاوری، این قاعده به میان می آید.
    اما در مثال قرآنی اصلا خبر جامد است و نمی تواند مونث شود. لذا اسم اشاره ای که مبتدا شده است باید قطعا طبق مرجعش مذکر باشد. پس می فهمیم که مشار الیه اش مذکر است.

    با تشکر
    یاعلی
    • پاسخ:

      سلام علیکم
      با تشکر فراوان

      اعراب القرآن نحاس

       قالَ هذا رَبِّی‏ قال الکسائی و الأخفش: أی قال هذا الطالع ربی، و قال غیرهما: أی هذا الضوء قال أبو الحسن علی بن سلیمان: أی هذا الشخص‏


      اعراب القرآن درویش

      و جعل المبتدأ نظیر الخبر و إن کانت الاشارة الى الشمس لکونهما عبارة عن شی‏ء واحد، و لصیانة الربّ عن شبهة التأنیث، أ لا تراهم قالوا فی صفته: علام، و لم یقولوا: علامة، و إن کان علّامة أبلغ احترازا من علامة التأنیث‏


      اعراب القرآن عکبری

      و إنما قال للشمس «هذا» على التذکیر، لأنّه أراد هذا الکوکب، أو الطالع، أو الشخص، أو الضّوء، أو الشی‏ء؛ أو لأنّ التأنیث غیر حقیقی‏


       الاعراب المفصل لکتاب الله المرتل‏

      و الاشارة للشمس و هی مؤنثة فقد جعل المبتدأ مثل الخبر لکونهما عبارة عن شی‏ء واحد. و کان اختیار هذه الطریقة واجبا لصیانة الرب سبحانه عن شبهة التأنیث کقولهم فی صفة اللّه «علام» و لم یقولوا «علّامة» و هو الأبلغ و ذلک احترازا من علامة التأنیث.


      این مساله احتیاج به تحقیق بیشتری دارد

  2. سید رزاق حسینی

    لطفا آدرس این قاعده را بیان کنید که در کدام کتاب نحوی آمده است؟
  3. این قاعده رو من میدونستم ولی یادم رفته بود الآن برام یادآوری شد.
    ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی