طلبگی تا اجتهاد

آنچه که لازم است عرض بکنم - که از همه‌ی این مطالب مهمتر است - نسبت حوزه‌های علمیه است با انقلاب و نظام اسلامی. هیچ کس در عالم روحانیت، اگر انصاف و خرد را میزان قرار بدهد، نمیتواند خودش را از نظام اسلامی جدا بگیرد. نظام اسلامی یک امکان عظیمی را در اختیار داعیان الی‌اللّه و مبلّغان اسلام قرار داده… این فرصت تا امروز کِی برای روحانیت وجود داشته؟
علاوه بر این، ابزارهای تسهیل‌کننده، مثل رایانه‌ها و ارتباطات اینترنتی و فضای مجازی و سایبری هم که الان در اختیار شماست![خطاب به روحانیون!).
اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید، میتوانید یک کلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمیشناسید، برسانید؛ این فرصت فوق‌العاده‌ای است؛ نبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خدای متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد: از فرصت این همه جوان، این همه استبصار، این همه میل و شوق به دانستن، شما برای ترویج معارف اسلامی چه استفاده‌ای کردید؟ نظام اسلامی یک چنین خدمتی به ما معممین و روحانیون کرده. مگر میتوانیم خودمان را کنار بگیریم؟
بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی 19/07/1391

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

رسانه های همسو

۱

شرح فارسی بخش عربی کتاب صرف ساده، تقسیمات اسم

 صرف شرح فارسی بخش عربی کتاب صرف ساده

//bayanbox.ir/view/3974170501701697182/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87.jpg

بسم الله الرحمن الرحیم

در این مطلب، شرح فارسی مبحث تقسیمات اسم از بخش عربی کتاب را خدمت شما دوستان تقدیم میکنیم.

 

دریافت

تقسیمات اسم:
تقسیماتی برای اسم وجود دارد از جمله اینکه:
    1. مصدر و غیرمصدر
    2. جامد و مشتق
    3. مذکر و مؤنث
    4. متصرف و غیرمتصرف
    در چهارچوب این تقسیمات از تغییرات صرفی ای که عارض بر اسماء میشود، بحث میکنیم و همچنین به این تقسیمات، تقسیمات دیگری نیز  ملحق میشود:
    5. معرفه و نکره
    6. معرب و مبنی
در مورد این تقسیمات نیز عواضی صرفی وجود دارد که ان شاالله به همه آنها خواهیم پرداخت.
در مورد اسم معرب، تقسیم مخصوص دیگری به اعتبار حرف آخر کلمه وجود دارد که این تقسیم عبارت است از:
    1. مقصور
    2. ممدود
    3. منقوص
    4. صحیح
    5. شبه صحیح
در این قسمت این تعاریف را از حیث و وجهه صرفی آنها می آوریم:

مقصور:
اسم معربی است که به الف مقصوره ثابته ختم شده است و الف مقصوره الفی است که بعد از آن همزه وجود ندارد حال این الف به هر یک از چهار غرض ذیل آمده باشد، تفاوتی نمیکند و آن را همچنان مقصور مینامیم. اغراضی که به آن علت الف مقصوره می‌آید به این قرار است:
    1. منقلب از حرف اصلی
            § عصا، فتی، هُدی
    2. حرف تأنیث
            § عطشی، موسی
    3. الحاق
            § أرطی
    4. تکثیر حروف کلمه
            § قَبَعْثَری
به خلاف الفی که غیرثابته باشد مانند رأیتُ زیداً  که در هنگام وقف، یک الف به آن اضافه میشود و همچنین جائنی غلاما زیدٍ که هنگام اضافه، نون تثنیه افتاده و الفی ایجاد شده است اما به اینها مقصوره نمیگویند.

ممدود:
اسم معربی است که به الف زائده‌ای که مابعدش همزه است، ختم شده باشد. حال تفاوتی نمیکند که این الف و همزه به کدامیک از اغراض زیر آمده باشد:
    1. همزه اصلیه
            § قرّاء
    2. همزه بدل از حرف اصلیه
            § کِساء ، رِداء
    3. الف و همزه به قصد تأنیث
            § حمراء ، زکریّاء
    4. الف و همزه به قصد الحاق
            § حِرباءٍ
به اسمی که مختوم به الف اصلیِ مابعد همزه باشد، در علم صرف، ممدود گفته نمیشود اگرچه در علوم لغت و قرائت به آن ممدوده گفته میشود!

المنقوص:
اسمی است که به یاء ثابته غیرمشددِ ماقبل مکسور ختم شده باشد.
            § شجی ، قاضی، منادِی ، جواری ، لیالی ، 
    به خلاف اسمی که یاء آخرش غیرثابته باشد مانند:
            § احسِن الی أخیک
    به خلاف اسمی که ماقبل یاء اش مکسور نیست مانند:
            § ظبْی ، سعْی
    به خلاف اسمی که یاء آخرش مشدد است مانند:
            § کرسِیّ

صحیح:
اسمی که حرف آخرش حرفی صحیح و غیر از همزه‌ای باشد که ماقبل آن همزه الف زائده است! 
            § رجل ، مرْء ، مَرْأَة ، ماء ، داء
توجه کنید که اسمی که حرف آخرش همزه ماقبل الفِ زائده است، ممدوده نام دارد.

شبهه صحیح:
اسمی که به واو یا یاء ماقبل ساکن ختم شده باشد.
            § دلْو ، ظَبْی ، واو ، زای ، مدْعُوّ ، مرمِیّ ، کرسِیّ ، منفِیّ

توجه کنید که اصطلاح «صحیح» و «منقوص» در اینجا اصطلاح خاصی است که متفاوت است با آنچه در مقدمه کتاب راجع به تقسیم کلمه به صحیح و معتل و معتل به ناقص و ... مطرح شد!

 

 


حاشیه

مطالب مطرح در کلاس:
میگوید تقسیماتی در اسم وجود دارد و ذیل این تقسیمات عوارضی که ناشی میشود را بررسی میکنیم.
به درستی که از اقسام حاصل از این تقسیم ها عوارضِ صرفیه ای وجود دارد.
با آنها مواجه خواهیم شد.
صفحه 200
    1. سواءٌ: بندریگی 981: مؤنث الاسوَء(بد، ناپسند، به شک افتاده، و جمعش سُوء): زن شک کرده و بدگمان شده، صفت بد، خصلت ناپسند، خوی زشت، زن زشت و ...
    اما در  این کتاب با توجه به لغت نامه ترجمه و تحقیق مفردات قرآن، به معنای جای وسط و میانه و «غیر» به کار رفته است. 
        توجه: الگوی سواء همانند سواءٌ علیهم أأنذرتهم ... در قرآن است.
        به این معناست که خواه به این صورت باشد یا آن صورت ...
     2. أ: همزه تسویه است که برای مساوی دانسته شدن دو چیز می آید و در متن کتاب به نظر میرسد که به معنای خواه باشد. 
    3. کانت ناقصه است و مرجع هی مستتر در آن «الالف» است که معامله مؤنث با آن میشود. که معنا به این صورت است خواه منقلب از حرف اصلی باشد مانند عصا، فتی و ... یا اضافه شده برای تأنیث باشد مانند ...
    4. إِذَا: در معنای شرطیه است که جواب شرط آن محذوف شده است.


    

نظرات (۱)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی